X
تبلیغات
کیمیای سبز

کیمیای سبز
 
قالب وبلاگ
گروه زیست محیطی کیمیای سبز فعالیت خود برای پر کردن طومار برای استفاده صحیح از تالاب میقان و نجات این منطقه را آغاز کرد متن طومار بدین شرح است :

                                        سبز تویی که سبز می پوییم

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی نزاد

در سالهای اخیر بهره برداری از زمین و منابع طبیعی بسیار متنوع و با شتاب فراوان همراه بوده است به نحوی که باعث ایجاد آثار سو و جبران ناپذیری شده است.

تالاب ها از جمله اکوسیستم هایی هستند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوق العاده ای دارند که متاسفانه در سالهای اخیر در شمار اکوسیستم های تهدید شده در جهان قرار گرفته اند. تالاب میقان به عنوان یکی از زیبا ترین جلوه های اکوسیستمی استان مرکزی با مساحتی بالغ بر ۹/۵۴۵۹ کیلومتر مربع در فاصله ۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک واقع شده است. این تالاب ماوای بسیاری از گونه های کمیاب پرندگان همچون درنای معمولی می باشد. علاوه بر آن پوشش گیاهی منطقه نیز ویژگی های خاصی دارد در این منطقه ۷۳ گونه گیاهی وجود دارد که در فهرست اتحادیه جهانی I.U.C.N هستند متاسفانه از این تعداد ۸ گونه آسیب پذیر و ۲ گونه در خطر انقراض قرار دارد. از دیگر ویژگی های مهم تالاب میقان تاثیر مثبت آن بر تعدیل آب و هوای شهر اراک است که متاسفانه به دلیل وسعت ـ ویژگی های اکولوژی و میزان تاثیر گذاری آن بر اقلیم منطقه یک اکوسیستم حساس تلقی می شود.

در حال حاضر استقرار کارخانه املاح معدنی ایران در این منطقه که با برداشت غیراصولی و غیر علمی موجب بروز گرد و غبار سدیم و ترکیب آن با مه برخاسته از تالاب میقان منجر به تشکیل پدیده خطرناک مه  ـ دود می شود که علاوه بر تهدید جدی اکوسیستم تالاب میقان منجر به تشدید آلودگی هوای شهر اراک و تهدید سلامت ساکنان آن می شود که در تضاد جدی با تصویب نامه هیات وزیران در مورد طرح جامع کاهش آلودگی هوای شهر اراک می باشد.

به همین منظور ما امضا کنندگان این طومار به نمایندگی از مردم شهر اراک و طرفداران محیط زیست کشور خواستار :

۱ـ توقف هرچه سریعتر  واگذاری و بهره برداری ناصحیح از معادن سولفات سدیم این تالاب در قالب طرح جدید توسعه

۲ـ اصلاح ساختار غیر اصولی جاده احداث شده در تالاب که علاوه بر تقسیم تالاب به دو بخش شمالی و جنوبی قلب تالاب را نشانه رفته است

۳ـ اصلاح سیستم فاضلاب شهری مجاور منطقه

۴ـ اتخاذ تدابیر مدیریتی به منظور حفاظت هرچه بیشتر از پرندگان و گیاهان منحصر به فرد این تالاب هستیم.

و از رئیس جمهور محترم تقاضا داریم این بار نیز با اتخاذ تدابیر عدالت محورانه و سبز خود دستورات لازم را جهت حفظ این اکوسیستم طبیعی با ارزش به عنوان میراث نسل های آتی مبذول فرمایند.

 

                                                                                  موسسه زیست محیطی کیمیای سبز

                                                                                       جبهه سبز استان مرکزی

 

 کلیه علاقه مندان که مایل به امضای طومار هستند می توانند به آدرس موسسه مراجعه و یا با تلفن موسسه تماس بگیرند .

                                                                    موسسه زیست محیطی کیمیای سبز

                                                         

[ سه شنبه 29 آبان1386 ] [ 18:23 ] [ روایط عمومی ]

آلودگي درياي خزر حیات آبزیان را با مخاطره رو به رو ساخته است.

درياي خزر در سال هاي اخير وبر اثر آلودگي ناشي از عمليات اكتشاف واستخراج نفت در اين دريا با مشكلات زيست محيطي خطر سازی رو به رو شده است. شبكه تلويزيوني الجزيره طي گزارشي از قزاقستان اعلام كرد: آلودگي كنوني درياي خزر علاوه بر تاثير منفي آن بر محيط زیست دريايي اين درياي مهم، ثروت عظيم آبزيان آن را نيز در معرض تهديد قرار داده است.

درياي خزر كه روزگاري به داشتن ثروت بي كران آبزيان افتخار مي‌كرد، هم اكنون شاهد مرگ و نابودي هزاران گونه از ماهيان آن است.

گفتنی است عامل اصلي به مخاطره افتادن زندگي آبزيان اين دريا، ظهور ثروت ديگري در آن یعنی نفت است.

ذخاير عظيم نفتي كه ظرف ۱۰‬سال اخير در درياي خزر كشف شده است امروزه به بزرگ ترين خطر برای زندگي آبزيان وحيات دريايي آن به شمار مي‌رود.

عمليات اكتشاف و استخراج نفت در اين دريا موجب آلودگي بخش‌هاي زيادي از دريا وكناره‌هاي آن شده است . 

گزارش الجزيره مي‌افزايد كه اين آلودگي موجب كاهش تعداد ماهيان مولد خاويار سياه كه در جهان بسيار باارزش هستند، شده است.

گفتنی است، ورودي رودخانه‌ها به درياي خزر و هم چنين مناطق كم عمق اين دريا كه محل تردد ماهيان تخم گذار است، هم اكنون از اين گونه ماهيان تهي شده است.

رود اورال كه بزرگ ترين رود منطقه به شمار مي‌رود و در گذشته جولان گاه گونه های مختلف ماهيان بوده است هم اكنون از ماهي خالي است.


سازمان هاي مدافع محيط زيست در برابر اين وضعيت با اعلام خطر هشدار دادند كه تلاش براي نجات زندگي آبزيان درياي خزر يك تلاش نوميدانه است زيرا عمليات استخراج نفت از اين دريا ثروت آبزيان را در مرحله دوم اهميت پس از نفت قرار داده است.


[ سه شنبه 29 آبان1386 ] [ 9:46 ] [ روایط عمومی ]
مدیرعامل سازمان بنادر و کشتیرانی:
ایران به پروتکل مسئولیت ناشی از خسارات آلودگی نفتی در دریا ملحق شد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: ایران با تسلیم سند الحاق پروتکل اصلاحی کنوانسیون بین المللی مسئولیت ناشی از خسارات آلودگی نفتی در دریا از آبان ماه سال جاری به این پروتکل ملحق شد.

به گزارش روز سه شنبه گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران« ایسکانیوز» دکتر علی طاهری مطلق با اعلام این خبر تصریح کرد: الحاق ایران به این پروتکل با اعلام رسمی دبیرکل سازمان جهانی دریانوردی به سازمان بنادر و کشتیرانی صورت گرفته است.
معاون وزیر راه و ترابری افزود: این کنوانسیون بین المللی با ایجاد یک رژیم حقوقی یکنواخت بین المللی براساس فرض مسئول شناختن مالک کشتی های آلوده کننده، سعی در حمایت از قربانیان حوادث آلودگی نفتی در دریاها و اقیانوس ها دارد.
سواحل ایران به علت تردد مستمر نفتکش ها در خلیج فارس در مقابل سوانح آلودگی نفتی آسیب پذیر است و با الحاق ایران به این کنوانسیون در صورت بروز آلودگی، جبران خسارات زیان دیدگان از سرعت و سهولت مطلوب تری برخوردار خواهد شد.
همچنین در صورتی که نفتکش های ایرانی موجب آلودگی آب های تحت حاکمیت سایر دولت های متعاهد شوند، می توانند از مزایای مقرر در این کنوانسیون بهره مند شوند.
۱۱۸ کشور جهان الحاق به این پروتکل را مورد پذیرش قرار داده اند و الحاق ایران به این پروتکل مورد تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان نیز قرار گرفته است./
[ یکشنبه 27 آبان1386 ] [ 14:36 ] [ روایط عمومی ]


img/daneshnameh_up/4/48/PH_ALODGI_HAVA_01.jpg

دید کلی

  • چند بار تا به حال دوده خفه کننده ماشین‌ها را در خیابان دیده‌اید؟
  • چرا در روز روشن آسمان آبی را نمی‌بینید؟

  • فوران دوده از کارخانجات صنعتی چه فوایدی دارد؟

  • پناهگاه بیماران تنفسی در شهر آلوده کجا می‌تواند باشد؟

این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را در خود گم می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ها بلکه از تمام موجودات سلب می‌کند.

موضوع چیست؟

اوزون که جزء اصلی مه دود است، گازی است که از ترکیب اکسید نیتروژن و هیدروکربنها در حضور نور آفتاب بوجود می‌آید. در اتمسفر ، ازن بطور طبیعی به صورت لایه‌ای که ما را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، وجود دارد. ولی زمانی که در سطح زمین تولید شود، کشنده است.

اوزون از کجا می‌آید؟

اتومبیلها ، کامیونها و ... ، یکی از اصلی ترین منابع اوزون هستند. در سال 1986 ، مقدار حیرت انگیز 6.5 میلیون تن هیدروکربنهای مختلف و 8.5 میلیون تن اکسیدهای نیتروژن توسط خودروهای موتوری وارد هوا شدند. نیروگاهها ، کارخانه‌های شیمیایی و پالایشگاههای نفت نیز سهم بزرگی در همین مساله دارند و نیمی از انتشار هیدروکربنها و نیتروژن در کشور آمریکا مربوط به آنهاست.

خطر مه دود

صدمات ریوی ناشی از هوای آلوده به اوزون ، خطری است که هر 3 نفر از 5 نفر با آن روبرو هستند. اکثر مردم نمی‌دانند که مه دود به غیر از انسان به سایر موجودات زنده هم آسیب می‌رساند. مه دود ازنی ، مسئول صدمات زیاد به درختان کاج و نابودی محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق کشاورزی است.

هوای آلوده چیست؟

هر ماده‌ای که وارد هوا شود ، خواص فیزیکی ، شیمیایی و زیستی آن را تغییر می‌دهد و به چنین هوای تغییر یافته ، هوای آلوده گویند.

img/daneshnameh_up/b/bc/alodegi.jpg
زباله‌های موجود در هوا

هوای شهرها دارای یک ترکیب از گازهای
آلوده کننده می‌باشد. در شهر
لوس آنجلس ، گازهای کشنده ناشی
از کارخانجات با دوده ، اکسید نیتروژن ،
منوکسید کربن و سرب اگزوز
ماشینها ترکیب می‌شود.

عوامل آلوده کننده هوا

  • عوامل طبیعی: فوران‌های شدید آتشفشان ، وزش توفان ، بادهای شدید و … ، گازها و ذراتی را وارد هوا می‌کنند و سبب آلودگی آن می‌شوند.

  • فعالیت انسان: کارخانجات صنعتی ، کشاورزی ، شهرسازی ، وسایل گرمازا ، نیروگاهها ، وسایل نقلیه و ... ، از عوامل آلوده کننده هوا هستند.

مواد آلوده کننده هوا

  • منوکسید کربن: گاز سمی منوکسید کربن ، بطور عمده مربوط به خودروهایی است که مصرف سوخت آنها بنزین می‌باشد. این خودروها مقدار زیادی گاز CO را از طریق لوله اگزوز وارد هوا می‌کنند.

  • دی‌اکسید گوگرد: عمدتا مربوط به نفت کوره (نفت سیاه) است که در بعضی صنایع و تاسیسات حرارت مرکزی و تولید نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • اکسیدهای نیتروژن دار: بطور عمده مربوط به نفت کوره ، گازوئیل و مقدار کمتری مربوط به مصرف بنزین و نفت سفید است.

  • هیدروکربن‌های سوخته نشده: عمدتا مربوط به خودروهایی است که بنزین مصرف می‌کنند. نفت کوره و گازوئیل در این مورد سهم کمتری دارند.

  • ذرات ریز معلق: بطور عمده ، از سوختن نفت کوره حاصل می‌شود.

  • برمید سرب: در نتیجه مصرف بنزین در موتور اتومبیل‌ها حاصل می‌شود.

  • سایر ترکیبات سربی: بنزین خودروها اغلب دارای ماده‌ای به نام تترا اتیل سرب است که به منظور روان کردن کار سوپاپ‌ها و به‌سوزی بنزین به آن اضافه می‌شود. این ماده هنگام سوختن بنزین ، باعث پراکنده شدن ذره‌های جامد و معلق ترکیبات سرب در هوا می‌شود که هم سمی‌اند و هم به صورت رسوب‌های جامد وارد دستگاه تنفسی می‌شوند.

بالا ، بالا ، بالاتر

در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از اوزون وجود دارد که ما را از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت می‌کنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.

... و دورتر

ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین می‌برد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده ، مولکولهایی آزاد می‌کنند که اوزون را از بین می‌برد.

CFC ها چه موادی هستند؟

CFC ها موادی هستند که صدها مصرف گوناگون دارند. زیرا آنها تقریبا غیر سمی و مقاوم در برابر شعله بوده ، براحتی تجزیه نمی‌شوند. به خاطر چنین پایداری ، آنها تا 150 سال باقی خواهند ماند. گازهای CFC به آرامی تا ارتفاعات 40 کیلومتری صعود کرده و در آنجا تحت نیروی عظیم تشعشعات ماورای بنفش خورشید شکسته شده ، عنصر شیمیایی کلر را آزاد می‌کنند.

بعد از آزادی هر اتم کلر قبل از برگشت به زمین که سالها طول می‌کشد، حدود صد هزار مولکول اوزون را از بین می‌برد. سه و شاید پنج درصد لایه ازن در سطح جهان تاکنون توسط گازهای CFC تخریب شده است.

بعدش چی؟

با تخریب ازن در لایه‌های بالای اتمسفر ، کره زمین اشعه ماورای بنفش دریافت می‌کند که موجب بروز سرطان پوست ، بیماری آب مروارید چشم و تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود. با نفوذ بیشتر اشعه ماورای بنفش از لایه‌های اتمسفر ، اثرات آن روی سلامتی بدتر شده ، بهره‌دهی محصولات کشاورزی و جمعیت ماهی‌ها کاهش خواهد یافت و آسایش هر فرد روی این سیاره تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

نگرانی روز افزون

اثرات زیست محیطی مقادیر عظیمی از مواد زاید خطرناک که هر ساله تولید می‌شود، موجب نگرانی بیش از پیش شده است. در سال 1983 ، 266 میلیون تن مواد زاید خطرناک تولید شده است.

تهدید اکوسیستم‌ها

کشورهای پیشرفته بیش از هفتاد هزار ماده شیمیایی مختلف تولید می‌کنند که بیشتر آنها بطور کامل از نظر ایمنی آزمایش نشده‌اند. استفاده نامحتاطانه از این مواد ، مواد غذایی و آب و هوای ما را آلوده کرده ، اکوسیستمهایی را که ما به آنها متکی هستیم، شدیدا" تهدید می‌کند.

راهیابی مواد شیمیایی به محیط زیست

مواد شیمیایی به بخش جدا نشدنی از زندگی روزانه ما تبدیل گشته‌اند. ما از وسایل رفاهی مانند پلاستیکها ، پودرهای رختشویی و آروزولها که از مواد شیمیایی ساخته شده‌اند، استفاده می‌کنیم. ولی اغلب از هزینه پنهانی که ناشی از آنهاست بی‌خبریم. نهایتا آنها از طریق محلهای دفن زباله ، زهکشیها و فاضلابها به آب و یا زمین راه پیدا می‌کنند.

تصویر

مواد سمی در پلاستیک‌ها

اگر چه مصرف کنندگان به ندرت محصولات پلاستیکی را که روزانه ساخته می‌شود و بسته بندی‌ که در آن خرید می‌کنند، به مساله آلودگی سمی ربط می‌دهند، باید دانست که اکثر مواد شیمیایی که در تولید و ساخت پلاستیکها مورد استفاده قرار می‌گیرند، بسیار سمی هستند. برحسب درجه بندی EPA باید دانست که از 20 ماده شیمیایی که تهیه آنها موجب تولید بیشترین مقدار کل مواد زاید خطرناک می‌شود، پنج ماده شیمیایی از شش مورد اولی ، موادی هستند که بطور مستمر در صنایع پلاستیک‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

آلودگی هوا و باران اسیدی

باران اسیدی چیست؟

یکی از آثار و نتایج آلودگی هوا باران اسیدی است. در دو دهه اخیر و در برخی نواحی صنعتی و بر اثر فعالیت‌های کارخانه‌ها میزان دی‌اکسید گوگرد و دی‌اکسید ازت در هوا افزایش یافته است. این دو ماده در اتمسفر با اکسیژن و بخار آب واکنش شیمیایی ایجاد می‌کند و به صورت اسید نیتریک و اسید سولفوریک در می‌آید. این ذرات اسیدی مسافت‌های طولانی را بوسیله باد طی می‌کنند و به صورت باران اسیدی بر سطح زمین فرو می‌ریزند. چنین بارش‌هایی ممکن است به صورت برف یا باران یا مه نیز در بیاید.

پیامدهای باران اسیدی

  • باران اسیدی باعث از بین رفتن بناها و آثار تاریخی بخصوص در ساختمان‌هایی که از سنگ مرمر یا آهک ساخته شده باشند، می‌شود.

  • باران اسیدی میزان حاصلخیزی خاک را کاهش می‌دهد و حتی ممکن است مواد سمی را وارد خاک‌ها کند .

  • باران اسیدی موجب نابودی درختان و کاهش مقاومت آنها بخصوص در برابر سرما می‌شود
[ شنبه 26 آبان1386 ] [ 14:44 ] [ روایط عمومی ]
004893.jpg
The wolves play an integral part in the Canadian ecosystem.
From the inland fjords to the windswept outer islands, the north and central archipelago of British Columbia in Canada has been largely untouched by time. In the thick temperate rain forest, wolves reign supreme, just like they have for millennia, National Geographic News reported.
To Chris Darimont, a University of Victoria Ph.D. student, the rugged and remote islands are "the home of the truly wild." Since 2000 he has been studying, among other things, the foraging behavior of wolves in the Great Bear Rainforest to learn more about the little-known ecology of the islands.
The wolves play an integral part in the ecosystem in the archipelago, and their diet can offer scientists important clues about the dynamics between predator and prey.
Investigating the feces of the elusive wolves, Darimont found that their diets consist to a large extent of black-tailed deer. But he also found that their diets vary greatly depending on location. On the outer islands, for example, wolves are far less likely to have a deer for lunch than on the inner islands.
These findings suggest that wolves can deplete resources in isolated areas, making the link between the predators and their prey more delicate there.
The information is important for understanding not only island ecosystems, but also for conservation efforts. If scientists can understand how species behave on isolated islands, they may be able to figure out how the species will behave in other places that are becoming more fragmented.
"Our planet is turning out to be a series of islands for wildlife and nature," said Darimont.
"Instead of oceans and waterways separating habitable landmasses, we have highways, farms, and cities. The more we learn about island ecology, the more we can apply this information to the rest of the world."

 
[ جمعه 25 آبان1386 ] [ 14:28 ] [ روایط عمومی ]

   گیاهان داروئی محیط زیست شهرستان اردستان

تهیه و تنظیم :  آقای مصطفی سعیدی

انتشار : مردادماه 1385 - و ب سایت مهراز سیستم اردستان

 مقدمه

بنام یزدان پاک برآورنده روزی حلال    

از دل صخره و دشت و شوره زار و دریا برای بندگان خدا

بنده حقیر خدا از کودکی تا سن 30 سالگی افتخار این را نداشتم که در زادگاه والدینم روستای فسخود زندگی کنم ، ولی خوشبختانه زندگی را از کودکی در دامنه های جنوبی البرز ، توچال ، دربند و ... سر سبز و خرم شمیرانات گذراندم و از همان آغاز گیاهان و گیاه شناسی را دوست داشتم و کوچکترین فرصتی را برای بازی در چمن زارها ، لاله زارها ، شقایقها و .... دره های اوین ، درکه ، فرح زاد تا امام زاده داود و گردنه امام زاده هاشم ، لواسانات ، وزوا امام زاده قاسم ، گلاب دره و غیره را از دست نمی دادم بهمین خاطر اکثر گیاهان داروئی دامنه های جنوبی البرز را شناختم و خواص آنرا دانستم وقتی پا به سن نوجوانی (15 و16 ) سالگی گذاشتم هر از گاهی راهی روستای زادگاهم می شدم روستایی در قعر دره ای ژرف که از چهار طرف قله ها آنرا احاطه کرده اند از غروب آفتاب تا طلوع صبح از آواز پرندگان و عطر گلها و علفهای روستا لذت می بردیم .

صبح زود برای نمازی بدون ریب و ریا بیدار می شدیم و از هوایی ریه ها را پر می کردیم که کمتر در نقاط دیگر یافت می شود . خورشید از شرق از میان دو شاخه ی کوهی به نام یزدان سر می زند مانند تیری که از کمان رها شود و غروب هم در غرب از دو شاخه ی کوهی غروب                   می کند این روستا همیشه خنک است و هوای آن جانبخش ، دوست داشتم گیاهان اطراف روستای خود را نیز بشناسم همه ساله در تعطیلات تابستان خود را به روستا می رساندم و تمام کوهها و مزرعه ها و چشمه سارهای خود جوش اطراف را مانند پرنده سبکبال و آهویی چالاک در                می نوردیدم همه گیاهان را آزمایش و تجربه می کردم و همان گونه که در تحقیق هم نوشته ام دوبار برای تجربه عینی بیمار شدم ولی بخیر گذشت بالاخره ساکن اردستان شدم آن وقت متوجه شدم براستی بافت گیاهی و بخصوص گیاهان داروئی این منطقه در نوع خود کمیاب است . گیاهان دارویی ، غیر دارویی ، صحرایی ، دشتی ، کوهستانی ، شوره زاری و همه را کما بیش مطالعه کردم و هر از گاهی هم از اهالی بومی کمک می گرفتم و یا به کتابهای دیگر مراجعه              می کردم . تا به سرم زد که تحقیقی در مورد گیاهان دارویی کوهستان ، کوهپایه تا شوره زارهای کناره کویر و .... بنویسم هم فال هم تماشا . زیرا از خوب یا بد حادثه از طرف اداره فخیمه آموزش و پرورش برای ارزش یابی و تعیین درصد برجستگی باید چیزی سر هم می کردیم اینجانب چیزی بهتر از این مورد به نظرم نرسید چرا که تنوع بافت محیط گیاهی و آنهم دارویی آن خیلی جالب و خواندنی است ، حتی نام بعضی از گیاهان این محیط را در کتابهای معروف هم ندیده بودم با حالی که خیلی خسته بودم و 30 سال بود در کلاسهای پنج پایه فقط پنج پایه تک وتنها زیست کرده بودم آن هم در روستا ،خود نیز از گیاهان زیست محیطی منطقه شدم و شروع به نوشتن کردم تا چه شود و چه از آب درآید . توکل به خداوند بزرگ . والسلام

ولی اما نکته ای را فرو گذاشتم که قلبم رضا نداد تذکر ندهم ، در یکی دو کتاب نکاتی در مورد بعضی از گیاهان به عنوان گیاهان هرز به رشته در آورده بودند که سزاوار این گیاهان نبوده . مانند شیرین بیان ، پیاز کوهی ، نره وحشی ، کاکوتی (طلایی کمیاب ) ، قدومه گزنه ، بارهنگ ، انواع شقایق که اصلا به دشت و گندم زار و غیره کاری ندارند ، کنگر و .... اینها نه تنها علف هرز نیستند بلکه می توانند با پرورششان اقلامی صادراتی داشت و مهمتر اینکه بیشتر این گیاهان که حکم طلای ناب را دارند در کوهستانها و صحراهها می رویند و خوراک بهار ه ، تابستانی و زمستانی دامها هستند . شاید بی انصافی باشد که آنها را علف هرز بنامیم شاید هم در جایی علف هرز باشند ولی باید منطقه و کل رویش را در نظر گرفت .

حالا والسلام

 در منطقه اردستان از نظر زیستی جانوران و گیاهان فراوان و ناشناخته ای وجود دارد که شاید تا به حال کسی برای آن وقت صرف نکرده است . در این منطقه حشرات بسیار متنوع ، حیوانات خون سرد ، حیوانات خونگرم و در ضمن گیاهان بسیار متنوع و دارویی یافت می شود که کمتر به آن توجه شده است گیاهان هرزه و غیر دارویی نیز متنوعند .

در منطقه معادن سنگ هم زیاد یافت می شود که شرح آن جداگانه باید نوشته شود . و اما در این تحقیق ما برآنیم که عمدتا از گیاهان دارویی و صنعتی این محیط زیست وسیع که از سویی به دشتهای کویر مرکزی ایران متصل و از سوی دیگر به سلسله کوههای کرکس که گاه به صورت منفرد و گاه به صورت رشته کوههای متصل دیده می شود به خصوص در غرب اردستان از شمال غربی تا غرب و ادامه آن تا جنوب غربی و اتصال به کوهستانهای شهر همسایه نائین .

اردستان منطقه وسیعی است تنوع گیاهی آن به خصوص گیاهان دارویی در آن به وفور یافت           می شود تا آنجایی که مطالعه ام یاری می دهد در زمان اسماعیلیان از این گیاهان استفاده        می کردند و به این اطباء که از گیاهان استفاده می کردند حشاشین می گفتند البته کلمه حشاشین را نباید با ماده مخدر حشیش که از نوعی شاهدانه می گیرند اشتباه کرد . حشاش در این مقوله به معنای دارو ساز است . این داروسازان انواع گیاهان را تحت آزمایش قرار می دادند و سمی و غیرسمی را جدا کرده و هر کدام را به جای خود و برای دردهای مختلف مصرف                    کرده اند . 

اینجانب چون بیشتر و تمامی خدمتم را در کلاسهای پنج پایه تدریس کرده ام  علاقه ی بسیاری به محیط زیست گیاهی این منطقه پیدا کردم وشروع به مطالعه در بافت گیاهی منطقه کوهستانی دامنه ها کوهپایه ها  حاشیه کویر وشوره زارهاوخود کویر کردم واین

علاقه مرابه اغلب گیاهان دارویی صنعتی اشنا کرد .اول کا ربران شدم که گیاهانرابه صورت الفبا تنظیم کنم ولی گاهی گیاهی از ذهنم خارج می شد که بایدانرادر محل خودش تعریف می کردم . پس بر ان شدم که تا جایی که می شود  به صورت الفبا وگاهی به صورت مخلوط تعریف نمایم در ضمن ماخذ مطالعه را در پایان نوشته معرفی می کنم . ولی اما اغلب اطلاعات   ویژه اینجانب و اهالی محلی منطقه است و اغلب اسامی هم به صورت محلی نوشته می شود  ومترادف ان در پرانتز نوشته می شود اگر نام علمی هم در کار باشد در انتها به صورت فهرست وار آورده می شود . این تحقیق جدای بعضی مطالب که نوشته نخواهدشد و آنهم بسیار اندک است برای مطالعه کلاس های ابتدایی  راهنمایی دبیرستان و علاقمندان  به محیط زیست گیاهی می باشد.

شاید بعضی ها این مطالب را در جایی خوانده باشند ولی اما مطالب زیاد ومبسوطی هم در این  تحقیق وجود دارد . که مفید فایده است ومی توان ازان استفاده های فراوانی کرد و حتی انها را به عنوان گلهای زینتی وخوش عطر در باغچه خانه ها شان استفاده کرد . مانند لاله های خوشرنگ و دو رنگ صحرای ، نرگس وحشی  شقایق و ......

1- اولین و شاه گیاه منطقه ی کوهستانی اردستان که از خوش حادثه با حرف (آ) شروع   می شود معرفی می گردد و آن هم آویشن است . آویشن عمدتا در کوهستان غربی اردستان در مجاور روستاهای مختلف می روید بوته ای به ساقه هایی به طول پنجاه تا شصت سانتی متر است . آویشن گونه های مختلفی دارد . آویشن کوهی ، شیرازی آویشن مخصوص دامنه های البرز که گلهای صورتی دارد و کاکوتی که بیشتر و به اشتباه آن را پونه صحرایی می دانند .  

این گیاه از نوع گیاهانی است که از تمامی وجودش استفاده می شود . ریشه ، ساقه ، برگ ، گل و عرق آن که همه آن در نهایت شفا بخش مقوی قلب و عروق و دیگر خاصیت هاست . کالوئی که از انواع آویشن است به صورت یک سنبله مانند گندم ولی کوتاهتر است به هم فشرده با گلهای بنفش وبا عطری  بسیار دلاویز مانند خود آویشن بنده در تعجبم که چرا عطر این گیاهان را             نمی گیرند و در مجالس مهمانی از آن استفاده نمی کنند . بسی جای تعجب از عطری که واقعا طبق ضرب المثل معروف مرده را زنده می کند استفاده نمی شود .

از دم کرده برگ  وگل آویشن برای انواع دردها استفاده می شود و از انواع آویشنها ، چگونگی  دم کردن آن اینگونه است که آب را که جوش آوردید مقداری از این گیاهان را در آن ریخته و دور از حرارت بگذارید که بجوشد و حدود 10 تا 20 دقیقه به حالت خود بماند مانند چای دم کشیده میل کنید خستگی چندین روزه را از بدن خارج می کند البته برای دم کردن گل کاوزبان ، دارچین ، زنجبیل و گل بابونه که بعدا از آن صحبت خواهد شد از همین روش استفاده کنید . جوشانده این گیاهان خاصیت خود را از دست می دهد . هر چه از آویشن بگوئیم یک از هزار گفته ایم و از انواع گوناگون آن این گیاه و انواع آن از چاشنی ها و ادویه های بسیار مفید است و اگر میکروبی هم در غذایی که این گیاهان ادویه آن باشد وجود داشته باشد به زودی از بین              می رود . پس گیاه مرده زنده کن خدا برکتی در نهایت در آن نهاده است .

2- آلک ، والک : در کوهستانهای اطراف منطقه می روید ولی به صورت کم این گیاه در دامنه های جنوبی البرز شیرانات به وفور می روید ولی در منطقه ما خیلی کم دارای برگهای دراز (تره مانند ) ریشه موسیر مانند دارد در پختن خورشتها و پولو والک از آن استفاده می کنند . بعضی ها آن را با سنبل طیبب (علف گربه) اشتباه می کنند . ولی اینگونه نیست . سنبل طیبب گیاهی خود رو نیست در باغچه آنرا می کارند و فقط از ریشه ی آن استفاده می شود که ما با آن کاری نداریم . ما قصدمان معرفی گیاهان داروئی خودرو و بیاتی منطقه اردستان که نوعی از آن والک یا                  آلک است .

3- اخبروس (گندم گیاه) : بیابانی دشتی ساقه ای به بلندای 60 سانتی متر دارد. دارای خوشه ای گندم مانند است اگر درگندم زار بروید یکی از علفهای هرز گیاه گندم است و اگر در صحرا بروید از دانه های سیاه آن استفاده های داروئی می کنند .

4- اشک و گونه ای از آن کورشک : اشک گیاهی است چند ساله با ساقه هایی به طول 5/1 تا 2 سانتی متر هم می رسد دربهار گلهای بنفش بسیار خوشبویی می دهد بیشتر از عرق این گل استفاده می کنند . از عطر این گل هم می توان استفاده کرد از آن و هم نوعش برای سوزاندن و گرم کردن خانه ها در روستاها استفاده می شود .

کورشک که نوعی دیگر از اشک است ساقه اش به طول 3 متر هم می رسد در بهار گل می دهد پس از ریزش گلها میوه های سرخ رنگ می دهد با طعم شیرین شبیه گوجه فرنگی دانه های میوه شبیه انگور فرنگی است از این میوه در قدیم برای ملین و خنکی تراج استفاده می کردند به عنوان هیزم و حصار بندی گوسفندان استفاده می کنند .

5-   ارژن ، بادام کوهی ، ساوه : این سه درختچهدر اصل یکی هستند ولی رشد آنها در مناطق مختلف متفاوت است در منطقه اردستان و کوهستان غرب شهر اردستان رشدش نسبتا خوب است در بهار گل می دهد پس  از ریش گل غرق در بادام می شود مغز این بادام تلخ است اها لی یا تمهیدات هسته ی این بادام ( به عربی نوا ) را شیزین می کنند که سر شار از پروتئین گیاهی است حتی از بادام معمولی هم بیشتر این هسته ی شیرین شده در آجیل عید استفاده می کنند .

و اما استفاده صنعتی این گیاه یعنی ارژن (ساوه ، بادام کوهی ) اینکه از ترکه های نازک آن که به آن به زبان محلی شیل یا شل می گویند می بردند و پس از خشک شدن دوباره آنرا در آب             می خیسانند و  یکی دو روز در آب روان می گذارند و سپس از انواع سبد و کارهای دستی دیگر می بافند در روستاهایی از منطقه ی اردستان با فنده این سبدها فراوانند (سبد ، در دیگه ، گنبی ) در اندازه های مختلف

6- الغوزه ، الجدان ، انگدان : گیاهی کوهستان به ارتفاع 1 تا 5/1 متر در بهار گل می دهد گیاهی داروئی صنعتی است و بسیار بد بو در اردیبهشت ماه پای ریشه آنرا به صورت چاله ای حفر می کنند دور آنرا سنگ چیده و سپس ساقه را چند میلی متری بالای خاک قطع کرده کم کم شیرایه ای بسیار بد بو از آن ترشح می شود احتمالا در حشره کشها و داروهای دیگر از آن استفاده می شود . مگس مخصوصی در صحراهخای اطراف اردستان و قریه تات وجود دارد که در حال پرواز تخم خود را می پاشد یا در چشم یا گوش یا بینی و حلق چه حیوان چه انسان دلارو این مگس بسیار خطرناک است اگر زود به دادش نرسند باعث کوری و کری می شود . ولی اما اگر کسی مقداری شیره ی الجدان همراه داشته باشد احتمالا از خطر ریزش این تخمه ها دلاروها جلوگیری کند قبلیها در این مناطق از ریزش تخم دلارو ای نمگس (خاکی رنگ ) کور وکر شده اند . جهت اطلاع از موارد داروئی دیگر به کتابهای مرجع مراجعه شود .

7- اشنان : بوته ای با ساقه های ترد و باریک در کناره ی شور زارها و کویر می روید در قدیم از ریشه و ساقه ی آن برای شستشو استفاده می کرده اند ولی اکنون این کار خیلی قدیمی شده در فرهنگ استاد عمید اشنان یا چوبک اشتباه شد . چوبک در کوهستانهای ولابلای صخره های سخت می روید و بر دونوع است

الف : چوبک ، ب : قار پاج که بعدا راجع به گیاهان صنعتی منطقه اردستان از آن صحبت می شود اشنان تا تازه است گوسفند و هیچ دامی از آن نمی خورد ولی در پاییز از خوراکهای دام است .

الف : چوبک ، ب : قارپاج که بعداً راجع به گیاهان صنعتی اردستان از آن صحبت می شود . اشنان تا تازه است گوسفند و هیچ دامی از آن نمی خورد ولی در پاییز از خوراکاهای زمستان بدام است .

8- افسنتین ( خاراگوش : نوعی گیاه وحشی شبیه افسنتین از بعضی نظرها و کاربرد آن در امراض مانند گوش درد . (قاعده آوریهای آنها که یائسه پیش رس هستند) اغلب در کنار شوره زارهایی می روید که باتلاقی باشند . این نوع شوره زارهای باتلاقی کمتر در اطراف منطقه کویری اردستان یافت می شود تیره و گونه های این نوع گیاه هم دارد از بین می رود ولی نام آن هنوز در زبانها زنده است . نام دیگر آن (خاراگوش) است که قطره ای از شیره آن از خارج عفونی گوش جلوگیری می کند . وجود این گیاه در اطراف شوره زارهای اردستان تا حوض سلطان دیده شده و هنوز هم شاید آثاری از آن باشد .

9- اکلیل ، اکلیل کوهی ، ناخنک ، اکلیل الملک : هر چهار نوع تقریباً یک خاصیت دارند (لسیک و سبیه) هم به آن می گویند . بهترین نوع ان اکلیل الملک است . این بوته سبزی زیبا و بویی مطبوع دارد . برای رفع رماتیسم از آن استفاده می کنند . ضد تشنج و صفرابر است . از اسانس اکلیل ادوکلن درست می کنند .

10-انجیر کوهی : در کوهستان غرب شهر اردستان یافت می شود (روستای گله انجیله) انجیر ان بنفش و معمولاً در پائیز می رسد . بسیار شیرین است از نظر خواص با انجیر معمولی فرق ندارد . شیره ای از آن ترشح می شود که دافع زیگیل است در ضمن مسهلی خطرناک می باشد . میوه نرسیده ان کباب را ترد می کند . خضاب سوخته انجیر با روغن مری سفید را مشکی می کند . شیرابه انجیر شیر را به نوعی پنیر تبدیل می کند .

11- گل انگشتانه : گلهای شنبله ای شبیه انگشتانه وارونه دارد . در دامنه های غربی کوهستان منطقه می روید ولی برای زیبایی گلهایش در باغچه می کارند . ساقه ای به طول 50 سانتیمتر دارد . ماده ای سمی دارد که در طب جدید و قدیم برای بیماری قلبی از آن استفاده می شود .

12- اسفرزه : خورو در کنار چشمه سارهای کوهستانی در دامنه های غربی و شرقی سیاه کوه اردستان متصل به کرکس می روید از دانه هایش به عنوان شربتی استفاده می شود . شبیه قدومه ماده ، کوبیده دانه و برگ آن برای ضماد روی زخمهای عفونی است . پودر پسیلیوم را از دانه اسفرزه و سرم دکستروز بعنوان ملین پس از عمل جراحی بواسیر استفاده می کنند . شربت دانه آن دافع عطش و تشنگی است ، گیاهی در نهایت مفید است . ضرب المثلی است معروف در مورد این گیاه :

اسفره که شید است برگش از دور پیداست

13- آلوچه سگ (تام محلی) در فارسی به آن هندوانه ابوجهل می گویند . سبزرنگ به اندازه طالبی بسیار کوچک برگهایش مانند هندوانه روی زمین پهن می شود . وقتی که می رسد می ترکد و داخلش سرخ با دانه های سیاه . بعضی از انواع آن کمی دراز هستند در نهایت سمی هستند . در مناطقی میوه آن را جوشانده تلخی و مسمومیت آن را از بین می برند و پس از مدتی گذاشتن در آب روان و خشک کردن از آن ترشی درست می کنند . در عطاربها به وفور یافت   می شود . با هندوانه و برگ وساقه استفاده دارویی آن را داروشناسان بهتر می دانند .

14- بابونه : بوته ای به طول 50 تا 60 سانتیمتر ، بسیار خوش عطر با گلهای سفید زمینه داخلی زرد رنگ . دارای انواع و اقسام مختلف می باشد ، اقحون و بابونه رومی انواع دیگر ان است . خواص دارویی بسیار زیادی دارد . مقوی معده ، ضد عفونی کننده ، مقوی اعصاب ، دافع سم و سنگهای مثانه و تنگی نفس . در پلو ، خورشت ، آش و دم کرده و ... از آن استفاده می کنند . در ضمن تقویت کننده موی سر نیز می باشد ، رنگهای بلوطی را خرمایی و طلایی رنگ می کند .

فرمولی از این گیاه ، مورد ، آویشن ، نخود خام ، کتیرا ، شلتوک برنج را سائیده آرد کرده با دو یا سه زرده تخم مرغ بومی خمیر کرده مقداری جوشانده برگ و گل آویشن به آن اضافه کرده و پس از کوتاه کردن موها چندین شب آن را روی سر ضماد نمود و صبح با آب جوشانده آویشن بشوید موهای تازه روی سر می روید . حتماً تجربه کنید. اقحون ، بابونه گاوی ، بهاره و ... از انواع بابونه ها است هر چه از خواص آن بگویند کم است این گیاه مقید به وفورد در محیط زیست گیاهی اردستان یافت می شود .

15- بارهنگ ، خرگوشک ، بارهنگ گوش بزغاله ، زبان گوسفند . سه نوع آن در ایران می روید و هر سه نوع هم در منطقه محیط زیست اردستان می روید ، کوچک ، بزرگ و سرنیزه ای ، قسمت مورد استفاده بارهنگ ، برگ ، ریشه و بذر آن است . داروی انواع دردهاست . حتی خاکستر سوزانده آن دارای املاح سدیم ، پتاسیم و منیزیم و غیره به مقدار زیاد یافت می شود . برای پی بردن به خواص بسیار آن به کتابهای دارویی مرجع مراجعه کنید در صورتی که اهالی محلی خواص آن را بهتر می دانند .

16- بادآور ، گیاهی به بلندی 30 سانتی متر و خیلی سست ریشه و خاردار در کوهپایه های منطقه اردستان می روید سفید رنگ است . بوته آن سبک دارای گلهای بنفش ، سرخ ، سفید در قدیم از گلهای آن عرق می گرفتند و از آن استفاده داروئی می کردند ولی در حال حاضر فقط در محیط زیست وجود دارد برای زیبایی و خوشرنگی آن . زیاد بادوام نیست ولی نباید با چرای بی رویه نسل آن را از میان برداشت . شاید در آینده گیاه شناسان و داروسازان بتوانند از آن موادی استخراج کنند که برای همه جهانیان مفید فایده باشد .

17- بادرنگبویه (از خانواده پونه ها ، ریحان کوهی) : این گیاه و انواع بومی صحرا بوده ولی در حال حاضر در شهر آن را در باغچه ها می کارند . برگها و گلهای خوشبو دارد ، گربه این گیاه را مانند سنبل طیب دوست دارد . تسکین دهنده درد مفاصل ، تنگی نفس ، بیماری آسم ، ضد عفونی کننده ، بازکننده قاعده ی زنان ، برای از بین بردن ترس نیز تجویز می گردد . مقوی قلب و عروق ، در بیماری های حمله ، غش ، بی خوابی ، پریشان حالی ، سکته مغزی و قلبی و ... تجویز               می گردد .

18- اسفند : همانطور که در مقدمه ذکر شد گاهی قلمی از اقلام الفبایی می افتد که یکی همین اسفند است . اسپند ، سپند نام دیگر آن است . باید از تیره ترخان باشد چون از نظر برگ ، میوه ، دانه شباهت دارند . از نظر خواص داروئی ، ضد عفونی کننده ، خوشبو کننده با کندر ، تسکین دهنده درد دندان البته بخور آن ، بهترین ترک اعتیاد ، نرم کننده سینه ، تصفیه خون ، ضد کرم کدو . بادشکن ، شیرآور ، ضد فلج و جنون .

گیاهانی که در زیر نام می بریم از تیره اسفندها می باشند :

الف : زیره دشتی یا کمون دشتی ، همه خواص اسفند را دارد و در کوهپایه ها ، دامنه ها و دشتهای اردستان می روید . دانه هایش اثر مسهلی دارد ولی در ضمن سمی نیز می باشد . بیشتر در دامپزشکی استفاده می شود .

ب : خارخاسک : خارسک ، سه کومک و شکر فنج نامهای دیگر آن است . در منطقه اردستان به وفور یافت می شود . بوته اش روی زمین پهن می شود ، دانه هایش سه پهلو و خاردار است ، بعضی خواص اسفند را دارد . جوشانده آن ادرار آور است ، خیسانده آن در شراب ، پادزهر سموم گیاهی و غذایی خطرناک است ، عصاره برگ و ریشه و میوه آن دفع کننده سوزاک و عفونتهای مجاری ادراری است . دافع سنگ کلیه و درد مفاصل است و خواص دیگر که جای گفتنش در این محل نیست .

ج : زبان در قفا : زبان پس قفا ، خودرو و زیباست . به تازگی در باغچه ها هم آن را پرورش می دهند . ضد کرم ، ادرار آور ، اشتها اور ، جوشانده ان در خارج ضد کچلی و ضد شپش است و خواص دیگر اسفند که در کتابهای داروئی که در فهرست مأخذ معرفی می شود . اسفند در فارسی یکی از صفات خداوند ( اهورا مزداد) و گروهی از ایزدان و مردمان اسفند گیاهی که در لاتین روتا نام دارد آن را بخور می کنند برای چشم زخم . اسفند یعنی فروتنی پاک با توضع و مقدس . نام ماه سوم زمستان ماه دوازدهم سال از سال شمسی صحیح ترین گاه شماری در تمامی کشورها . این ماه طبق حوت است . روز پنجم از هر ماه شمسی را هم اسفند می گویند . به آن گیاه سداب کوهی هم می گویند . از دانه های آن برای چشم زخم استفاده می شود . این رسم از ایران قدیم که یکتاپرست بوده اند وارد اسلام هم شده برای چشم زخم دعاهای مختلف                        می خوانند و به دانه اسفند سوزن فرو می کند اگر اسفند ترکید چشم زخم از طرف شخصی بوده که نامش را با دعا خوانده اند . روایات و احادیث بسیاری در باب اسفند وارد شده . در ضمن در قدیم اسفند را چیده در چاله های زیر خاک می کردند سپس به آن آب می بستند و پس از دو سه روز روی این چاله را با چوب کلفت نوک دار سوراخی ایجاد کرده دانه هندوانه در آن               می کاشتند . هندوانه های این چاله های اسفندی در نهایت شیرین و درشت بود. اسفندیار نام پهلواتن ایرانی که به دسیسه پدرش گرشاسب به دست رستم جهان پهلوان کشته شد . ایرانی به دست توانای ایرانی بسیار داستان سوزناکی است .

19- پک پکه : (قدقدک) ، (دغدغک) ، سنای بیابانی ، سنای کاذب ، قلوته ، سنای عربی در گنده ، چپول، و ... در اکثر کوهستانهای ایران و در کوهستانهای غربی اردستان و روستاهای کوهستانی آن می روید . گیاهی درختچه مانند است ولی در اطراف منطقه و کوهستان ما به صورت بوته ای به طول 50 تا 1 متر می روید . پس از ریزش گل میوه ای دار که غیر از دانه داخل آن پر از باد است .  بچه ها آن را مترکانند و به آن پک پکه می گویند . در شهرها در باغچه برای زیبایی گل می کارند . داخل میوه توخالی مقداری گاز کربنیک وجود دارد همراه ازت و اکسیژن . قسمت مورد مصرف برگچه های آن است . ملین و پیش آب آور است . برگچه های آن خون را تصفیه می کند . در صنعت همراه گرد شیرین بیان با آن قرص ملین خوج می سازند .

20- برسیاوشان : افسانه ای است که می گویند وقتی گرسیوز سر سیاوش را در دشت طلا برید مقداری از خون او بر زمین ریخته شد و از آن گیاه برسیاوشان یا خون سیاوشان روئید . البته این کار به دستور افراسیاب و سودابه دخترش که شیفته سیاوش بود انجام گرفت چون سیاوش از پاکان و پاک زادگان بود و به سودابه تمکین نکرد . پرسیاوشان نامهای مختلف دارد و خواص داروئی فراوان . در جاهای مرطوب سلسله جبال البرز ، کرکس ، زاگرس ، و نقطه ای از کوهستان غربی اردستان دامنه های غربی آن در کنار چشمه سار خود جوش و مرطوب در جای دیگر ، آن را ندیده ام مگر در دامنه ها و کوههای البرز شمالی و جنوبی . شاید در کوهستانهای منطقه ما هم فراوان بوده و به مرور محیط با آن ناسازگاری کرده و از بین رفته است . گیاه همه ساله است ، از ریشه آن هر ساله ساقه های 15 تا 20 سانتیمتری می روید . قسمت مورد استفاده برگها است . بویی ضعیف دارد و طعمی کس ، دارای مواد قندی تاتن و کمی تلخی ، سینه را نرم می کند . تنگی نفس را درمان ، برای ریه ، طحال ، سنگ کلیه مفید است . ضماد آن ورم بیضه را کم می کند . برای زخمهای خوره ای ، ریزش مو و ده ها بیماری مفید می باشد .

21- خون سیاوشان تقریباً خواص برسیاوشان را دارد با نامهای گوناگون . از رنگ آن برای رنگ کردن بلور استفاده می شود که آن را شفاف تر از عقیق و بلور قرمز می کند . استفاده داروئی آن اینکه از خون ریزی جلوگیری می کند . سوختن آن بوی مطبوعی دارد . پودر آن رادر جنگها به جای زخم شمشیر می مالیدند . برای لثه و زخم معده مفید می باشد .

22- پودنه : انواع گوناگون دارد . دشتی و صحرایی . هر دو نوع خواصی مانند هم دارند و برای قلب و عروق مفیدند . انواع آن عبارتند از :

الف : نعناع ، دافع زخمهای چرکی ، دافع در قلب ، خفقان ، تقویت معده و ده ها درد دیگر را نافع است .

ب : سوسنبر : قوی ترین نعناع بوته ، ج : مشکتر د : مرزنگوش با خواصی کم نظیر

ه : فراسیون پادزهر قارچهای سمی و دیگر موارد . مرزتگوش هم از انواع پودنه و نعناع می باشد .

و : کاکوتی از خانواده نعناعیها و آویشن ها از : انواع پونه که گفته شد ، نهری گل پونه ، پونه نهری .

این گیاهان همگی از خانواده آویشن هستند  بیشتر در کوهستانهای البرز ، زاگرس ، کرکس ، سیاه کوه اردستان به وفور و دیمی دیده می شود و ما اردستانیها در نهایت از آنها بسیار استفاده می کنیم . از داروسازان مهم اسماعیلیان طبیبی اردستانی بوده که داروهای صحرایی را به اقصا نقاط ایران صادر می کرده است چون در بقیه نقاط طرز تهیه آن را نمی دانسته اند . ار بنا بود از داروهایی که روستائیان اردستان و شهریهای آن در قدیم برای معالجه استفاده می کرده اند بنویسیم خود جلدی کتاب می شد به غیر از گیاهان داروئی ماسنگها و جلبکها و دیگر موارد داروئی داریم .

23- تاغ : گیاهی صنعتی که برای تثبیت شن های روان از آن استفاده می کنند . البته همراه شوره گز چون این دو درختچه بسیار کم آب است . در حاشیه کویر شهر زواره جنگلی از درختچه تاغ و گز در زمان نظام گذشته کاشته اند که اکنون به مرور رو به نیستی می رود . امید است دست اندرکاران محیط زیست پیشگیری کنند .

24- شنگ و انواع آن در اغلب نقاط زیست محیطی اردستان می روید . از این گیاه که خوردنی بوده و استفاده داروئی نیز دارد شیرابه ای ترشح می شود که در مجاورت آفتاب قهوه ای رنگ می شود حالتی نمیه مخدر دارد . پرتلوک ، علف جاز یا چزه نوع دیگر آن است . علف جاز شرابه اش کمی تلخ است و حالت تخدیر بیشتر دارد ، نوع دیگر قندرون است از آن ماده کائوچوئی تراوش می شود . اگر آن را رورش بدهند برای لاستیک سازی مناسب است .

25- پسته کوهی (ونین) : کوهستان های منطقه اردستان از 10  یا 12 هزار سال پیش جنگلی از بادام کوهی ، پسته کوهی ، انجیر کوهی ، تنگس با گلهای بسیار خوشرنگ بوده ولی به مرور ایام و د راثر تغییرات جوی کمی بارندگی خشک سالی عمده این جنگلها از بین رفته و مقدار اندکی از آن به صورت تک و توکی در کوهستانهای اطراف یافت می شود . مثل ، ارزن و بادام کوهی و انجیر کوهی و بخصوص پسته کوهی یا ونین در اغلب کوههای اطراف یافت می شود ولی طول آن تا بیش از 5 تا 10 متر بیشتر نمی رسد ، ثمر چندانی هم ندارد بغیر از دانه های ریز یا مغزی با مزه پسته ولی یکی از عجایب این گیاه اینکه در روستای فسخود دو درخت تنومند وجود دارد که قدمت آن حداقل به بیش از 2000 دو هزار سال یا بیشتر می رسد و یکی از آن هم در قله کوه زرجه شمال فسخود قرار دارد که آن هم جای تعجب است و از سن و سال بسیار زیادی برخوردار است . از این گیاه صمغی ترشح می شود که بسیار خوش عطر است می توان آن را در عطرسازی به کار برد . مردم ده از شکستن شاخه های آن ابا دارند و آن را بدشگون می دانند . در قدیم در مجاورت آن برای نذری آش می پختند . در هر صورت بودن این دو درخت تنومند منحصر به فرد با عمری زیاد برای محیط زیست درخور اهمیت زیاد است .

26- تاجریزی (قرمز ، سیاه) قرمز آن بوته ای 30 تا 50 سانتیمتری است ، گلهای سفید قشنگی دارد و پس از ریزش گلها میوه سبزی می دهد که پس از رسیدن قرمز می شود . مزه شیرین دارد ، طعمی گوجه فرنگی مانند . کلاً از برادران گوجه فرنگی و تیزه بادمجان (انگور روباه ، سگ انگور ، قوش اوزمی) برای بیماریهای جلدی ، سرطان ، درد استخوان ، ترشحات زنانه ، برونشیت مزمن ، نزله مزمن ، سیاه سرفه و ده ها بیماری دیگر .

تاجریزی سیاه دانه های ساهی دارد که بسیار سمی است . مجوزی برای استفاده داروئی ندارد .

27- ترخ (درمنه) بوته ای است پر ساقه با برگهای ریز و سرشاخه های گلدار بسیار خوشبو . داروئی ضد کرم ماده اصلی آن سنتوتین که سالها پیش از گرانبهاترین شربتهای کرم کش بود . در کوهستان و دشتهای منطقه اردستان به وفور یافت می شود . میوه ریزی شبیه سیب سبز می دهد با طعمی شیرین . داروئی ضد مرض قند ، دافع تنگی نفس ، سکسکه ، دل پیچه و درد کشاله ران . د رهندوستان روغن ویکس را از آن می گیرند . شیر گوسفندانی که از آن استفاده کنند بسیار خوشمزه و مغذی است . گیاهی در نهایت با فایده درمحیط زیست اردستان .

28- ترشک (سیریش) : گیاهی با ساقه ای به بلندی 20 تا 30 سانتیمتر با گل سنبله ای بسیار زیبا در صحراها و کناره های شوره زارها می روید تا سر از خاک دراورد آن را چیده خرد کرد و داخل خمیر نموده نان می پزند که تازه آن بسیار خوشمزه است از آن سیر نمی شوی ولی اگر حدود 10 تا 15 روز از آن بگذرد دیگر استفاده خوردنی ندارد . این گیاه از تیره لاله ها است . گل آن در گل فروشیها به فروش می رسد ولی نه به خاطر بویش به خاطر زیبایی ریشه زیر زمینی این گیاه کمی کلفت و لعابدار است که از آن بهترین چسب را درست می کنند به نام سیریش یا سیریشم . در ضمن ریشه زیرزمینی آن دافع درد پهلو ، سرفه ، یرقان ، حاصل از صفرا ، دل پیچه ، مدر (ادرار آور) .

29- بومادران (بژه) : بوته ای سبزرنگ که دم به سفیدی می زند . عطر بسیار خوش آیندی دارد . گل آن بر سر ساقه هایش می باشد با رنگی زرد ، برگهایش چرب است و برای درمان بسیاری از دردها به کا رمی رود . دارای ماده ای به نام اینولین و کمی تانن می باشد . نیرو بخش و ضد تشنج است . جوشانده سر شاخه های گلدار آن عادت ماهانه را باز می کند . سنگهای کلیه و مثانه را دفع می کند . بخور و دود آن فرار دهند حشرات موزی است .

تیخار (خارشتر) : در همه نقاط اردستان دیده می شود . از عرق آن برای دفع سنگ کلیه و مثانه استفاده می کنند . از نوعی خارشتر ترنجبین تراوش می شود که اثر ملین و تب بر دارد . ریشه خارشتر تا عمق 100 متری هم می رود به همین خاطر در اوایل بهار در بن آن کفی پیدا می شود که اهالی مناطق رفسنجان و کرمان تخم هندوانه را در آن می کارند . پس از سبز شدن و پهن شدن روی زمین و قبل از آن آنکه کاملاً گل بدهد (گل میوه) نه گل دزده سرشاخه های خارشتر را می برند و از این پس ریشه هندوانه از رطوبت ریشه خارشتر استفاده کرده هندوانه دیمی                      می دهد ، که بسیار شیرین است . خارشتر در نوع خود از بهترین گیاهان دارویی است .

31- خرتیال و انواع گیاه برگ تیغ دار داروئی و خوردنی در زیست محیط منطقه .

الف : خرتیال یا کنگر تا زمانی که 3 تا 4 سانتیمتر سر از خاک درآورد باید از ریشه درآورد برای انواع خورشت ، مربا و ... . اگر رشد بیشتری کرد از مغز ساقه و کاکل آن برای خوردن و زینت خانه استفاده می شود .

ب : شکر تیغال ، گیاهی تیغ دار که حشره مخصوص دمبرگ آن را نیش زده و در کنار آن یک تخم می گذارد .

شیره سفیدرنگی از شکر تیغال ترشح می شود و تخم حشره را در بر می گیرد . تخم پس از خارج شدن لارو از آن از مقداری شیره استفاده کرده بالغ شده به صورت سوسک طلائی رنگ زیبایی از آن خارج می شود . بقیه این شیرابه را داروشناسان و یا اهالی مطلع میگیرند و در عاطاریها به فروش می رسانند . برای استفاده از آن به کتابهای تحفه حکیم مومن ، دهخدا ، گیاهان داروئی دکتر جزایری مراجعه فرمائید .

32- ریواس (ساقه گیاه کلاتور) : تک ساقه ای از میان گیاه کلاتور که بسیار ترش مزه است سر می زند با گلهای زرد رنگ سنبله ای در ابتدا بسیار ترد و خوش خوراک است . از آن شربت و خورشت درست می کنند ولی اگر مدتی بماند سفت شده مصرف چندانی ندارد . در قدیم از برگ ریواس آش می پختند . در ضمن به ریواس ریوند هم می گویند . بهترین ریوند ، ریوند چینی است که بیخ آن را خشک کرده با شیرابه مایه پنیر (شیر سگ) و اسفند و نانخواه معجونی برای ترک تریاک درست     می کنند . برای خواص دیگر به کتابهای مرجع مراجعه شود . دکتر جزایری بهترین ریوند را ریوند کوههای ایران معرفی می کند ولی بهترین آن همان بیخ ریوند چینی است .

33- سش (ترشک ، پیچک) : سس دشتی و بیابانی دارد گیاهی است انگل و در ضمن گیاه داروئی نیز می باشد . رنگ آن سبز و قرمز می باشد . این انگل بخاطر پیچش به دور گیاهان داروئی از عصاره آن استفاده سرشاری می کند و اثر آن از خود گیاه بسیا زیادتر است . البته نسبت به هر گیاهای که به دور ان می پیچد خاصیتش فرق می کند . مثلاً اگر به سنبل طیب بپیچد اثرش در آرامش قلب خیلی بیشتر از خود گیاه است . داروی تمامی دردهاست چرایش را خود بهتر می دانید .

34- فلفل سیاه : فلفل سیاه بیشتر در جزایر ادویه در جنوب شرق آسیا مانند اندونزی ، مالزی ، جزایری میکرونزی ، ملانزی ، جزایر سلیمان و هندوستان و سیلان می روید . اما در جاهای دیگر ایران نمی دانم می روید یا نه . ولی اینجانب برای تفریح به یکی از روستاهای شمال غرب اردستان به نام گله انجیله رفته و روی گیاهان آن منطقه تحقیق می کردم در بالای دره گله انجیله به چشمه آب خودجوشی برخورد کردم که دو درختچه فلفل سیاه در آنجا مشاهده کردم که تازه گل داده بود و از بوی عطر برگها و گلهایش مشخص بود فلفل سیاه است . پس از تحقیقاتم معلوم شد درختچه فلفل سیاه است و سپس هم شنیدم در یکی از باغات اردستان هم درختچه ای از آن وجود دارد . خواص فلفل سیاه را همه می دانند می خواستیم آن را در بافت گیاهی زیست محیطی اردستان معرفی کرده باشیم .

کاستی صحرایی : گل قاصد ، خبرکش و خبرآور است . خاصیت آن بیش از کاستی دشتی است ، مقوی معده ، بند آورنده اسهال ، باز کننده کیسه صفرا ، کبد ، طحال . شفا بخش یرقان است ولی برای سپرز طحال کمی مضر است ، برای تب های عفونی بسیر مفید است . ریشه کاستی برای مجاری ادرار ، مجاری غذا ، تصفیه خون و رفع ورم احشاء و درمان تب های کهنه و درد مفاصل و زیادشدن شیر سودمند است .

تخم کاسنی : مسکن سردرد ، تنگی نفس ، باز کننده کیسه صفرا ، مفید برای یرقان و تبهای صفراوی است ، جوشانده تخم کاسنی با رازیانه بادیون جهت رفع سموم و نیز برای ضعف کرده و طحال و بند امدن خون ریزی سینه و تحریک اشتها موثر می باشد .

ختمی صحرایی : ختمی هم بر دو نوع است دشتی و صحرایی با گلهای پر پر و کم پر . صحرائیش بسیار مفید است از جوشانده ریشه و گل آن برای تب و گرمازدگی استفاه می شود . جوشانده گلهای آن برای حساسیت در نهایت مفید است یا برگهای تازه و خشک آن را در دیگ بزرگی جوشانده و تمامی بدن را با آن آب کشیده اگر اندکی جوشانده سدر هم در آن باشد چه بهتر . ختمی از تیره بامیه و پنیرک است .

با میه را همه می شناسند  بیشتر با خورشت آن آشنای دارند . بامیه ماه رمضان هم شبیه میوه بامیه است . . بامیه دارای لعاب بسیار است و از آن خورشت درست می کنند ولی این خورشت بسیار با خاصیت است . جاروب کننده معده ، درمان کننده گرفتگی صدا، درمان سرفه و دیگر چه بگویم چون گیاه دشتی است نباید از آن زیا حرف زد . می رویم به سراغ ختمی و پنیرک که خودرو و بیابانی است . این گیاه دارای آسپرازین و تانن است . در ریشه آن هم ماده ای زرد رنگ روغنی وجود دارد . برای جلوگیری از گرفتگی صدا و باز شدن حنجره آوازخوانان بسیار مفید است . منبری ها زیاد از پنیرک و ختمی و بامیه استفاده می کنند . ضماد برگ آن اورام را از بین می برد . از خشک شده ریشه ختمی و پنیرک در داروسازی استفاده می کند .

37- خرفه گیاهی کوتاه کاهی ساقه اش روی زمین پهن می شود در جنوب ایران بی نهایت             می روید . در بازارهای روز آن را چیده  به عنوان سبزی خوردن می فرشند در آن مناطق به آن تره فاطمه زهرا می گویند ولی در منطقه اردستان که بیشتر در جاهای مرطوب کنار چشمه ها و دشتها می روید خلفه یا خرفه می گویند ، در مناطقی هم به پرپین معروف است . دارای ویتامین c دارای مواد صمغی ، لعابی ، چربی و معدنی می باشد . برگ آن ترش مزه و مدر و تصفیه کننده خون تسکین دهنده تشنگی و میگرن ، غمباد و اثاری اعجاب آور دیگر .

38- گر : گز بر دو نوع است شور گز که به درخت ابوجهل یعنی بی ثمر معروف است . فقط از شیل یا ترکه های نازک آن انواع سبد می بافند و یا پس از تراشیدن پوست ترکه بجای سیخ کباب از آن استفاده می کنند . درمناطق خوانسار ، گلپایگان ، میمه و ... نوعی گز وجود دارد که از آن گزانگبین می گیرند که برای امراض مفیداست و ملین در اردستان بیشه ای از گز در روستای مارسار وجود دارد که از شاخه ها و ترکه های آن شیر آبه های ترشح می شود . این ترکه ها را بریده و می جوشانند . پس از صاف کردن آن را آنقدر با ملایمت گرما می دهند تا قوام بیاید و سفت شود . آن را روی لایه ای از آرد ریخته و ماننده شیره خرما ورز می دهند تا تقریباً شکننده شود سپس از آن به عنوان مواد داروئی و تنقلات استفاده می کنند . فقط در همین بیشه سار این نوع گز یافت می شود و لا غیر . گزانگبین ارتفاعش تا 1 متر بیشتر نمی رسد و شیره اش مانند تارهای عنکبوت بدور شاخه های است و به وسیله حشرات مخصوصی این شهد تراوش می شود و طعم بسیار مطبوعی دارد . در گز پزی از آن استفاده می شود ولی گز بیشه زار ما  سار اردستان بلندایش تا 4 متر هم می رسد و شیرین شیرابه آن به صورت قطره هایی از جای خرطوم حشره ای مخصوص تراوش می کنند و طعمش شیرین دم به شوری کم می زند . این گونه است خلقت خداوند رحمان از یک نوع گیاه دو نوع شیره با دو نوع طعم با فرو کردن خرطوم دو نوع حشره به وجود می آید . الله اعلم ... .

39- گون : گون گونه های مختلفی دارد که جداگانه معرفی می شود به خواست خدا .

الف : گون تلخه : از این نوع گون کتیرای مرغوبی در چین اول به دست می آید که به آن کتیرای گل می گویند و احتمالاً تا کیلوئی 10 هزار تومان می رسد در صنعت و طب از آن استفاده می شود . بخصوص با طعم انواع میوه از آن ژله می سازند در صنعت پارچه بافی برای آهار پارچه از آن استفاده می کنند ، بیشتر استفاده داروئی دارد .

ب : گون شیرینه : از این نوع هم کتیرا می گیرند ولی مرغوب نیست .

ج : گون سمیرمی : از مرغوبترین گونهاست که کتیرایش بهترین است و طریقه تیغ زدنش نیز مخصوص است . از هر کدام از این سه نوع هر سال یک بار باید کتیرا برداشت کرد که به محیط زیست لطمه وارد نشود . در هر بار هم به قول محلیها سه تا چهار چین کتیرا می گیرند .

در اردستان گون سمیرمی نیست مگر به تعداد 50 تا 60 عدد در دره کوچکی در شرق روستای مارسار که از آن استفاده نمی شود و بجز بنده و اهالی آن روستا کسی از وجود این گون اطلاع ندارد حتی گیاه شناسان این گون بومی شهرستان سمیرم اصفهان است و این 50 یا 60 عدد را نمی دانم چگونه سر از این محل دراورده . حدود 300 کیلومتر و اما بهترین و ذی قیمت ترین گونها گون انگبین است که درکوهستانهای فریدنات اصفهان و مناطق مخصوصی به آن می روید . حشره مخصوصی این گیاه بسیار شیرین را نیش می زند همراه نیش شیره گون به صورت تار عنکبوت خارج می شود . همانگونه که حشره به دور خود و گیاه می چرخد این شیره هم به دور شاخه های گیاه می پیچد و یا نسیمی خشک می شود اهالی باید خیلی سریع آن را برداشت کنند . این همان انگبینی است که به گز اصفهان طعم می دهد و با گز علقی که از گز می گیرند متفاوت است . شاخه های گون انگبین را ملایم می جوشانند شیره اش را صاف کرده ، صاف کرده را به کارخانجات گزسازی می فروشند ، تفاله آن را هم به عطاریها        می فروشند .

تفاله این ماده در کارهای داروئی استفاده دارد . عسلی که از شهد این گون به دست می آید در نوع خود از گرانترین عسلهاست . این گون و انگبین آن را در کتابهای داروئی استاد جزایری نامی ندیده ام ولی اهالی اطراف خوانسار ، گلپایگان ، فریدتات و ... آن را می شناسند . بوته کوچکی از آن را در بازارچه بلند اصفهان جنب مسجد مادر شاه برای نمونه مشاهده کردم . ولی متأسفانه اکنون مواد اولیه و خوش عطر کننده گز اصفهان را از خارج وارد می کنند شاید سود بیشتر عاید کشورهای بیگانه بشود . بهتر می بود این بوته نازنین و بسیاری دیگر از این نوع را بهتر می شناختیم و از آن در محیط زیست بسیار غنی خود پرورش می دادیم مانند 0گون انگبین ، گز انگبین ، گز خوانساری ، آنغوزه و ...) .

40- لوئی : در کنار رودها و شوره زارها می روید در اردستان ما هم در کنار رودهای فصلی ، کناره بعضی جاده ها و شوره زارهای کویری میروید . لوئی دو نوع است :

لوئی نی : به این نوع لوئی نی هم می گویند . گلهای آن به صورت سنبله برنج است و ساقه اش توخالی و برگهای دراز مانند ذرت از نی توخالی آن برای قلم خوش نویسی استفاده می شود و اگر بیشتر درشت شود از آن نی که نوعی ساز بادی است با هفت بند درست می کنند . بند 5 یا 6 نوع آن را دارم اگر بتوان آن را به خوبی درست کرد تا 50 یا 70 هزار تومان هم ارزش دارد . از گلهای آن در قدیم برای ساختن ساروج استفاده می کردند .

ب : لوئی پوشالی : از این نوع لوئی می توان نی یا قلم خوش نویسی مرغوبی درست کرد ولی بیشتر در قدیم از سنبله آن که همان لوئی باشد ساروج می ساختند . طرز تهیه ساروج ، مقدار زیادی لوئی بعلاوه خاکستر عمده و اهک پخته مقداری خاک سنگ و به جای آب سفیده تخم مرغ تا بتواند این ملات را به صورت خمیری نرم در آورد درداخل آن نباید ذره ای سنگ به اندازه دانه ای کوچکتر از عدس باشد . این ملات را در حد نهایت ورز می دهند سپس بدنه استخرها ، حمامهای خزینه ای ، حوضچه های زینتی سلاطین و غیره را با ماله ای بسیار ظریف می اندودند و پس از یک روز با پارچه ای خیس به ملایمت آن را نم می دادند که ترک نخورد بعد از 10 الی 15 روز این مکان اماده ریختن آب می شد پاتیل مسی حمام را با آن گرم کرد و دیگر کارها . لوئی یا نی یا به زبان خودمان پیزور در سطح دنیا 10 نوع دارد . در ضمن از لوئی در صنعت کاغذسازی و خوراکی استفاده می شود . دافع زخمهای چرکین و وورمهای دردآور است ، درمان دردهای خوره ای است ، از خونریزی معده هم جلوگیری      می کند . البته این خاصیت ها مربوط به ریشه زیرزمینی این گیاه است . (پیروزی نام شاعری اردستانی هم بوده است اهل راهمیان) چشممان روشن که باعث افتخارمان می باشد بعلاوه دانشمندان دیگری که بی شمارند .

41- مورد : گیاهی علفی و بسیار سبز رنگ اصلا بخاطر سبزی مثل است می گویند مانند مورد سبز است . مظهر سبزی و خرمی است . نامهای مختلف دارد ولی به این نام معروف است دآس ، اسمار ، زلد ، مرسین . بیش از هفتاد نوع از آن وجوددارد و در منطقه اردستان هم چند نوعی از آن در کوهستان ، کوهپایه ها و دامنه و دشت یافت می شود . گاهی با سدر اشتباه می شود . این درخت سنبل زیبایی و جوانی می باشد . سابقاً برای نوع عروسان تاجی از شاخه های آن درست می کردند . قسمت مورد استفاده مورد ، برگ ، میوه و غده های روی ساقه است . از چوب آن منبت کاری می کنند همیشه سبز و معطر است ، داروی ضد عفونی کننده است . از اسانس آن جوهر مازو که بسیار تلخ است و استفاده درمانی زیاد دارد استفاده می شود . میوه و غده های روی ساقه آن مقوی معده ، جلوگیری از خونریزی ، تسکین دهنده درد چشم ، و تراخم و آبریزش ، تسکین دهنده دردگوش و از بین برنده چرک گوش ، مسکن درد دندان و ... در حد نهایت مفید است برای انواع دردهای زنانه هم مفید است . در ضمن برگ و مقداری از ساقه آن فراری دهنده مار و حشرات است . برای اطلاع بیشتر به کتاب مأخذ مراجعه نمائید .

42- سدر : گیاهی سربز و خرم اینجانب بوته ای از آن را در مزرعه ای به نام گورونه نزدیک روستای مارسار دیده ام و در جایدیگر مشاهده نکرده ام باید بیشتر تحقیق کردد . سدر را با کنار نباید اشتباه کرد در صورتی که از یک خانواده هستند . سدر نیز دو نوعاست صحرایی و دشتی ، صحرایی آن با خاصیت تر است . ولی میوه اش مانند میوه دشتی نیست . میوه این گیاه مانند سنجد و خوشبو و شیرین و زرد و سرخ است . دافع تشنگی ، بزرگی طحال ، دافع زخمهای چرکی و غیر چرکی ، دافع صفرا ، کشنده کرم روده ، کوبیده دانه اش شکستگی را به سرعت التیام می بخشد . حال خاصیت عجیب آن اگر دانه آن را با گلاب بکارند از برگ و بارش بوی گلاب               می آید .

43- مرغ : گیاهی سبز و خودرو آفتی برای دشت و گیاهان دیگر ، خوراکی بسیار لذیذ برای دامداری روی زمین پهن شده و ساقه اش بند بند است . از هر بند ریشه تازیه ای می روید و در طول سال چند دشتی را پر می کند . ساقه زیرزمین آن استفاده داروئی دارد . نامهای مختلفی در جاهای مختلف دارد ولی در اردستان مرغ است . بوته مرغ در کناره جاهای مرطوب و جویبارها می روید . ساقه اش بیش از 2 تا 3 ساننتی متر نمی شود به ندرت بلندتر شود . گلهایش در فاصله خرداد و تیر ظاهر شده و سبزرنگ است و به صورت سنبله گندم است . رنگ ساقه زیرزمینی آن زرد است و 2 تا 3 درصد قند دارد و کمی لعاب و ترکیبات داروئی چند مزه اش شیرین و گس . دافع سنگ مثانه اگر ساقه های زیرزمینی خشک شده آن را با ریشه شیرین بیان میجو دم کرده خورده شود تقویت کننده دستگاه دفع ادرار است ، دافع سنگ کلیه و مثانه ، مفید برای قند خون ، درمان کننده صفرا ، خرد کننده سنگهای داخلی همه جا ، تیره دیگر مرغ علف هفت بند است : به صورت وحشی قرشی زمردین که دم به سرخی می زند روی زمین می گستراند ، خواصی همانند مرغ دارد نام علمی آن ثیل است .

44- شقایق : در زبان پارسی به بیش از 50 نوع گیاه که گلبرگهای قرمز و خالی سیاه و داغدار در بن گلبرگ دارند شقایق می گویند . اما ما د راینجا به چند نوع از آن که درمنطقه خودمان   می روید اشاهر می کنیم و همه شماها آنها را در بهار در کنار جاده اصفهان ، اردستان ، اردستان ، نائین و اردستان تهران می بینند و بیش از این و درشتر از اینها در کوهستان که هوایی مرطوب دارد از زیبایی غوغایی به پا می دارد مانند چادر گلداری می ماند که روی صحرا گسترده باشی و آن را به تماشا بنشینی .

الف : شقایق پیچ یا یاسمن از خانواده شقایق و آلاله ها شیرابه ای ترشح می کند که اگر به پوست بدن مالیده شود آن راملتهب می کند و گاهی تاول می زند ولی همین التهاب خودش داروئی برای رماتیسم است . بوی گل و عصاره آن درد شقیقه را تسکین می دهد و برای فلج و بی حسی مفید و درمان سرفه کهنه است . ضماد برگ آن برای معالجه سیاتیک تجویز شده ولی قبل از زخم کردن باید آن را برداشت .

مالیدن آن به صورت برای کک مک مفید ، جوشانده شاخ و برگش مسکن دندان درد است .

ب : شقایق نعمان ، کوکنار ، لاله داغدار ، اشک خونین : این گیاه در همه چیز شبیه خشخاش است مگر اینکه کوچکتر است ولی در جاهای مرتفع و کوهستانی البرز ، زاگرس ، کرکس اندازه اش هم بزرگ می شود . دیده شده از آن شیرابه مترشحه از این گیاه تریاکی بسیار مرغوب تهیه می کنند که بیشتر برای ترک تریاک خوب است . گل این گیاه را باید فوراً چیده و خشک کرد که خراب نشود .در گلبرگ آن ماده ای وجود دارد که مسکن است . در کوزه و دانه آن مقداری مرفین وجود دارد . جوشانده کوکنار بسیار خواب آور است . در قدیم آن را خشک کرده و مانند تنباکو در قلیان مصرف   می کردند . گل ین گیاه همراه کاه جو که بجوشانند ، ادرار ، حیض و شیر را زیاد می کند ، زخمهای چرکی را مداوا می کند .

45- شیرین بیان : شیرین بیان در تمامی نقاط اردستان یافت می شود دو نوع شیرین بیان معروف است . نام دیگری (مهد یا تلخ بیان) رنگش و برگهایش سفید بسیار مایل به سبز است . هر دو استفاده داروئی دارند و به ویژه استفاده اصلی ان از ریشه است . این ساقه زیرزمینی یکی از اقلام صادراتی است . در کارخانجات داروسازی و دخانیات از آن استفاده می کنند . در کارخانه دخانیات برگ توتون را در جوشانده ریشه خیس می کنند تا طعم سیگار خوش و نیکوتینش کم شود . اخیراً عده ای از کارشناسان اظهار نظر کرده اند که اینگونه سیگارها سرطان زا نیستند . قابل توجه کسانی که به دنبال کسب حلال و طیب و طاهر با فتوا هستند .

و اما خواص داروئی ، ضد نفخ ، مقوی معده ، جلوگیری از انقباض معده ، بهترین دارو و برای زخم معده با عسل ، وسیله ای برای ترک اعتیاد به سیگار ، شوینده معده و احشای داخلی ، مقوی اعصاب ، بادشکن ، حیض آور ، جوشانده آن رافع موخوره . در ضمن چوب آن حرارت بسیار زیادی دارد ، سابقاً در شیشه گریهای از آن استفاده می کرده اند . بهترین نوع شیرین بیان بر خلاف نوشته بعضی کتابها در اطراف منطقه اردستان است .

46- شاهرتره : بوته ای است سبز ولی اندکی دم به سفیدی می زند همه کس متوجه نمی شود . نوع خارجی آن در باغات و صحراهای مرطوب به طور خودرو می روید . برگهای ریز و گلهای ریز و سفیدی دارد . بیشتر از عرق آن استفاده می کنند . در ایران این گیاه بی نهایت سبز است ، کمی تلخ میباشد گرفتگی کبد و طحال را باز می کند ، مقوی معده ، کبد ، از بین برنده سودا  کم کننده صفرا ، ادرار آور ، دارای ویتامین (ث) برای تقویت لثه و جلوگیری از خونریزی آن . از آن سرمه می گیرند البته عصاره اش چشم را تقویت می کند . مسکن نیش زنبور است . دانه آن در همه حال از اعضای دیگرش بهتر است .

47- زوفا : گیاهی سبز و به ظاهر چرب است و ساقه های آن روی زمین پهن می شود . در کوهپایه های اردستان به وفور یافت می شود ولی نام آن را در گیاهان داروئی استاد جزایری ندیدم شاید به نام دیگری باشد . زوفا گروه فراوانی دارد و خود گروه از تیره نعناعیان و بسیار خوشبو و خوش عطر است . بعضی از آنها ارتفاع می گیرد و تا 60 سانتیمتر هم ی رسد ، ریشه اش ضخیم است و منشعب و ساقه هایش نسبتاً چوبی برگهای کوچک و متقابل و نوک تیز و کامل و بسیار معطر ، گلهای زیبا به رنگهای آبی تیره ، بنفش و گاه صورتی در کتاب مقدس (تورات) نامی از آن برده شده ، صحرایی و بوستانی دارد .

نوعی از زوفا همانگونه که ذکر شد ساقه اش روی زمین پهن می شود معروف به زوفای جبلی برگهایش شبیه سعتر ، مرزنجوش و با ساقه ای پر گره و بسیار معطر و بر هر گره ای گلی مایل به زردی و بی تخم و تلخ مزه . زوفا در همه ی انواعش ، خواص نعناعیان و آویشنیان را دارد .

48- قدومه : گیاهی از تیره چلیپائیان که دانه هایش لعاب زیادی دارد . دو نوع دارد نر و ماده . از دانه های ماده آن استفاده می شود . به عنوان دانه شربتی ، دانه شربتی را از قدومه ، اکلیل ، اسفرزه ، بارهنگ استفاده می کند . خواص ، اکلیل و اسفرزه را دارد که قبلاً شرح داده شد .

49- کما : کما بوته ای سرسبز رویش آن فقط در کوهستان بر سه نوع است ، کمی سبز ساقه و برگ آن سبز و چرب است . خوراک زمستانی دام ولی استفاده داروئی فراوانی هم دارد در بهار در پای ریشه آن نوعی قارچ غیر سمی می روید که خیلی از قارچهای پرورشی بزرگتر است ولی بسیار خوشمزه و دارای خواص بسیار زیاد و خوش بو بر خلاف خود کما که بسیار بدبو است ولی بر خلاف نوشته مرحوم دهخدا متعفن نیست . در بعضی مواقع بوی آن خوش آیند هم است . وقتی بز یا گوسفند ازاین گیاه بخورد شیر و ماستش عطر آن را می دهد و بسیار هم مقوی و سکر آور است . حتی در بعضی مناطق از آن استفاده خوراکی هم می کنند . اهالی تمام مناطق به ویژه اردستان خودمان (کوهستان) این بوته و انواع آن را در شهریور ماه چیده پس از خشک شدن برای خوراک زمستانی دام انبار می کنند . از نوعی از آن صمغی می گیرند برای مصارف داروئی و درست کردن شربت برای از بین بردن بوی آن از اسانسهای نعناع ، سعتر ، زوفا و غیره استفاده می کنند . باز هم مرحوم دهخدا کما را همان (انغوز ، انگدان) و یا از تیره آن می داند . در صورتی که این گونه نیست . انجدان خود گیاهی است از تیره شیرابه داران صنعتی که گرفتن شیره آن در کوهستانهای اردستان از اواسط یا اوایل خرداد شروع می شود و حشرات از بوی آن گریزانند ولی در اطراف کما حشرات فراوانی برای استفاده از چربی و شیرابه آن استفاده می کنند . دامها آن را می خورند ولی انگدان را گوسفند نمی خورد که هیچ به حدود آن هم نمی رود .

دومین نوع کما ، کمای زر است بخاطر رنگ زرد و طلائیش خواص کما را دارد .

سومین کما کما زیره یا زیره کما است . دانه هایی همانند زیره دارد ولی خیلی درشت تر از آن دانه در داروسازی استفاده می شود . کمی خواب اور است ، تلخ است مسکن بعضی امراض است .

50- شیرمال ، مایه پنیر ، شیر سگ و قرفیون ، گیاهی دارویی است با ساقه ای تا 1 متر ولی ریشه آن چند برابر ساقه اش در زمین رشد می کند . اگر ساقه با برگ آن را بشکنید شیرابه ای بسیار تلخ می تراود که اگر قطره ای از آن را در کیلوئی از شیر بیندازید پنیر می شود به آن مایه پنیر شود . اگر شیرابه و برگ را بر زخم سگ و حیوان ها ضماد کنند بهبود پیدا می کند . برای اینکه شیرابه اثر تلخی و تاول زایی خود را از دست بدهد باید باقلا پوست گرفته را در آن بریزند خیلی زود آن را در روغن بگذارند تا خواص داروئی خود را از دست ندهد .

در هر صورت شیرابه شیر سگ در حد نهایت تلخ و تاول زا است . اینجانب آن را تجربه کردم و سه شبانه روز درد زخمهای آنرا تحمل کردم . سه روز تب شدیدی داشتم و دیگر داروهای گیاهی را روی خود آزمایش نکردم . در طب قدیم برای معالجه رفع عطش و آب آوردن شکم که بیشتر توإم با بیماری جگر و قلب باشد استفاده می شده . معالج عرق النساء و قولنج می باشد از تیره کرچکها است .

51- زیره (سپاه ، لنبر) : زیره سبز دشتی است و بذر آن را می کارند . اکنون هم در روستاهای اردستان کاشته می شود ولی زیره سیاه کوهستانی است می گویند بومی کرمان است ولی این درست نیست زیره در کوهستانهای اردستان قدمت چند هزار ساله دارد . کوه سفید روبروی کارخانه سیمان دشتی از زیره سیاه است ، دشتی از زیره سیاه با دانه های درشت و از نظر بوی عطر هم خیلی خوش بوتر از زیره کرمان و مشهد و سایر هم نوعان خود در ایران است . به لاتین به آن کمود می گویند . زیره درهمه کره زمین وجود دارد ولی هیچ زیره ای خوش بو تر از زیره ایران آن هم زیره اطراف اردستان نیست .

دانه هایش کمی درزا ، سیاه همراه مقداری تانن ، رزین ، صمغ و نوعی الکل و ترکیبات کوچک ازت دار است . از آن به عنوان ادویه خوشبو کننده استفاده می کنند ، دانه اش هم استعمال داخلی و هم خارجی دارد . باد شکن ، اشتها آور ، مقوی معده و امعاء ، ورم طحال ، اسهال ، سکسکه و ... می باشد .

شیر زنان را زیاد می کند ، عادت ماهانه را باز می کند . زیاده روی در آن در مرد و زن هر دو باعث عقیم شدن می شود اگر چند مثقالی از آن را با اسفند همان مقدار را زن باردار بخورد احتمال دارد سقط جنین کند که کاری در نهایت خطرناک است .

آب خیسانده آن آفت موریانه و شپش می باشد . می گویند اگر نوزاد را محظ تولد در آب زیره بشویند در تمام عمر شپش در او پیدا نمی شود در هر صورت زیره خواص متضاد دارد در مصرف آن باید جانب احتیاط را رعایت کرد . تقریباً هم خاصیت با سیاه دانه است .

52- زرشک : زرشک معمولاً در کوهستان های در کناره جویباریهای مرطوب می روید . به آب زیاد احتیاج ندارد . در ایران انواع درختچه های زرشک موجود است ، زرشک دانه دار ، زرشک بی دانه ، زرشک انگوری . در کوهستانهای اردستان بیشتر زرشک دانه دار وجود دارد . ولی اینجانب با گشت و گذار در مزرعه ای که اتفاقاً مقداری از آن از آن خودمان است دو عدد درختچه زرشک بی دانه دیدم که البته در این مزرعه درختچه های زرشک صاحب دارد . بیشه ای از زرشک دراین زمرعه و اطراف آن وجود دارد . نام مزرعه دره است . در بهار و تابستان آب و هوای آن در نهایت خنک است . زرشک بی دانه همان زرشک پلوئی است و در خارج از ایران هم دیده نشده مگر تازه قلمه زده باشند . میوه زرشک ترش و مقدار کمی دارای قند از شیره آن شربت زرشک درست می کنند . اثر مسهلی و تب بر دارد و چون دارای بری برین است برای ترک اعتیاد هم مفید است . برگهای زرشک دارای ویتامین ث است وقتی در بهار تازه است آن را می جوند بسیار ترش و خوشمزه است . آب زرشک فرونشاننده حرارت جگر ، صفرا بر ، درمان استسقاء و سردی احشا و ...

اگر آب زرشک را با هم مقدارش آب سیب و نصف آب سیب و زرشک آب لیمو و مقداری شکر را مخلوط کرده و بجوشانند تا بسته شود یعنی بیشتر از قوام آمدن آنقدر بهم بزنند تا شکننده شود نه اینکه بجوشانند وقتی قوام آمد بهم بزنند در افتاب آب آن به طور کلی از بین برود . این معجون همان تریاق کبیر است ، پادزهر افعی و انواع مارها و نیش زننده هاست . اگر بتوان جوهره ی مراوید ترنج اضافه کرد در نهایت بهتر می شود . این معجون درمان تنگی نفس ، غش ، غم و غصه ، بی شتهایی ، مسمومیت با تریاک ترکتریاک البته با جوشانده ریشه زرشک .

انواع دیگر زرشک ، زغال اخته در رنگرزی و چرمسازی و بخاطر داشتن جوهرمازو در نقاشی مورد استفاده قرار می گیرد .

نوع سوم خولنجان : قسمت عمده مورد مصرف ساقه زیرزمینی است . نام فارسی آن حشر و دارو ، رنگی سرخ تیره و طعمی تند و معطر دارد ، مقو ی معده و روده هاست ، در قدیم برای درمان خنازیر ، سرطان ، سیاتیک ، لکنت زبان ، از بین بردن کک و مک صورت تجویز می شده .

53- پیاز دشتی یا کوهی : گیاهی چند ساله در کوهستانهای اطراف محیط زیست ما می روید . ضخامت پیاز آن 1 تا 5/1 سانتیمتر است کروی با رنگ خاکستری . برگهای سر نیزه ای دارد . پهنای آن 5 تا 25 میلیمتر است ، پوشش گل سفید و رگه ای بنفش دارد . البته به گردن نویسنده می گویند بزرگی پیاز دشتی که به آن پیاز موش هم می گویند به دو کیلو هم رسیده شاد در اطراف خراسان اینگونه باشد چون این پیاز موش در آن حدود زیاد است . در این اطراف کم و کوچک است . معالج بسیاری از بیماریهاست عصبی ، دماغی ، سرگیجی ، مالیخولیا ، درد شقیقه ، میگرن ، بی حسی اعصاب ، فلج ، درد گوش ، قدرت بینایی ، تنگی نفس ، تقویت معده ، زداینده لکه های سیاه پوست ، خرد کننده سنگ مثانه ، از بین برنده آفات نباتی و خلاف انچه در گیاهان هرز خواندم که آن را گیاهی هرز معرفی کرده است (علفهای هرز از استاد محمد علی رستگار انتشارات پیام نور) بگذریم واقعاً پیاز است با همه حالیکه به آب هم احتیاجی ندارد با بارانهای بهاری سیراب می شود . در ضمن  این پیاز قاتل موش است . ممکن است در زنان باعث سقط جنین شود و یا فرزند را ناقص الخلقه کند . از این تیره می توان سیر پیازک ، تروحشی گذرا را نام برد که در زیست ما هم به ندرت یافت می شود .

54- نسترن صحرا : نوعی از این نسترن تیغ دار را در دره مزرعه ای به نام درجیر مشاهده کردم گلهای سفیده زرد و صورتی رنگ قشنگی دارد ولی در جای دیگر آن را ندیدم ولی از انواع آن در محیط های دیگر ایران فراوان است . از آن به عنوان گلی زینتی استفاده می کنند از میوه و گل آن استفاده داروئی بسیاری می شود . سرشار از ویتامین (ث) است ، تارهای داخلی کوزه گل نسترن است که دافع کرم معده است . در قدیم از جوشانده ریشه آن برای بیماری هاری استفاده می کرده اند . به نسترن پیوند گلهای رز پرپر می زنند و بهترین رزها را عمل می اورند .

از خانواده نسترن نسیرین را نام می برند در حقیقت نسرین از خانواده نرگس است و عطری به خوشی نسترن ندارد .

دیگر از خانواده این گل زیبا : رعنا زیباست ولی بر خلاف اسمش گلی بد بو دارد و فقط از چند دانه ی داخل میوه آن که مقداری ویتامین (ث) دارد استفاده می کنند . این سه نوع گل گلهای پر خاری هستند . هم در باغات دیده می شوند هم در صحرا ولی اینجانب فقط نسترن را در منطقه خود مان دیده ام .

55- خاکشیر : گیاهی سبز مایل به زرد در چندین نوع . همه انواع آن در محیط زیست ما وجود دارد . خاکشیر شیرین دانه های ریز در غلافی دراز دارد . رنگ آن دم به سرخی می زند . استفاده داروئی آن را همه می دانند فقط انواع آن مهم است .

1- خاکشیر شیرین 2- خاکشیر تلخ دانه اش ریزتر است ، نوعی هم تودری که جزء خانواده خاکشیرش می دانند ولی در اصل تودری از خانواده قدومه است و به عنوان گل زینتی هم در باغچه کاشته می شود .

56- مریم گلی گیاهی از تیره نعناعیان به ارتفاع 30 تا 60 سانتیمتر که به صورت انبوه و خودرو د رنواحی صحرایی می روید . گلهای بسیار زیبا و پنبه ای مانند دارد . نام دیگر آن سالوی ، سالویا ، سلبی ، در باغچه به عنوان زینتی کاشته می شود .

57- مریم نخودی : از تیره نعناعیان در ایران و محیط زیست اردستان می روید . برگهای متقابل و بیضوی و بی کرک و شفاف به رنگ سبز تیره ، گلهای صورتی و قرمز . خواص داروئی این دو گیاه شبیه نعناعیان و آویشنیان است در جاده اردستان اصفهان نوعی از مریم نخودی می روید و در کوهستان مجاور مریم گلی .

58- چوبک ، قارپاج ، دو نو گیاه که در قدیم برای شویندگی لباس و ظروف از آن استفاده می کردند . چوبک در دامنه کوهستان می روید کندن آن آسان است . پس از بیرون اوردن ریشه آن را پوست کنده پس از خشک شدن آن را سائیده برای شستن لباس اماده می کنند همانند پودر لباسشوئی .

نوعی دیگر قارپاج است . ریشه آن در لابلای صخره های بسیار سخت جای دارد . کندن آن بسیار سخت است ولی از نظر نوع مرغوبتر از چوبک است . در کوهستانهای غرب اردستان هر دو نوعش به وفور یافت می شود .

در کتاب : زیان خوراکیها استا جزایری آن را با اشنان یکی دانسته بود . در صورتی که اشنان مخصوص کناره های شوره زار است و گیاهی با بوته ای کوتاه و چوبک و قارپاج بوته ای سخت درهم فشرده و تیغ دار .

59- کاوندول : کاوندول گیاهی است با ساقه های افشان . برگهای ریز نوعی از آن بسیار سبز است و نوعی اندکی دم به قهوه ای می زند ، گیاهی است چرب در محیط زیست اردستان هر دو نوع آن می روید . در قدیم از آن برای سوزاندن در تون حمام به کار می بردند . بوی تندی دارد ، از این دو نوع بوته شیرابه ای تند و بدبو ترشح  می شود . شیرابه انکه سبز است ملک باد نامیده می شود و مانند کندر یک تکه است. در هندوستان این شیرابه از درخت تنومندی مانند خرما تراوش می شود . برای ماندگاری عطرها از آن در عطرسازی استفاده می کنند . ملک ازرق مایل به سرخی و تلخی و ملک باد یا مقل یهود زرد و مقل صقلی تیره و سیاه و ملک عربی قهوه ای مانند مقل هندی از این پنج نوع مقل یا ملک دو نوعش که از همه مفیدتر است در ایران می روید ولی نام گیاه و ثمره آن را در هیچ کتاب داروئی ندیدم ولی اردستانیها این گیاه را می شناسند . مقل ازرق ایرانی صاف یراق تلخ زود حل می شود و در آتش اندازند خوشبو می شود . عود ، عتبر ، صندل ، کندرو عصاره گلهای مختلف را مخلوط کرده و برای پایایی عطر آن از مقل ازرق استفاده می کنند ، با اسفند آن را دود کرده حشرات موزی را نابود می کند . مقل ازرق را با کوهان شتر مخلوط کرده بخور آن قاعده ر می گشاید شاید جنین را هم سقط کند ، داروی درد مفاصل و کمرد درد می باشد . مقوی معده ، از دو لپه ای ها و جداگلبرگ می باشد . درنوع خود کم نظیر است . اینجانب برای شناختن و تجربه دو روزی برایش بیماری کشیدم ولی به شناختش می ارزید .60- تلخه : گیاهی بسیار بلند 20 تا 30 سانتیمتر با دانه های ریز سیاه که خاصیت صفرابری دارد . ضماد پخته برگ آن برای ضخمهای عفونی مجرب است . سائده دانه ان هم خاصیت عفونت زدایی دارد و بوی تلخی آن اگر به لباس یا دست برود تا چند روز بوی آن می ماند . در دشت هم می روید اگردانه های آن مخلوط گندم بشود نالش تلخ مزه است .

61- چزه جاز : بوته ای است با ساقه های به ظاهر بدون برگ و دارای برگهای ریزی در سر شاخه ها است و در بن خود گیاه برگهای دراز کمی پهن و بریده و پر شیرابه کمی تلخ برای خوردن از آن استفاده می کنند ، خواص آن مانند شتگ و گیاه پرتلوک و دیگر سرشاخه های آن است . برای سوزاندن هم از آن استفاده می شده در قدیم برای پوشش روی بامها از این بوته بسیار استفاده می کردند .

62- موچه : گیاهی از تیره شاهی و تره تیزک دارای طعمی تند خواص دارویی بسیاری دارد ، مزاجش گرم است . آن را داخل نان کرده می خورند با نان و پنیر می خورند با آن آشهای بسیار خوشمزه می پزند . خودرو و بسیار سبز است .

63- زرین گیاه : گیاهی بوته ای دارای عطری بخصوص در کوهستان غربی اردستان علیای دور دیده می شود . به ترکی به آن علف کیک می گویند . دارای خواص داروئی ، مقوی قلب ، استحکام دندان ، خوش طعم کردن پنیر و گوشت گوسفندان در ضمن گوسفند یا بز وقتی این گیاه را می خورد بن دندانش طلائی می شود به این خاطر در آن محل ما به آن زرین گیاه یعنی طلایی گیاه می گوئیم ولی ترکها علف کیک و باید از تیره ریحان کوهی باشد .

64- شور : گیاهی سبز که بیشتر دم به سفیدی می زند به بلندی 30 تا 50 سانتیمتر . شیرابه ای در اثر نیش حشرات از آن تراوش می شود . از جمع آوری آن انگبینی خوش طعم که برای پائین اوردن حرارت بدن مفید است به عمل می آورند . تازه این گیاه را تازه تازه می خورند . خوارک زمستانی دامها است . در مداوای بعضی زخمهای عفونی سطحی از ان استفاده می کنند چون مقداری شوری و نمک همراه دارد .

 منابع و ماخذ

 1- فرهنگ فارسی مرحوم علی اکبر دهخدا (52 – ح)

2- فرهنگ فارسی مرحوم دکتر معین (6 – ح)

3- فرهنگ گیاهی مرحوم گل گلاب (3 – ح)

4- زبان خوراکیها اثر استاد غیات الدین جزایری (3 – ح)

5- علفهای هرز و روشهای کنترل آنها محمد علی رستگار (انتشارات دانشگاه پیام نور )

6- طب سنتی امام جعفر صادق

7- وعمده مطالعات و تحقیقات اینجانب از سرتا سر ایران

 8-  استفاده از اطلاعات اهالی بومی هر جا پا گذاشتم

9- فرهنگ 1 جلدی دکتر عمید

10- فرهنگ 1 جلدی بزرگ حیم

11- فرهنگ 1 جلدی آریان

12- فرهنگ 1 جلدی دوسویه حیم

 (گیاهان داروئی یافت گیاهی بیابانی کوهستانی محیط زیست گیاهی اردستان )

ردیف اصلی

نام گیاه مورد

تحقیق

شماره

گذاری

فرعی

ردیف اصلی

نام گیاه مورد

تحقیق

شماره

 گذاری

فرعی

ردیف اصلی

نام گیاه مورد تحقیق

شماره

 گذاری فرعی

1

آویشن

1

25

تاجویزی

26

49

فلفل سیاه

34

2

آلوچه سگ

13

26

ترخ ،درمته

27

50

قدومه

48

3

آلک ، والک

2

27

ترشک سیریش

28

51

کماو خانواده

49

4

اسفند و خانواده

18

28

تیغار ، خارشتر

30

52

کاوندول ، مقل

59

5

اسقرزه و خانواده

12

29

تلخه گیاه

40

53

گل انگشتانه

11

6

انجیر کوهی

10

30

چزه ، چاز

61

54

گون و انواع آن

39

7

افنتین

8

31

چوبک و خانواده

58

55

گز و انواع آن

38

8

اکلیل

9

32

خرتیال و شکرتیغال

31

56

لوئی ، نی

40

9

اشنان

7

33

خاکشیر

55

57

مریم گلی

56

10

الغوزه ، الجدان

6

34

ختمی و خانواده

36

58

مریم نخودی

57

11

ارژن،بادام کوهی

5

35

خرقه ، برپین

37

59

مورد

41

12

اشک و خانواده

4

36

خون سیاوشان

21

60

موچه

62

13

اجروس،گندم گیاه

3

37

ریواس ، ریوند

32

61

مرغ

43

14

بابونه و خانواده

14

38

زیره

51

62

نسترن

54

15

بارهنگ و خانواده

15

39

زوفا و خانواده

47

63

کاسنی صحرایی

35

16

باد آور

16

40

زرشک

52

64

شیرین بیان

45

17

بو مادران بژه

29

41

زرین گیاه

63

 

 

 

18

بادرنگبویه یا درنجبویه

17

42

لیس ، پیچک

33

 

 

 

19

پسته کوهی ، وتین

25

43

سدر

42

 

 

 

20

پرسیا و شان

20

44

شنگ و خانواده

24

 

 

 

21

پیاز کوهی

53

45

شقایق و خانواده

44

 

 

 

22

پک پکه ، قد فدک

19

46

شاه تره

46

 

 

 

23

پورته و خانواده

22

47

شیر مال قرقیون

50

 

 

 

24

تاغ درختچه تثبیت شن

23

48

شوره گیاه

64

 

 

 

 

[ پنجشنبه 24 آبان1386 ] [ 14:39 ] [ روایط عمومی ]
در میان خبرها و اتفاقات، نگاهی کوتاه به آنچه بر محیط زیست کشور طی دو سال اخیر رفت، می اندازیم شاید همان گونه که مردم را متاثر کرد مسوول اجرایی آن یعنی سازمان محیط زیست را نیز وادار به اقدامی جهت حفظ و نه سکوت در مقابل تخریب حیات زیستی این سرزمین کند.
● حذف ماهی از سفره مردم ماهشهر
به دنیا آمدن جنین های بی سر، عقیم شدن زنان و مردان به علت استفاده از ماهی های آلوده به جیوه یکی از داغ ترین اخبار زیست محیطی بود که تنها سکوت مسوولان و عدم پاسخگویی آنها را همراه داشت، اما بندرنشینان ماهشهر که روزگاری ماهی و میگو جزء غذاهای اصلی سفره هایشان بود، امروز ماهی را به خاطر ترس از آلودگی های جیوه یی موجود در آب های خلیج فارس از فهرست غذاهای سفره هایشان حذف کرده اند. ماهشهر از جمله شهرهای صنعتی است که ترکیبات شیمیایی و فاضلاب پتروشیمی بندر رازی و امام ۳۰ سال است که بدون تصفیه وارد آن و آب های خلیج فارس می شود. این آب که حاوی عناصر خطرناکی چون جیوه و محصولاتی چون آمونیاک است موجب بیماری های جدی برای شهروندان ماهشهری شده است، اما پاسخ مسوولان به فاجعه زیست محیطی در ماهشهر هیچ چیز جز سکوت شان نبود.
● تخلیه زباله در تالاب
۲۱ درصد تالاب های کشور در استان خوزستان وجود دارد و تالاب شادگان به تنهایی ۳۸ درصد کل مساحت تالاب های کشور است. حال تالابی با این ویژگی به جای آنکه پذیرای تنوع گونه های زیستی باشد، به محلی برای تخلیه زباله ها و پساب های شرکت های نیشکر استان که بدون تصفیه وارد تالاب شادگان می شوند، تبدیل شده و در پی آن سبب نابودی محیط زیست و موجودات تالاب و همچنین از دست رفتن و نابودی زیبایی و جنبه گردشگری و زیست محیطی آن شده است. کشت و صنعت نیشکر از نظر بارآلودگی در خوزستان دومین رتبه را دارد که شامل فاضلاب های بخش صنعتی و همچنین زهاب های بخش کشاورزی آن می شود.
● مانگرو در محاصره آلودگی نفتی
نام جنگل های حرا (مانگرو) برای همه ما آشنا است. اگر سری به قشم بزنیم حتماً از دیدن گیاهان نیم شناور جنگل های حرا در تالاب بین المللی «خوران» سیر نمی شویم، اما آنچه این تالاب را با مشکل مواجه کرده است قطع درختان این منطقه برای تهیه سوخت و غذای دام، ورود آلودگی ها (به ویژه آلودگی نفتی)، ایجاد مزارع پرورش میگو، فعالیت های ماهیگیری و خشکسالی و کاهش ورود آب های سطحی از جمله مهمترین مخاطرات و عوامل تهدیدکننده تالاب بین المللی «خوران» است.
● فاجعه زیست محیطی در تالاب انزلی
گیلان و مازندران شمالی ترین و زیباترین استان های کشور نیز از وقوع فاجعه های زیست محیطی به دور نمانده اند. آغاز مجدد احداث جاده کنارگذر داخل تالاب بین المللی انزلی از دیگر خبرهای پرسروصدا بود تا آنجا که معصومه ابتکار مدیر سابق سازمان محیط زیست را برآن داشت تا از شخص رئیس جمهور بخواهد در مورد آن اقدام کند. ساخت جاده در مسیر تالاب انزلی از مباحث مطرح سال ۷۷ بود که درگیری هایی را میان سازمان محیط زیست و وزارت راه به دنبال داشت. در حالی که بر اساس صورتجلسه ۳ آذرماه سال ۱۳۸۳ وزارت راه مکلف شد، مسیر کنارگذر انزلی را خارج از تالاب بین المللی انزلی احداث کند و این امر در جلسه دولت نیز به تصویب رسید. باز هم مسوولان پروژه اقدام به احداث مسیر در داخل تالاب کردند که این امر با مقاومت مسوولان محیط زیست روبه رو شد. تالاب بین المللی انزلی از ۱۱ رودخانه بالادست آبگیری می شود و به ۴ روگا آب های آن تخلیه می شود که در صورت اجرای این پروژه تعدادی از دهانه های روگاها مسدود شده و این امر موجب می شود که اکولوژیک این تالاب بین المللی مختل شود و بخش وسیعی از کارکردهای آن از بین برود.
● نابودی سالانه ۱۲۵ هزار هکتار جنگل
هر ساله به دلیل قطع بی رویه و آتش سوزی، ۱۲۵ هزار هکتار جنگل از بین رفته و سال ها طول می کشد تا تنها درصد کمی از آن باز تولید شود. این تنها مشکل این دسته از مناطق بکر و زیبای ایران نیست، بلکه تصمیم های ناگهانی وزارت راه برای ساخت جاده از دیگر تهدیدهایی است که این مناطق را به خطر می اندازد و تا آنجا که در اقدام اخیر خود تصمیم به ساخت جاده در جنگل زیبای ابر کرده است. حال باید دید سازمان محیط زیست تا چه اندازه توان دارد در مقابل این اقدام مقاومت و پافشاری از خود نشان دهد.
● تخریب تالاب میقان
ساخت جاده دسترسی توسط کارخانه املاح معدنی و ورود سرریز فاضلاب شهری، زیستگاه تالاب میقان اراک را با خطر تخریب روبه رو ساخته است، این جاده قرار است از میان تالاب میقان در نزدیکی شهر اراک، برای تسهیل برداشت سولفات سدیم کشیده شود. تالاب میقان علاوه بر زیبایی و جاذبه بالای گردشگری، پذیرای پرندگان مهاجر مانند فلامینگوها، غاز و اردک است. رها شدن پساب خروجی تصفیه خانه فاضلاب اراک، برداشت سولفات سدیم از حوالی این تالاب برای یکی از کارخانه های استان مرکزی و اجرای طرح های آبخیزداری و کنترل آب در حوزه آبخیز تالاب و تعاملات و تعادل اکوسیستم در تالاب، از جمله دیگر مشکلات تالاب است و منتظر برای آنکه بداند تصمیم مسوولان محیط زیست در مورد آن چیست؟
● خلیج فارس هر روز آلوده تر
خلیج فارس با وجود تغییرات اقلیمی در سطح جهان، خود با مشکل کم آبی و زیست محیطی مواجه است. حال تصور کنید با ورود آلودگی آب هایی که به آن وارد می شود آیا چیزی باقی می ماند که بتوان نام آن را خلیج فارس گذاشت، آیا با شرایط فعلی نباید نگران از میان رفتن ماهیت خلیجی آن باشیم، کارشناسان محیط زیست میزان خسارت ناشی از آلودگی نفتی نیروگاه توانیر بندرعباس در آب های ساحلی خلیج فارس را ۴۰۰ هزار دلار برآورد کردند اما این تنها خسارت مالی خلیج همیشه فارس است.
● قبرستان فلامینگو ها
دو هزار جوجه فلامینگو در دریاچه بختگان به علت خشکی آب دریاچه تلف شده است و دو هزار و ۵۰۰ قطعه جوجه فلامینگوی دیگر نیز در آستانه مرگ قرار دارند. علت خشک شدن آب دریاچه بختگان و نابودی فلامینگوها، کم آبی ناشی از احداث سد در بالادست این دریاچه اعلام شده بود که وزارت نیرو این مساله را تکذیب کرد و خشکسالی را عامل آن دانست.
● آسیب رسانی به سرخه حصار
پارک ملی سرخه حصار قدیمی ترین منطقه حفاظت شده جهان است و از آنجا که پارک ملی محسوب می شود حق ساخت و ساز در آن وجود ندارد. اما با این وجود سازمان مقررات قانونی لایحه قانونی در مورد خرید و تملک اراضی و املاک میان سازمان حفاظت از محیط زیست و شرکت تعاونی مسکن زیتون بر سر ۲۴۰هکتار از اراضی پارک ملی سرخه حصار را رعایت نکرده است. تکلیف سرخه حصار همچنان نامعلوم باقی مانده گاه وسایل ساخت و ساز را به آن منتقل می کنند، گاه کارگاه ها به راه می افتند، گاه جاده یی می سازند و گاه اعلام می کنند جاده از سمت دیگر ساخته می شود ولی دوباره ماشین های باری را مشاهده می کنید و...
● نوبت پارک ملی کویر شد
هوبره، گورخر ایرانی و یوزپلنگ آسیایی از گونه های جانوری در معرض خطر انقراض هستند، علت انقراض گونه های جانوری را شکار بی رویه و تخریب زیستگاه های این گونه ها عنوان کرد. احتمال نابودی پارک ملی کویر در پی عملیات اکتشاف نفت و ذخیره سازی گاز در حساس ترین وزن منطقه وجود دارد، در حالی که پارک ملی «کویر» یکی از مهمترین زیستگاه های یوزپلنگ نادر ایرانی، توسط «برنامه انسان و کره مسکون» یونسکو، به عنوان ذخیره گاه زیست کره ثبت شده است. وزارت نفت قصد دارد طی دو پروژه در این منطقه نسبت به ذخیره سازی گاز و اکتشاف نفت و گاز اقدام کند که گفته می شود این پروژه ها تمام وسعت پارک ملی کویر را دربرمی گیرد. هر روز در پارک های ملی، مناطق حفاظت شده و دیگر نقاط شاهد تخریب های وسیع و گسترده محیط زیست توسط سازمان های متفاوت دولتی هستیم که این تخریب ها در اکثر مواقع با سکوت مسوولان همراه بوده است. این تنها نمونه هایی از تخریب های وسیعی است که در همه جای ایران هر روزه شاهد آن هستیم. در مورد کشوری با ویژگی آب و هوایی ۴ فصل که از شمالی ترین تا جنوبی ترین مناطق آن دارای جاذبه های خاص زیست محیطی و گردشگری است باید گفت، حق محیط زیست این سرزمین بیش از اینها است.
[ چهارشنبه 23 آبان1386 ] [ 19:49 ] [ روایط عمومی ]

 

 

محیط زیست آلوده سلامت کودکان را به خطر می‌اندازد. به نظر دکتر جواد غروبی، رییس بیمارستان کودکان مفید تهران آلاینده‌های محیط زیست نه تنها بیماری‌های جسمی که بیماری‌های روحی را نیز پدید می‌‌آورد.

تحقیقات اخیر محققان آلمانی نشان داده که میزان سلامت کودکان و نوجوانان این کشور در طول بیست سال گذاشته کاهش یافته است. از عواملی که موجب افزایش بیماری‌ها در سال‌های گذشته بوده، شدت یافتن آلودگی‌هایی است که در محیط اطراف وجود دارد.

 

از تبعات آلودگی شهری، ایجاد و اشاعه‌ی بیماری‌های مختلف در کودکان است. آسم، آلرژی، بیماری‌های حاد و مزمن، سرطان و بیماری‌های گردش خون از جمله بیماری‌هایی است که در طول سا‌ل‌های گذشته در کودکان آلمانی افزایش یافته است.

 

دکتر جواد غروبی، فوق تخصص طب کودکان و نوزادان و رییس بیمارستان کودکان مفید تهران، در خصوص مهم‌ترین عوامل ایجاد محیط آلوده در شهرها می‌گوید: ‌«شاید در شهرها مهم‌ترین عامل ایجاد محیط زیست آلوده، آلودگی هوا باشد، ناشی از کارخانه‌های موجود در شهرها و حومه، ترافیک شهری، آلودگی‌های صنعتی و آلودگی‌های مراکزی مثل بیمارستان‌ها. در بیمارستان‌ها بیماری‌های مختلف عفونی بستری می‌شود، بیماری‌های جراحی و بیماری‌های متنوع دیگری بستری می‌شود که آلودگی‌های ناشی از آنها می‌توانند، وارد سیستم فاضلاب شهری بشود و تبعاتی را برای کودکان داشته باشد.»

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  او در خصوص بیماری‌های شایعی که محیط آلوده برای کودکان ایجاد می‌کند می‌افزاید: «شایع‌ترین بیماری که در شهرهای بزرگ و آلوده بچه‌ها را مبتلا می‌کند، بیماری‌های تنفسی و در رأس آنها آسم است. الان آسم و آلرژی تنفسی یکی از بیماری‌های شایعی است که واقعا در تهران وجود دارد که دلیلش هم وجود آلودگی در این شهر است. از دیگر بیماری‌ها می‌توان آلرژی پوستی و سرطان را نام برد. بچه‌هایی که در مناطق آلوده زندگی می‌کنند، احتمال سرطان در ‌آنها بیشتر است، بعد سوزش چشم و پوست و کمبود اکسیژن خون است که خودش می‌تواند سبب بی‌قراری بشود. آلودگی‌هایی که در آب وجود دارد یا آلودگی‌های ناشی از سوخت مواد پلاستیکی می‌تواند حاوی میکرب‌های هوازی یا بی‌هوازی باشد که وجود این میکرب‌ها در هوا می‌تواند بصورت معلق بوده و سبب عفونت‌های تنفسی و گاهی گوارشی در کودکان بشود و کودکان هم نوعا به این عفونت‌ها بیشتر از بزرگسالان حساسند.»

 

به بیان دکتر غروبی آلودگی موجود در محیط زیست نه تنها بیماری‌های جسمی بلکه بیماری‌های روحی و روانی را نیز موجب می‌شود: «الان ثابت شده، حتی در یکسری از بیماری‌های روحی ـ روانی مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی‌ها، آلودگی‌ هوا فرد را مستعد به این بیماری‌ها می‌کند. یا اینکه این آلودگی‌ها می‌تواند علت بیماری‌ بچه‌هایی باشد که هایپر اکتیو هستند یا هایپوکسیا و یا کم‌خونی دارند. حتی در مواردی سرطان هم گزارش شده. آلودگی هوا می‌تواند از لحاظ روانی تأثیر بگذارد، روی بهره‌ی هوشی یا IQ بچه اثر بگذارد، حتی می‌تواند بر روی جنین در خانم‌های باردار نیز تأثیر منفی داشته باشد.»

 

دکتر غروبی در پاسخ به این سئوال که به چه دلیل آسیب‌پذیری کودکان نسبت به عوامل مضر موجود در محیط بیشتر از بزرگسالان است، خاطرنشان می‌سازد: «آسیب‌پذیری کودکان به دلیل حساسیت ویژه‌ای که خصوصا در مخاط اینها وجود دارد بیشتر است. منظور از مخاط، مخاط بینی، حنجره، نای و برنش و مخاط روده‌ی کوچک و بزرگ است. به طوری که الان یکسری از کودکان در تهران هستند که به دنبال یک سرما‌خوردگی کوچک و مختصر دچار سرفه‌های طولانی می‌شوند. این به علت آلودگی و حساسیت بیش از حدی است که دستگاه‌های تنفسی کودکان دارد که گاهی حتی اینها تبدیل به آسم یا آمفیزم یا همان تراکم هوا در ریه‌ی کودکان می‌شود.»

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  تحقیقات بر روی تأثیرات محیط زیست آلوده بر کودکان و نوجوانان، یکی از ارکان سیاست‌گذاری آلمان است. این تحقیقات به این دلیل انجام می‌‌گیرد که بتوان با تکیه بر اطلاعات به دست آمده، اقداماتی انجام داد تا آسیب‌پذیری در برابر عوامل زیانبار محیط را به حداقل رساند و سلامت جسم و جان نسل آینده را افزون‌تر از امروز کرد.

 

رییس بیمارستان کودکان مفید تهران در پاسخ به این پرسش که آیا در ایران نیز محیط زیست و تبعات ناشی از آلودگی آن جدی گرفته می‌شود می‌گوید: «از یک دهه‌ی قبل محیط زیست و سازمان محیط زیست در تهران خیلی جدی گرفته شده. از زمان دولت آقای خاتمی و بعد با پیگیری دولت محمود احمد‌‌ی‌نژاد موضوع جدی گرفته شده و الان من به عنوان رییس بیمارستان مفید، سازمان محیط زیست به عنوان یک سازمان موازی می‌آید و اگر من از کارم تخطی بکنم، جریمه‌ام می‌کند. اخیرا ما دو دستگاه در بیمارستان نصب کردیم که زباله‌های عفونی ما را تبدیل به زباله‌های غیر عفونی می‌کند. در واقع پساب که خروجی فاضلاب محسوب می‌شود، تبدیل به غیر عفونی می‌شود. یا این سوزن‌ها و مواد مصرفی که در بیمارستان استفاده می‌کنیم، در مورد دفع اینها کاملا از نظر بهداشتی انجام می‌شود و دیگر اینگونه نیست که اینها در دسترس کودکان و یا مردم تهران قرار بگیرد.»

 

سال‌هاست که توجه مجامع بین‌المللی به لزوم حفاظت از محیط زیست جلب شده است. اتحادیه‌ی اروپا، سازمان بهداشت جهانی، گروه هشت و سازمان ملل متحد نشست‌هایی در این زمینه‌ ترتیب می‌دهند و سعی بر این است که مصوبات نشست‌ها، راه را برای ایجاد محیطی بهتر فراهم کند. سازمان‌های دولتی و غیر دولتی و رسانه‌های ارتباط جمعی اروپایی با این روند همراهی کرده و فرهنگ‌سازی‌های لازم انجام می‌گیرد.

 

د کتر جواد غروبی عقیده دارد، با اینکه ایران در این زمینه هنوز با کشورهای پیشرفته فاصله دارد، اما مسیری مناسب را طی کرده و می‌توان به بهبود اوضاع امیدوار بود.

 

او در مورد اینکه آیا در ایران به اندازه‌ی کافی در این زمینه‌ فرهنگ‌سازی‌ می‌شود، می‌گوید: «البته‌ برای پاسخ به این سئوال که آیا به اندازه‌ی کافی در این زمینه تبلیغات می‌شود، ما باید یک شاخص داشته باشیم و بر اساس آن شاخص آن اندازه را بسنجیم. من خودم مدتی در انگلیس بودم، آنها وضعیتشان خیلی مطلوب‌تر از ما هست. ولی در ایران هم اراده بر این هست که به آن سمت و سو برویم و دارد فرهنگ‌سازی می‌شود، هم در رسانه‌های ملی ما، تلویزیون و رادیو،‌ هم با افزایش مطبوعات و رسانه‌های علمی و اطلاع‌رسانی و آنچه انفجار اطلاعاتی گفته می‌شود. وضعیت رو به بهبود و مطلوب هست، بخصوص در تهران و شهرهای بزرگ. فرهنگ‌سازی انجام می‌گیرد و شرایط روز به روز از لحاظ نظارت بر  محیط زیست دارد بهتر می‌شود. الان سازمان محیط زیست در کشور ما یک نهاد مقفول و محسور نیست، نهادی است جدی که پشتوانه‌ی قانونی دارد و اعمال نظر می‌کند. دقیقا سعی می‌کند، شاخص‌‌ها و استانداردهای تعریف شده را در واحدهای تابعه اعمال بکند.»

 

ایجاد محیطی مطمئن حق کودکان است. کاهش خطرات زیست‌محیطی از بین‌برنده‌ی سلامت کودکان نه تنها وظیفه‌ی کلیدی امروز است، بلکه وظیفه‌ی خطیر آیندگان خواهد بود.

[ سه شنبه 22 آبان1386 ] [ 22:26 ] [ روایط عمومی ]

چنان که منتقدی گفته، در سالیان اخیر باب شده است که رشد آگاهی زیست محیطی را با «پرسش رایج پسامدرنی از فراروایت عصر روشنگری» یک سان بینگارند. بارها شنیده‌ایم که وجه مشخصه‌ی تفکر سبز دیدگاه پسامدرن و پساروشنگری آن است. این شیوه‌ی فکری، بیش از هر جای دیگر، در پاره‌ای انتقادها از مارکس و انگلس آشکار است.
بیشتر اوقات این سخن در میان است که ماتریالیسم تاریخی- که با کار دو بنیان‌گذار آن پدید آمد- یکی از اصلی‌ترین راه‌هایی بوده که مفهوم بیکنی چیرگی بر طبیعت را به دنیای مدرن انتقال داده است. رواج این دیدگاه را می‌توان از مشاهده‌ی مکرر آن در بررسی‌های خود چپ دریافت. برای نمونه، کارولین مرچنت، فمینیست و سوسیالیست طرفدار حفظ محیط زیست، می‌نویسد: «با آن که مارکس و انگلس به طرزی فوق‌العاده بر آسیب‌های «زیست‌محیطی» سرمایه‌داری آگاه بودند و حساسیتی بیش از حد معمول نسبت به آن نشان می‌دادند... لیکن اسطوره‌ی عصر روشنگری را در باب پیشرفت از رهگذر تسلط بر طبیعت پذیرفته بودند.»
البته، نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از مدعیان پیروی از مارکس با طبیعت چون شیئی رفتار می‌کردند که گویی فقط باید از آن بهره‌برداری کرد. باری، منتقدان امروز معمولا استدلال می‌کنند که جهان بینی مارکس و انگلس پیش از هر چیز از اندیشه‌ی استیلای تمام عیار تکنولوژی بر طبیعت سرچشمه گرفته است و، به رغم حساسیت‌های زیست ‌محیطی آن دو در حوزه‌های خاص، در اساس باید بر چنین بستری درباره‌ی دیدگاه‌های تئوریک آنان داوری کرد، و بنابراین از این دیدگاه مارکسیسم و طرفداری از حفظ محیط زیست هیچ گاه به تمامی با یک دیگر سازگار نیستند.
ایراد اصلی را که این انتقاد کلی از مارکس بر آن استوار شده، تد بنتون- سوسیالیست طرفدار حفظ محیط زیست و از منتقدان مارکس در این حوزه- «نگرش پرومته‌ای و تولید‌گرایانه به تاریخ» نامیده است. راینر گروندمان نیز بر همین نظر است و در کتاب خود مارکسیسم و محیط زیست می‌نویسد: «فرض اساسی مارکس الگوی پرومته‌ای تسلط بر طبیعت» بود، دیدگاهی که خود گروندمان می‌کوشد از آن دفاع کند. ویکتور فرکیس لیبرال نیز، که به نظر او دفاع از دیدگاه فوق به هیچ‌رو ممکن نیست، می‌نویسد: «نگرش مارکس به جهان همواره جوهر پرومته‌ای خود را حفظ کرد و غلبه‌ی انسان بر طبیعت را ستود.»

جان کلارک آنارشیست طرفدار حفظ محیط زیست حتی پا را از این فراتر می‌گذارد:
«انسان» پرومته‌ای مارکس موجودی است که طبیعت خانه‌ی او نیست و زمین را به چشم «زیست‌ گاه» خود نمی‌نگرد، روحی تسخیر-ناپذیر است که در تلاش برای تحقق خویشتن طبیعت را به زیر سلطه در می‌آورد... در نزد چنین موجودی، نیروهای طبیعت، خواه نیروهای سرکش طبیعت درون، خواه نیروهای تهدید کننده‌ی طبیعت بیرون، باید مهار شوند.»
البته، در قلمرو مسایل زیست محیطی، افزون بر ایراد پیش گفته، انتقادهای عمومی دیگری نیز از مارکس و انگلس شده است (در اینجا به انتقادهایی که از کل مارکسیسم می‌شود اشاره نمی‌کنم). برای مثال، بنتون استدلال می‌کند که مارکس «بی‌ تردید نگرشی انسان‌ محور» داشت و با هر معیاری که برای پیشرفت اقتصادی حدودی طبیعی قایل می‌شد مخالفت می‌ورزید. به همین ‌سان، بسیار گفته‌اند که مارکس در نظریه‌ی ارزش ‌(نیروی) کار را سرچشمه‌ی همه‌ی ارزش‌ها شمرده و بدین طریق وجود ارزش در ذات طبیعت را انکار کرده است. علاوه بر این، عملکرد زیست محیطی بسیار بد در حکومت‌های پیشین اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی را بازتاب کلی ناکامی مارکس در گنجاندن ملاحظات زیست محیطی در روایت اصلی خود به شمار می‌آورند.
با این همه، اتهام پرومته‌گرایی شاه‌بیت انتقادهای زیست محیطی از مارکس است. بدین طریق ما را به پذیرش این نظر سوق می‌دهند که گویا طرفداری راستین از حفظ محیط زیست، دست کم، نیازمند رد کردن خود مدرنیته است. زدن اتهام پرومته‌گرایی شیوه‌ای است غیر مستقیم برای آن که کار مارکس و کل مارکسیسم را برداشتی افراطی از مدرنیسم جلوه دهند و چه بسا با این کار بتوان مارکس و مارکسیسم را بسی آسانتر از لیبرالیسم مردود شمرد. وید سیکورسکی نظریه‌پرداز پسامدرن طرفدار حفظ محیط زیست می‌نویسد:
«مارکس... از شیفته‌ترین ستایندگان ماشین در دنیای مدرن بود و به سبب آن که سرمایه‌داری در فرآیند کامل کردن ماشین قرار داشت چشم بر گناهان آن می‌بست.»
گفتنی است این ادعا که کار مارکس بر «پرومته‌گرایی» ناپخته استوار بوده است سابقه‌ای بس دیرینه دارد. منتقدان بورژوایی مارکسیسم دیرگاهی است کوشیده‌اند اشارات ادبی فراوان مارکس را به پرومته در زنجیر اثر آیسخولوس گواه آن بدانند که در پس تعهد آشکار مارکس به تفکر علمی، بنیادی «دینی-اساطیری» قرار دارد. لیکن یادآوری این نکته بسیار مهم است که، در میان متفکران، فقط مارکس مجذوب اسطوره‌ی یونانی پرومته نشده بود. پرومته برجسته‌ترین چهره‌ی فرهنگی در سراسر دوران رمانتیک به شمار می‌رفت. در فرهنگ غربی، پرومته نه فقط نماد تکنولوژی بلکه حتی بیشتر مظهر آفرینندگی، انقلاب و شورش بر ضد خدایان (و دین) بود و روبنس، تیسین، دانته، میلتون، بلیک، گوته، بتهوون، بایرون، شلی، و بسیاری دیگر اسطوره‌ی پرومته را دست‌مایه ی اصلی در کار خویش ساختند.
در کار مارکس پرومته بیشتر نماد انقلاب است تا تکنولوژی. راست است که در اساطیر یونان پرومته‌ی ایزد (تیتان)، آتش را برای انسان به ارمغان می‌آورد. اما برای مارکس این حقیقت بسی مهم‌تر بود که زئوس، به تلافی ربودن آتش، پرومته را برای ابد به زنجیر کشید و پرومته می‌کوشید خود را از بند برهاند. چنان که الن میک‌سینزوود در دهقان-شهروند و برده می‌گوید: برای تراژدی نویس بزرگی چون آیسخولوس، پرومته «نمودار مخالفت اهل آتن با بندگی و خودرایی است، زیرا پرومته در برابر جباریت زئوس می‌ایستد و بندگی و سرسپردگی هرمس، پیام‌آور زئوس، را خوار می‌شمارد.» وانگهی، آن چه در اثر آیسخولوس، پرومته در زنجیر، که روایتی از اسطوره‌ی پرومته‌ای و بازتاب ارزش‌های دموکراسی آتن به شمار می‌رود، مشهور شده است، نه تکنولوژی در معنای امروزی آن بلکه ذوق و قریحه‌ی کار، پیشه‌وری و آفرینندگی است، یعنی همان هنرهای عملی که دموکراسی آتن بر آن استوار شده بود. بدین‌سان، اسطوره‌ی پرومته به قدری در آتن باستان مهم بود که حتی تضاد طبقاتی میان شهروندان کارکن در دموکراسی و اعیان و اشراف مخالف دموکراسی نیز در برداشت‌های از بیخ و بن متفاوت از این اسطوره رخ می‌نماید، چنان که روایت آیسخولوس در پرومته در زنجیر بازتاب برداشت دسته اول و روایت افلاطون در دولتمرد نمودار برداشت دسته‌ی دوم از اسطوره‌ی پرومته به شمار می‌آید. مارکس با فهم ویژگی انقلابی و طبقاتی این تضاد در روزگار باستان، آشکارا با پرومته آیسخولوس احساس نزدیکی و هم دردی می‌کرد نه با پرومته افلاطون.
آن چه گفتیم، با آن که در فهمیدن اشارات مارکس به پرومته بسیار مهم است، شاید نامربوط به نظر آید، زیرا امروزه در کار آن دسته از منتقدان حوزه‌های فرهنگ و محیط زیست، که جملگی کل سنت روشنگری، به ویژه مارکس و انگلس، را به پرومته گرایی متهم می‌کنند، حتی ذره‌ای از این پیشینه‌ی پربار فرهنگی، که به بیش از هزار و پانصد سال پیش یعنی آغاز تمدن غرب باز می‌گردد، وجود ندارد. این منتقدان، در آثار خویش، اسطوره‌ی پرومته را، گسسته از معنای اصلی تاریخی و فرهنگی‌اش، به نماد فرهنگی مدرنیته و تجسم تولید‌گرایی افراطی و تسلط بر طبیعت (از جمله طبیعت انسان) بدل ساخته‌اند. در واقع، این حقیقت که امروزه بسیاری از منتقدان پسامدرن، اندیشه‌ی آفرینندگی انسان را، که در اسطوره‌ی یونانی پرومته تجسم یافته است، با تولید‌گرایی ساده و استیلای تکنولوژی بر طبیعت یکسان می‌انگارند خود دلیل مسلم بر نفوذ جهان‌بینی مسلط سرمایه‌داری در اندیشه‌ی پسامدرن است.
نمونه‌ی کلاسیک چنین بازسازی از اسطوره‌ی پرومته را می‌توان در عشق و تمدن اثر هربرت مارکوزه یافت. مارکوزه استدلال می کند که:
«پرومته، برجسته‌ترین چهره‌ی حماسی [در فرهنگ اروپایی]، تردست و یاغی (محنت کشیده‌ای) است که بر خدایان می‌شورد و به بهای رنج ابدی خویش فرهنگ می‌آفریند. او تجسم بارآوری و کوشش خستگی‌ناپذیر برای چیرگی بر زندگی است... پرومته مظهر حماسی زحمت، ثمربخشی و پیشرفت از رهگذر واپس زدن امیال به شمار می‌آید.»
مارکوزه در مخالفت با تاکید یک جانبه‌ی مدرنیته‌ی غربی بر این پای می‌فشرد که:
«در قطب مقابل باید اصل واقعیت دیگری را جست و جو کرد: اورفئوس و نارسیسوس... بیانگر واقعیتی یک سره متفاوت‌اند. آنان به چهره‌های فرهنگی دنیای غرب بدل نگشته‌اند، بلکه مظهر شادی و رضایت خاطر... و یادآور تجربه‌ی دنیایی هستند که به چیرگی و تسلط بر آن نیاز نیست، بلکه باید آن را آزاد کرد.»
مارکوزه در آن زمان سرگرم پروراندن نقدی از عقلانیت ابزاری بود که ویژگی کل فرهنگ صنعتی غرب-خواه سرمایه‌داری، خواه‌«شبه سوسیالیسم سربازخانه‌ای» (تعبیر روی مدودف)-به شمار می‌رفت. اما برخی کسان استدلال‌های مارکوزه را به منزله‌ی «انتقاد شدید» از شخص مارکس می‌دانند. مارشال برمن در کتاب هر آنچه سخت است دود می‌شود و به هوا می‌رود، دقیقا چنین برداشتی از نوشته‌ی مارکوزه دارد، هر چند برمن بر آن است که در نظر گرفتن مارکس به عنوان طرفدار پرومته گرایی ساده خطاست. او می‌نویسد:
اگر مارکس در جایی نگرش بت‌وارگی داشته باشد، این امر نه در ارزیابی وی از کار و تولید بلکه در آرمان بسیار پیچیده‌تر و جامع‌تر توسعه است: «توسعه و تکامل آزادانه‌ی کارمایه‌های جسمانی و معنوی» (دست نوشته‌های ۱۸۴۴)... مارکس می‌خواهد پرومته و اورفئوس را یکی کند؛ در نظر مارکس، کمونیسم ارزش جنگیدن دارد، زیرا، برای نخستین بار در تاریخ، بشر را توانا می‌سازد تا پرومته و اورفئوس را یکجا در کنار هم داشته باشد... مارکس می‌دانست که راه فراتر رفتن از تضادها از درون مدرنیته میگذرد نه از بیرون آن.
بی گمان ممکن است کسانی استدلال کنند که در «پرومته گرایی مارکس» گونه‌ای «ابهام» وجود دارد که می‌توان با استفاده از آن برداشتی از اندیشه‌ی مارکس را پروراند که بر طرفداری از حفظ محیط زیست استوار باشد، چنان که کیت ساپر، سوسیالیست طرفدار حفظ میحط زیست، در مقاله خود «پرومته سبز» چنین نظری ابراز کرده است. لیکن آن چه را که به ظاهر «ابهام» می‌نماید برخی دیگر، در برداشتی ارزنده‌تر، در حکم تنش دیالکتیکی در نظریه‌ی مارکس می‌دانند که از تلاش مارکس برای فراتر رفتن از تصورات معمول در سنت روشنگری، درباره‌ی تولید و چیرگی بر طبیعت ناشی شده است. ویلیام لیس شاگرد مارکوزه در بررسی بسیار مهم خود تسلط بر طبیعت گفته است عبارت‌هایی نظیر «چیرگی بر طبیعت»، «مهار طبیعت» و «تسلط بر طبیعت» کم و بیش مورد استفاده‌ی همه‌ی اندیشه‌گران سده‌ی نوزدهم بود و به همین سبب معانی گوناگون و پیچیده‌ای به خود گرفت. بنابر این، استفاده‌ی گهگاهی مارکس و انگلس از چنین عبارت‌هایی به خودی خود بدان معنا نیست که آنان دیدگاهی مبتنی بر تولید‌گرایی افراطی اختیار کرده بودند. لیس بر آن است که نوشته‌های مارکس و انگلس روی هم رفته «نمودار ژرف ترین بینشی است که می‌توان در کل اندیشه‌ی اجتماعی سده‌ی نوزدهم، و به طریق اولی در سده‌های پیش از آن، درباره‌ی مسایل پیچیده‌ی مربوط به چیرگی بر طبیعت یافت.»
نکته‌ی آشکار در بررسی مارکس همانا رابطه‌ی متقابل میان انسان و طبیعت است. از نظر او، شکل تاریخی خاص مناسبات تولیدی، در هر دوره از تاریخ، سنگ بنای اصلی این رابطه به شمار می‌رود. چنان که مارکس در دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ می نویسد:
آدمی به طبیعت زنده است، یعنی طبیعت پیکره‌ی اوست. پس چنانچه آدمی بخواهد زنده بماند باید پیوسته با طبیعت گفت و گو کند. این سخن، که حیات جسمانی و معنوی انسان با طبیعت پیوند دارد، معنایی جز این نمی‌دهد که طبیعت با خود پیوند دارد، چه آدمی پاره‌ای از طبیعت است.
مارکس و انگلس نه تنها ستاینده‌ی تولید‌گرایی نبودند، که خود از نخستین منتقدان آن به شمار می‌آمدند. چنان که انگلس جوان در سال ۱۸۴۴ نوشت: «تبدیل زمین-که تنها چیز، همه چیز و نخستین شرط موجودیت آدمی است-به موضوعی برای دلالی، آخرین گام در راهی بود که خود آدمی را به موضوع دلالی تبدیل کرد.»

مارکس نشان داد که در سرمایه‌داری مناسبات میان انسان‌ها و هم چنین رابطه‌ی انسان و طبیعت به شکل مناسبات پولی در می‌آید. وی در مقابل جامعه‌ای که زیر سیطره‌ی «نقدینه‌ی بی‌رحم» قرار دارد و مجبور به افزایش دایمی بارآوری است، خواهان چنان نظم اجتماعی‌یی بود که به تکامل همه جانبه‌ی استعداد‌های بشر یاری رساند و رابطه‌ای عقلانی میان انسان و طبیعت، که آدمی نیز پاره‌ای از آن است، ایجاد کند. مارکس در بخش پایانی جلد سوم «سرمایه: نوشت که آزادی بیشتر انسان منوط به آن است که «انسان‌های اجتماعی شده، تولید‌کنندگان هم‌بسته، به تنظیم عقلانی رابطه‌ی خود با طبیعت بپردازند و به جای آن که بگذارند طبیعت چون نیرویی کور بر آنان مسلط باشد، آن را به کنترل همگانی درآورند.»
مارکس معتقد بود به همان‌سان که جامعه‌ی بشری نمی‌تواند خود را از ضرورت تنظیم کنش متقابل انسان با طبیعت برهاند، نخواهد توانست لزوم در نظر گرفتن شرایط طبیعی موجودیت انسان را نیز نادیده بگیرد. اما تنظیم عقلانی مناسبات میان انسان و طبیعت در ذات خود با تسلط ماشین‌انگارانه بر طبیعت، به نفع گسترش روزافزون تولید، هم چون هدفی در خود، ناسازگار است. مارکس استدلال می‌کرد که در جامعه‌ی تولید‌کنندگان آزاد و هم‌بسته هدف زندگی اجتماعی نه کار و تولید، در معنای تنگ و کوته‌بینانه‌ی آن در جوامع مبتنی بر مالکیت و فردگرایی، بلکه تکامل همه جانبه‌ی استعدادهای خلاق آدمی هم چون هدفی در خود است و در این راه «کاهش زمان کار روزانه پیش‌ شرطی ضروری به شمار می‌آید.» این سرآغاز دوران دست‌یابی به قلمرو آزادی است، دورانی که در آن انسان‌ها با یک دیگر و نیز با طبیعت پیوند می‌خورند.
مارکس دریافته بود که تحقق این شرایط مستلزم دگرگون ‌سازی ریشه‌ای مناسبات انسان با طبیعت است. با از بین رفتن مالکیت خصوصی بر زمین و تکامل جامعه‌ی تولید‌کنندگان آزاد و هم‌بسته، برای نخستین بار، پایداری مناسبات با طبیعت در مقیاس جهانی امکان‌پذیر خواهد شد. مارکس با اشاره به لزوم محافظت از کره‌ی زمین برای نسل‌های آینده نوشت:
«از دیدگاه جامعه‌ای با شکل اقتصادی برتر، مالکیت خصوصی افراد بر کره‌ی زمین درست همان قدر نامعقول است که مالکیت خصوصی انسانی بر انسان دیگر. حتی کل یک جامعه، یک ملت، یا همه‌ی جوامع موجود روی هم رفته نیز مالک کره‌ی زمین نیستند. آنان فقط متصرفان و استفاده‌ کنندگان از آن‌اند که باید هم چون پدران مهربان خانواده زمین را در وضعیتی بهتر به نسل‌های پس از خود بسپارند.»
مارکس استدلال کرد که هدف شایسته‌ی کشاورزی برخلاف «روح کلی حاکم بر تولید سرمایه‌داری که به کسب فوری پول توجه می‌کند، همانا کمک به تامین همه‌ی احتیاجات اولیه‌ی گوناگون و دایمی زندگی است که بشر نسل اندر نسل به آن نیاز دارد.» بدین سان، میان بهره‌برداری کوته‌ بینانه‌ی سرمایه‌داری از منابع زمین و خصلت دراز مدت تولید واقعا پایدار، تضاد کاملی وجود داشت و مارکس بارها بر این پای فشرد که در جامعه‌ی تولید‌کنندگان آزاد و هم‌بسته پیشرفت اقتصادی، بدون به مخاطره انداختن وضعیت طبیعی و جهانی‌یی که رفاه نسل‌های آینده به آن بستگی دارد، صورت می‌گیرد. این درست همان توصیفی است که امروزه از مفهوم توسعه‌ی پایدار می‌شود و آشکارتر از هر جای دیگر، در گزارش کمیسیون براتلند با عنوان آینده‌ی مشترک ما به چشم می‌خورد:
«توسعه‌ای که نیازهای امروز را برآورد بی آن که به توانایی نسل‌های آینده برای تامین نیازهای خود آسیب رساند.»
گرچه مارکس در نوشته‌های خویش به نقد زیست محیطی از سرمایه‌داری نپرداخت (بی‌تردید دلیل این امر آن بود که وی گمان می‌کرد سرمایه‌داری مدت ها زودتر از آن که مسایل زیست محیطی بتواند به شکل واقعا بحرانی درآید از میان می‌رود و جای آن را جامعه‌ی تولید‌کنندگان آزاد و هم‌بسته خواهد گرفت) لیکن اشارات مارکس به مفهوم پایداری گواه آن است که او تیزبینانه به تاراج محیط زیست در نظام سرمایه‌داری وقوف داشته است. دل‌مشغولی اصلی مارکس در این زمینه بررسی آثار صنعتی شدن سرمایه‌داری بر تاراج خاک بود. معروف‌ترین عبارت وی را در این مورد می‌توان در جلد نخست سرمایه در بخش مربوط به «صنعت بزرگ کشاورزی» یافت که نقطه‌ی اوج فصل کلیدی و نهایی مارکس درباره‌ی «ماشین آلات و صنعت بزرگ» است که در آن به آثار انقلاب صنعتی می‌پردازد و استدلال می‌کند که:
«هر پیشرفتی در کشاورزی سرمایه‌داری نه فقط پیشرفت در هنر غارت کارگران که در عین حال پیشرفتی در هنر تاراج خاک به شمار می‌آید. هر پیشرفتی در افزایش حاصل‌خیزی خاک در یک دوره‌ی معین، هم چنین پیشرفتی در تخریب منابع پایدار همین حاصل‌خیزی است. هر اندازه کشوری، برای نمونه ایالات متحده، صنعت بزرگ را اساس تکامل خود قرار دهد، این فرآیند تخریب نیز به همان نسبت پرشتاب‌تر خواهد بود. بنابراین، تولید سرمایه‌داری فقط با صدمه‌ زدن به سرچشمه‌های اصلی ثروت-زمین و کارگر-است که تکنیک و ترکیب روند اجتماعی تولید را رشد می‌دهد.»
این گفته‌ی مارکس نه نظریاتی موردی یا از سر اتفاق، بلکه بازتاب بررسی موشکافانه‌ی مارکس از آثار یوستوس فون لی‌بیگ، شیمی‌دان خاک‌شناس آلمانی، است که اغلب او را بنیانگذار رشته‌ی شیمی خاک می‌شناسند. مارکس تا آغاز دهه‌ی ۱۸۶۰ گمان می‌کرد که پیشرفت کشاورزی سرمایه‌داری ممکن است چنان پرشتاب باشد که حتی صنعت را پشت‌سر گذارد. اما بررسی‌های مارکس درباره‌ی کار لی‌بیگ و دیگر کارشناسان مسایل کشاورزی در زمان نگارش سرمایه، نادرستی این دیدگاه را بر وی آشکار ساخت. مارکس در پایان مهم‌ترین فصل نوشته‌ی خود درباره‌ی کشاورزی سرمایه‌داری («پیدایش اجاره‌ی زمین در سرمایه‌داری») توضیح می‌دهد که:
«بزرگ‌ مالکی جمعیت شاغل در کشاورزی را به حداقلی پیوسته رو به تقلیل کاهش می‌دهد و آن را در مقابل شاغلان در صنعت، که دایما رو به تزاید هستند و در شهرهای بزرگ و پرجمعیت ساکن‌اند، قرار می‌دهد. از این رهگذر، بزرگ ‌مالکی وضعیتی پدید می‌آورد که در آن انسجام در تبادل اجتماعی، که از قوانین طبیعی زندگی برمی‌خیزد، به گونه‌ای جبران‌ناپذیر بر هم می‌خورد. در نتیجه، قوه‌ی حیاتی خاک برباد می‌رود و این اسراف‌کاری را نیز بازرگانی به فراسوی مرزهای یک دولت معین انتقال می‌دهد (لی‌بیگ).»
بدین ترتیب، در سرمایه‌داری صنعت بزرگ و کشاورزی بزرگ نتایج یک سانی به بار می‌آورند: هر دو تباهی کارگر کشاورزی و فرسایش «توان طبیعی خاک» را سبب می‌شوند. مارکس نوشت:
«تاریخ به ما می‌آموزد که نظام سرمایه‌داری در تقابل با کشاورزی عقلانی عمل میکند و با آن ناسازگار است (هر چند که موجب پیشرفت فنی در کشاورزی می‌شود). کشاورزی عقلانی یا بر کشاورزان خرده‌پایی متکی است که از رهگذر کار خویش گذران می‌کنند، یا بر کنترل تولید‌کنندگان هم‌بسته.»
برای مارکس، «کشت عقلانی زمین، هم چون دارایی جاودانه‌ی همگان، شرط قطعی موجودیت و تولید‌مثل نسل‌های متوالی بشر» به شمار می‌آمد.
مارکس و انگلس بحث‌های خود را به مسایل زیست‌ محیطی مربوط به خاک محدود نکردند، بلکه افزون بر آن به کندوکاو در مسایل متعدد دیگر در زمینه‌ی پایداری پرداختند، از جمله مساله جنگل‌ها، رودخانه‌ها، نهرها، دورریزی زباله‌ها، کیفیت هوا، مواد مسموم کننده‌ی محیط زیست و غیره. مارکس نوشت: «به طور کلی، توسعه‌ی کشت و صنعت تاکنون چنان به تخریب شدید جنگل‌ها انجامیده که در مقابل آن تلاش‌هایی که در پرتوی این توسعه برای حفظ و احیای جنگل‌ها انجام گرفته است بسیار کوچک و ناچیز می‌نماید.» مارکس، در پرداختن به مساله‌ی زباله‌های صنعتی، از اقتصادی سخن می‌گفت «که بر پیش‌گیری از تولید زباله استوار شود، یعنی کاهش ضایعات تولید به حداقل و استفاده‌ی بی‌واسطه از همه‌ی مواد خام و کمکی مورد نیاز در تولید».
در نظر مارکس و انگلس، سرچشمه‌ی اصلی تخریب محیط زیست در سرمایه‌داری تضاد شدید میان شهر و روستا است، تضادی که از ویژگی‌های نظم و سامان سرمایه‌داری به شمار می‌آید و به اندازه‌ی تقسیم کار میان سرمایه‌دار و کارگر برای این نظام اساسی است. انگلس نوشت:
«هنگامی که می‌بینیم چگونه فقط در اینجا، در لندن، مقدار کودی که روزانه با صرف هزینه‌های گزاف به دریا ریخته می‌شود، بیش از کودی است که در سراسر پادشاهی ساکسونی تولید می‌گردد و علاوه بر این چه دم و دستگاه عظیمی لازم است تا از مسموم شدن کل لندن با این کودها جلوگیری کند، آنگاه یوتوپیای از میان بردن تضاد میان شهر و روستا پایه‌ی عملی در خور توجهی می‌یابد.»
این بینش‌های زیست محیطی، که در میان متفکران سده‌ی نوزدهم بسیار استثنایی بود، همگی از این مایه می‌گیرد که مارکس و انگلس نخست این نکته‌ی اساسی را به رسمیت شناختند که در آینده، در هر جامعه‌ای، مناسبات انسان با طبیعت در اساس باید مبتنی بر پایداری باشد.
پس استدلال کسانی، از جمله تد بنتون، که معتقدند مارکس و انگلس «جنبه‌هایی از اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری را، که نشان از مخالفت با اندیشه‌ی ایجاد محدودیت طبیعی بر انباشت سرمایه داشت، تایید می‌کردند و آنها را تعمیق می‌بخشیدند»، باطل است. در حقیقت، مارکس و انگلس چندان چیزی برای گفتن درباره‌ی محدودیت‌های طبیعی مطلق در کره‌ی زمین نداشتند. در این معنا برخی کسان، از جمله بنتون، معتقدند که بررسی مارکس از دیدگاه زیست‌محیطی در سطحی پایین‌تر از بررسی مالتوس، که بر رشد جمعیت متناسب با افزایش منابع غذایی تاکید می‌ورزید، قرار دارد (مالتوس نه به خاطر جنبه‌های مربوط به محیط زیست یا ظرفیت جمعیتی، بلکه بیشتر برای توجیه کردن حداقل دستمزد برای معاش و برچیدن قوانین حمایت از فقرا در انگلستان چنین دیدگاهی اختیار کرده بود). با این همه، مارکس و انگلس در میزان تاکیدی که بر شرایط طبیعی تولید گذاردند و هم چنین در قبول این واقعیت که اقتصاد پایدار نیازمند مناسبات پایدار با طبیعت در مقیاس جهانی است، وضعیتی منحصر به فرد داشتند و در این معنا پذیرش محدودیت‌های طبیعی، جزیی اساسی از استدلال آنان بوده است.
مارکس و انگلس بر آن بودند که محدودیت‌های رشد جمعیت، به سان دیگر محدودیت‌های طبیعی، تا آنجا که وجود داشت فقط حقانیت سوسیالیسم را تقویت می‌کرد. انگلس جوان در همان نخستین نوشته‌ی خود درباره‌ی اقتصاد سیاسی (در مورد نسبت میان جمعیت و منابع غذایی) چنین آورده بود: «حتی اگر مالتوس کاملا بر حق می‌بود»، این امر فقط دلیل دیگری در تایید «دگرگونی اجتماعی» و ایجاد جامعه‌ای به دست می‌داد که در آن «بود و نبود» انسان‌ها دیگر به مناسباتی صرفا کالایی و مبتنی بر «تقاضا» بستگی نداشته باشد. البته مارکس و انگلس هیچ یک بر این باور نبودند که مالتوس «کاملا بر حق» است. آنان دریافته بودند که پیش‌بینی مالتوس مبنی بر این که ماهیت تغییر ناپذیر آدمی و منابع محدود زمین‌های قابل کشت رشد جمعیت را از رشد منابع غذایی پرشتاب‌تر می کند، پویایی کشاورزی سرمایه‌داری را، که انقلاب‌های بازرگانی و کشاورزی و صنعتی موجب آن شده بودند، دست کم می‌گرفت. طنز مساله در آن است که چون پیش‌بینی‌های مالتوس درست از آب درنیامد و بشر برای نخستین بار در تاریخ در اواخر سده‌ی هجدهم رفته رفته بر قحطی دیرینه (که فرنان برودل آن را «نظام زیست ‌شناختی کهن» نامیده است) چیره شد، شمار جمعیت چنان افزایش یافته است که امروزه مساله‌ی اضافه جمعیت تهدیدی جدی برای محیط زیست کل کره‌ی زمین به شمار می‌آید. وانگهی، حتی اگر بپذیریم که امروزه کشاورزی به طور فزاینده‌ای از تامین نیازهای اساسی جمعیت هم چنان رو به افزایش جهان ناتوان است، این امر بیشتر به بررسی مارکس درباره‌ی ناپایداری کشاورزی سرمایه‌داری، که به تاراج خاک متکی است، مربوط می‌شود تا به دیدگاه انتزاعی‌تر مالتوس (در پیروی از ریکاردو) که معتقد بود کشت روزافزون زمین‌های حاشیه‌ای از بارآوری نهایی کشاورزی می‌کاهد.
ایراد نابه‌جای دیگری که بر مارکس می گیرند، به گفته‌ی ژان پل دلژ، سوسیالیست طرفدار حفظ محیط زیست، آن است که مارکس در نظریه‌ی ارزش خود «هیچ ارزش ذاتی برای منابع طبیعی» قایل نبود. برای مارکس، قانون ارزش خود یک ویژگی تاریخی جامعه‌ی سرمایه‌داری به شمار می‌رفت. آرای مارکس درباره‌ی مناسبات ارزش را همان قدر می‌توان دفاع از نظم و سامان سرمایه‌دارانه‌ی محیط زیست شمرد که دفاع از خود سرمایه‌داری. آری، مارکس در این زمینه همان قدر وجود ارزش ذاتی در طبیعت را نفی می‌کند که چشم‌انداز جامعه‌ای عاری از بیگانه گشتگی را.
مارکس در نظریه‌ی خود آشکارا بر این تاکید کرده بود که در سرمایه‌داری مناسبات ارزش با طبیعت چون «موهبتی بلاعوض» و « عطیه‌ای» که به سرمایه داده شده است رفتار می‌کند. این دیدگاه با نظر دیگر مارکس درباره‌ی «تاراج» خاک در سرمایه‌داری -یا به تعبیر دیگر با شرایط پایداری که باید بازتولید طبیعت را در نظر بگیرد اما نظام سرمایه‌داری آن را آشکارا زیر پا می‌گذارد- کاملا سازگار است.
در نظر مارکس، باید میان ثروت مادی در گسترده‌ترین معنای آن (ارزش مصرف) و ایجاد ارزش در سرمایه‌داری (قلمرو ارزش مبادله) فرق گذاشت. مارکس نوشت: «کار یگانه منبع ثروت مادی و (یگانه منبع) ارزش مصرف حاصل از کار نیست. به تعبیر ویلیام پتی، کار پدر ثروت مادی و زمین مادر آن است.» تناقض سرمایه داری آن است که در حالی که در پی کسب ارزش مبادله (سود) است، در مقیاسی بزرگتر، شرایط کیفی لازم برای ایجاد ارزش مصرف و ثروت-از جمله محیط طبیعی زیست و بارآوری طبیعت-را نادیده می‌گیرد. به نظر می‌رسد که مارکس اصل اساسی زیست محیطی را که در سالیان اخیر کسانی از جمله بری کامنر آن را رواج داده‌اند، آشکارا دریافته بود: «از هیچ چیزی پدید نمی‌آید.» مارکس خود چنین نوشت:
گفته‌ی لوکرتیوس واضح و روشن است: «از هیچ نمی‌توان چیزی پدید آورد.» ایجاد ارزش یعنی تبدیل نیروی کار به کار. نیروی کار، خود، توانایی‌یی است که از طریق مواد غذایی در ارگانیسم انسان ایجاد می‌شود.
اهمیت تاریخی اندیشه‌های زیست ‌محیطی مارکس و انگلس را با مقایسه‌ی آرای آنان با نظریات جورج پرکینز مارش، شخصیت بزرگ ورمونتی و طرفدار حفظ محیط زیست، می‌توان دریافت. بسیاری مارش را برجسته‌ترین طرفدار حفظ محیط زیست در سده‌ی نوزدهم و (به گفته‌ی لوئیس مامفورد) «آغازگر جنبش حفظ محیط زیست» می‌دانند. مارش در معروفترین قطعه از اثر کلاسیک خود انسان و طبیعت (۱۸۶۴) نوشت:
«بخش‌هایی از آسیای صغیر، شمال آفریقا، یونان و حتی ناحیه‌ی آلپ در اروپا هستند که در آنجا اعمال انسان چهره‌ی زمین را به متروکه‌ای چون ماه بدل کرده است. هر چند در زمان کوتاهی که ما آن را «دوره‌ی تاریخی» می‌نامیم این مناطق آشکارا از جنگل‌های انبوه، چراگاه‌های سرسبز و مرغزارهای حاصل‌خیز پوشیده شده بودند، اما اکنون این مناطق چنان خراب شده‌اند که دیگر نمی‌توان آنها را آباد کرد... زمین با شتاب بسیار به خانه‌ای نامناسب برای شریف‌ترین ساکنانش بدل می‌شود و دوران دیگری از جنایت و بی توجهی بشر به آینده... تا بدان اندازه سبب کاهش حاصل‌خیزی، ویرانی زمین و برهم خوردن اوضاع اقلیمی می‌شود که انحطاط، بربریت و چه بسا نابودی انواع را در پی می‌آورد.»
گفته‌های مارش را می‌توان با برداشت بسیار نزدیک انگلس درباره‌ی تحولات بلندمدت زیست محیطی مقایسه کرد: انگلس به سال ۱۸۷۶ در مقاله‌ی «نقش کار در گذار از میمون به انسان» نوشت:
«اما مگذارید اندر باب پیروزی انسان بر طبیعت زیاده از حد خودستایی کنیم. چه در برابر هر یک از این پیروزی‌ها طبیعت از ما انتقام می‌گیرد... مردمانی که در بین‌النهرین، یونان، آسیای صغیر و دیگر جاها جنگل‌ها را نابود کردند تا زمین کشاورزی به دست آورند هیچ گاه تصور نمی‌کردند که با نابودی جنگل‌ها مراکز تجمع و ذخیره‌ی رطوبت را از بین می‌برند و شالوده‌ی وضعیت نابسامان کنونی را در این کشورها به وجود می‌آورند. هنگامی که ایتالیایی‌های آلپ‌نشین جنگل‌های کاج دامنه‌ی جنوبی را نابود کردند (همان جنگل‌هایی که در دامنه‌ی شمالی سخت حفاظت می‌شد) به هیچ‌رو گمان نمی‌کردند که با این کار ریشه‌های صنعت لبنیات را در مناطق خود از بین می‌برند... بدین سان در هر گام به یاد می‌آوریم که ما به هیچ‌رو مانند یک فاتح خارجی، که بر مردمی چیره شده است یا هم چون کسی که از بیرون به طبیعت می‌نگرد، فرمانروای طبیعت نیستیم، بلکه با گوشت و خون و مغز خود متعلق به طبیعت و در میان آن هستیم و کل سیادت ما بر طبیعت در واقع عبارت از این واقعیت است که ما این امتیاز را بر دیگر موجودات داریم که می‌توانیم قوانین طبیعت را بشناسیم و آن را به کار بندیم.»
بررسی دقیق عبارات فوق نشان می‌دهد که میان روی‌کرد انگلس و مارش به مساله‌ی تخریب محیط زیست همانندی آشکاری وجود دارد. هر دو به تفصیل به فجایع زیست محیطی عظیمی که تمدن‌ها با آن روبه‌رو بوده‌اند پرداخته و پایداری را مساله‌ی اصلی شمرده‌ا ند. مارش می‌گفت که در بهره‌برداری از طبیعت باید «بی‌توجهی به آینده» را پایان داد و انگلس نیز بر این واقعیت پای می‌فشرد که ما به «طبیعت تعلق داریم» و باید «قوانین آن را به درستی به کار بندیم.» هر دوی آنان نگرشی کاملا انسان‌محور در پیش گرفتند، بدین معنا که بر عواقب تخریب محیط زیست برای سرنوشت بشر تاکید ورزیدند.
در این جا مساله این نیست که بگوییم برداشت مارکس و انگلس، به تنهایی یا هر دو، از علم محیط زیست هم تراز مارش بوده است. چنین نیست. لیکن نگرش آنان به هیچ‌رو با دیدگاه مارش، بزرگ‌ترین طرفدار حفظ محیط زیست در آن روزگار (که هنوز بسیار مورد احترام است)، ناسازگار نبود. وانگهی، این صرفا یک تصادف نبود که انسان و طبیعت، اثر برجسته‌ی مارش درباره‌ی ویرانی محیط زیست در کره‌ی زمین که پیش از سده‌ی بیستم نگاشته شده، فقط سه سال زودتر از انتشار نخستین جلد سرمایه‌ی مارکس (۱۸۶۷) چاپ شد. هر دوی این کتاب‌ها واکنشی به آثار انقلاب صنعتی بودند (هر چند مارش به اندازه‌ی مارکس بر این امر آگاه نبود). اثر مارکس به شورش‌های طبقه‌ی کارگر الهام می‌بخشید، در حالی که اندیشه‌های مارش پیکار گسترده‌ای را برای حفظ طبیعت برمی‌انگیخت. تنها با درآمیختن بررسی‌های موجود در این دو اثر می‌توانیم به نقدی زیست ‌محیطی و همه جانبه از سرمایه‌داری ماشینی دست یابیم. البته دلیل این امر آن است که هر چند مارش نخستین طرفدار حفظ محیط زیست در آن دوران بود، اما مارکس و انگلس بودند که به تیزبینانه‌ترین نحو وضعیت تاریخی‌ای را که شالوده‌ی تخریب محیط زیست در سده‌ی نوزدهم بود دریافته بودند. در واقع، از آنجا که ریشه‌های بحران جهانی محیط زیست را نه در طبیعت که در جامعه باید جست، شاید امروز مارکس و انگلس بیش از مارش بتوانند به ما بیاموزند که برای پرداختن به مسایل زیست محیطی چه کارهایی ضروری است.
محور اصلی برداشت مارکس و انگلس از جامعه‌ی مدرن همانا نقد آنان از انباشت سرمایه بود. آنان متقاعد شدند که سرمایه‌داری به لحاظ اقتصادی و نیز سیاسی ناپایدار است و این امر در نهایت زمینه را برای رشد نیروهای انقلابی، که سرمایه‌داری را واژگون میکنند، فراهم می‌آورد. همین نقد از انباشت سرمایه مارکس و انگس را-در اولین نوشته‌های خود- به این نتیجه رساند که نظام سرمایه‌داری مناسبات پایداری با طبیعت ندارد. اما در بررسی‌های آنان این مساله هنوز آن قدر اهمیت نداشت که بتواند بر آینده‌ی سرمایه‌داری اثر گذارد (آنان گمان می‌کردند دیری نمی‌پاید که سرمایه‌داری بر اثر تضادهای اقتصادی و سیاسی خود به مرگ طبیعی از میان می‌رود).
اشاره‌ی مکرر مارکس و انگلس به پایداری زیست محیطی در آثار خود بیشتر به درک آنان از نیازهای جامعه‌ی آینده، جامعه‌ی تولیدکنندگان آزاد و هم‌بسته، مربوط می‌شد تا به شرایط از میان رفتن سرمایه‌داری. مارکس به روشنی دریافت که ثبات هر جامعه‌ای به ایجاد مناسباتی سراپا تازه و متوازن‌تر با طبیعت بستگی دارد.
امروزه نگرش طرفداران رادیکال حفظ محیط زیست فقط این تفاوت را دارد که می‌انگارد تخریب جهانی محیط زیست نقشی اساسی در بازی آخر سرمایه‌داری دارد. برای نخستین بار در تاریخ بشر، ما با مساله‌ی بقای محیط زیست در مقیاس جهانی روبه‌روایم، مساله‌ای که متفکران سده‌ی نوزدهم، از جمله مارکس و انگلس، به ندرت می‌توانستند تصوری از آن داشته باشند (هر چند مارش را باید یک استثنا شمرد). با این همه، بدون پذیرش رویکرد مارکس و انگلس در نقد انباشت سرمایه، حتی نمی‌توان ذره‌ای از مجموع مسایلی را که اکنون در برابر ما قرار دارد دریافت. خطاست که پاسخ مسایل زیست محیطی را، به نام گونه‌ای «پسامدرنیته»‌ی مجرد و بی‌شکل، در رد «مدرنیته» و نفی شیوه‌های تفکری که نقدی نظام‌مند از سرمایه‌داری به دست می‌دهند جست و جو کنیم. به بیان دقیق‌تر، باید ضرورت رویارویی جدی با مدرنیته -و بیش از همه مدرنیته‌ی سرمایه‌داری- را پذیرفت و آن را دگرگون ساخت. ناگفته پیداست که در غیر این صورت نابودی جهان زنده‌ای که می‌شناسیم حتمی است و توده‌ی عظیم بشریت در این کار چیزی جز زنجیرهایش را از دست نمی‌دهد، اما سیاره‌ای را نجات می‌بخشد.

[ یکشنبه 20 آبان1386 ] [ 15:24 ] [ روایط عمومی ]

Dangers to the Environment

damage to trees and threat to animals

The picture below shows a tree nearly bent in half from the weight of the ice on its branches. Entire trees break in half when the weight of the ice becomes too great.

During the 1921 New England ice storm mentioned earlier, Worcester Parks Recreation Department estimated that 7,500 to 8,000 trees were completely destroyed and that an additional 5,000 to 7,000 were going to die from severe damage. Devastation to a forest by an ice storm can be as severe as the damage caused by large tornadoes.

Ice storms also have devastating effects on livestock and birds. Grazing areas covered with ice can cause many livestock to slip and fall, while ice build-up on their nostrils can cause them to suffocate.

Birds have been found suffocated, their beaks and nostrils having been frozen shut. Birds have also been found frozen to trees or unable to fly due to the weight of the ice on their wings

 



 

 

[ شنبه 19 آبان1386 ] [ 20:14 ] [ روایط عمومی ]
گرمایش جهانی غولی است كه از بطن توسعه و پیشرفت سربرآورده و با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در بخش صنعت، بی‌توجه به ارزیابی‌های صحیح زیست محیطی پرورده شده است.
گرچه سال‌ها صدای متخصصان و دلسوزان محیط‌زیست برای آگاهی بخشیدن به دولت‌ها و افكار عمومی جهان در به تصویر كشیدن و شرح خطرات گرمایش جهانی و آنچه در این بین بر سر ما و فرزندانمان خواهد آمد در میان هیاهو و شتاب جنون آسای توسعه یافتگی صنعتی و افزایش جمعیت جهان گم می‌شد اما اكنون بارقه‌هایی از امید برای رسیدن به یك اجماع جهانی به چشم می‌خورد.
چرا كه اكنون، مادر طبیعت در حال آماده شدن برای گرفتن انتقامی سهمگین از نوع بشراست.
گرمایش جهانی غولی است كه از بطن توسعه و پیشرفت سربرآورده و با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در بخش صنعت، بی‌توجه به ارزیابی‌های صحیح زیست محیطی پرورده شده است.
تغییرات آب و هوایی مانندخشكسالی در بخش‌های زیادی از كره زمین، موج گرمایی، گردبادها و توفان‌ها و سیلاب‌های شدید، نابودی تنوع زیستی و بالا آمدن سطح آب‌های آزاد در نتیجه آب شدن یخ‌های قطبی اكنون وارد مرحله‌ای شده است كه نجات از این بحران، همكاری گسترده جهانی همراه با التزام عملی به اجرای یك معاهده بین‌المللی جهان‌شمول را می‌طلبد.
گرمایش جهانی چیزی نیست كه اولین بار در این زمان اتفاق افتاده باشد. در طول عمر كره زمین حداقل یك بار دیگر این اتفاق روی داده است. برای شناخت بهتر خطرات این پدیده بهتر است نگاهی اجمالی به گذشته بیندازیم.
تغییرات پیش‌بینی شده آب و هوایی توسط IPCC در بدترین حالت هنوز پایین‌تر از تغییراتی است كه ۱۰هزار سال گذشته در زمین روی داده است. در دوره «درایاس جوان» (دوره پایان عصر یخبندان) لایه‌های یخ كاملاً در حال عقب‌نشینی بودند و نسل بشر شاهد یك دوره آب و هوای مناسب بود كه ناگهان آب و هوای كره زمین تغییرات عمده‌ای به خود دید.
جنگل‌های اروپا تبدیل به مراتع توندرا شدند و متوسط دما در نزدیك‌های گرنیلند حدود ۱۰ درجه كاهش پیدا كرد و یخچال‌های طبیعی آند حدود ۱۰۰۰ متر به طرف اقیانوس‌ها حركت كرده و به آن نزدیك‌تر شدند. این اتفاقات تنها در ۲۰۰ سال پیش آمد كه زمان بسیار كوتاهی در دوره‌های زمین‌شناسی محسوب می‌شود.
این دوران كه ۱۰۰۰ سال به طول انجامید و از آن به عنوان یك ال نینوی ۱۰۰۰ ساله یاد می‌كنند با یك دوره ۲۰ ساله شگفت‌آور دوباره تغییر كرد و جنگل‌ها دوباره سطح اروپا را پوشاند و انسان تولید محصولات كشاورزی را آغاز كرد. آن زمان در بعضی از نقاط جهان در هر ۵۰ سال ۷ درجه افزایش دما به وجود آمد كه در قیاس با شرایط كنونی كه IPCC در بدترین حالت پیش‌بینی كرده هوای زمین تا سال ۲۱۰۰، ۶ درجه سانتیگراد گرمتر شود، تفاوتی كاملاً چشمگیر دارد اما امكان یخبندان‌های شدید در آینده مسئله‌ای است كه نمی‌توان از آن به سادگی گذشت.
نمایندگان ۱۹۲ كشور جهان در اجلاسی مقدماتی كه در محل مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در رابطه با تغییرات جوی كره زمین برگزار شد دور هم جمع شدند و مراتب نگرانی و موافقت خود برای امضای یك توافقنامه بین‌المللی را مورد تأكید قرار دادند.
این جلسه قرار بود طی ۲ روز برگزار شود اما به علت درخواست سخنرانی نمایندگان نزدیك به ۱۰۰ كشور جهان یك روز دیگر تمدید شد. وضعیت بحرانی افزایش گرمایش جهانی به سرعت در حال تثبیت و افزایش است و در این بین لطمه‌ای كه از این پدیده ناگوار به كشورهای جنوب وارد خواهد شد اگر نگوییم كه بیشتر از كشورهای توسعه یافته خواهد بود (كه خواهد بود)، بی‌شك اثراتی همسان بر تمامی ساكنان كره زمین خواهد گذاشت.
در حقیقت این اجلاس، نشست مقدماتی برای اجلاسی است كه دبیر كل سازمان ملل متحد، بن گی مون خواستار برگزاری آن در ۲۴ سپتامبر شده است. وی در مراسم افتتاحیه این مراسم اعلام داشت: «تغییرات آب و هوایی یك چالش بزرگ جهانی است. هم‌اكنون زمان اقدام جهانی فرا رسیده است و باید موافقتنامه مشروحی تحت چارچوب كنوانسیون سازمان ملل متحد برای تغییرات آب و هوا تصویب شود.»
براساس دستور‌العمل این اجلاس، می‌بایست زمینه و بستر لازم برای رسیدن هب تفاهمی همه جانبه به منظور امضای توافقنامه جهانی مورد اشاره دبیر كل در این اجلاس حاصل شود. با توجه به آمادگی نسبی گروه ۷۷ (گروهی از كشورهای درحال توسعه به همراه چین كه ۱۳۳ كشور جهان را در خود جای داده است)، دبیر كل برای امضای این توافقنامه در اجلاس بعدی ابراز امیدواری كرده و خواستار آن شده است كه دولت‌های ملل جهان توافقنامه‌ احتمالی در جریان اجلاس بعدی را تا پایان سال ۲۰۰۹ میلادی در كشورهای خود تصویب و امضا كنند.
كشورهای آمریكا و چین ۲ كشور اصلی تولید كننده گازهای گلخانه‌ روی هم رفته ۴۰ درصد از این گازها را تولید می‌كنند و از عمده مسببان اصلی این فاجعه زیست‌محیطی- بشری هستند و در صورت همكاری نكردن این۲كشور با این اجلاس، همان‌گونه كه در عدم پیوستن آمریكا به پیمان كیوتو و خودداری این كشور از امضای این معاهده شاهد بودیم، این همبستگی جهانی در توقف گرمایش جهانی و ساختن دنیایی سبزتر نیز به شكست خواهد انجامید.
براساس پروتكل كیوتو كشورهای صنعتی (به غیر از آمریكا) موافقت كرده بودند در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲، مجموعه انتشار ۶ گاز گلخانه‌ای را حداقل ۵ درصد پایین‌تر از سطح انتشار این گازها در سال ۱۹۹۰ حفظ كنند. متأسفانه این پروتكل به گفته نماینده ژاپن تنها ۳ درصد موفقیت داشته و به بیان دیگر این طرح ۹۷ درصد با شكست مواجه شده است.
پیمان كیوتو تنها تا سال ۲۰۱۲ قابلیت اجرا خواهد داشت لذا رسیدن به یك معاهده جهانی جدید و پیش‌بینی ابزارهای نظارتی دقیق‌تر بر كشورهای جهان امری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.
این در حالی است كه در مقایسه، انرژی آمریكا به تنهایی به اندازه كل مصرف انرژی ژاپن انرژی الكتریسیته هدر می‌دهد و همچنین CO۲ منتشره در آمریكا ۲ برابر بیشتر از كل CO۲ منتشره از تمامی بخش‌های هندوستان كه خود مقام دوم تولید این گاز را در قاره آسیا دارد، است. جالب اینجاست كه هندوستان تقریبا ۳ برابر كشور آمریكا جمعیت دارد.
این در حالی است كه چنین مقام‌دار تولید گاز CO۲ در جهان است، به گونه‌ای كه این كشور در سال ۲۰۰۶ به تنهایی ۶ میلیارد و ۲میلیون تن گازكربنیك تولید كرده كه این مقدار ۸درصد از مقدار گاز كربنیكی كه ایالات متحده در این سال تولید كرده، بیشتر است.
واضح است كه در این راه دشوار تنها همكاری این ۲كشور و كشورهای توسعه یافته كافی نبوده و بدون مشاركت هم كشورهای جهان هیچ امیدی به موفقیت این توافقنامه نمی‌توان داشت. اكنون كشورهایی همانند برزیل و اندونزی نیز به علت تخریب جنگل‌ها و منابع طبیعی، در معرض اتهام جهانی قرار دارند.
دانشمندان عقیده دارند كه شرایط امروز تغییرات آب و هوایی به سمتی پیش می‌رود كه تا ۱۰ الی۲۰ سال آینده در صورت ادامه روند كنونی وارد وضعیت غیرقابل بازگشتی خواهد شد كه آن را نقطه بی‌بازگشت می‌نامند و نشانه‌های آن از هم اكنون قابل مشاهده است.
نشانه‌های تغییرات الگوهای آب و هوایی در نقاط مختلف جهان، مانند ریزش برف بعد از۱۰۰ سال در آرژانتین یا سرما و زمستان بی‌سابقه در نیمكره جنوبی و هم زمان اوج گرفتن گرمای تابستانی در نیمكره شمالی، باران‌های سیل‌آسا و طولانی مدت ووقوع سیل‌ها و طغیان‌های بی‌سابقه در جای جای جهان تنها نشانه‌های كوچكی از بحرانی است كه نسل بشر در صورت ادامه رویه فعلی با آن دست به گریبان خواهد بود.
ناپدید شدن یك دریاچه در شیلی یكی دیگر از این نشانه‌های هشدار برانگیز است. اگرچه دانشمندان در مورد علل این واقعه هنوز جواب قانع‌كننده‌ای پیدا نكرده‌اند و نظر اصلی آنها پس از تحقیقات كامل در ماه ژوئیه اعلام خواهد شد، اما ۲ تئوری اصلی در این زمینه ارائه شده كه یكی از آنها به گرمایش جهانی مربوط است.
عده‌ای‌ از دانشمندان ناپدید شدن ناگهانی این دریاچه را كه به گفته مسئول سازمان ملی جنگل‌های شیلی یك كیلومتر مربع مساحت داشته را وقوع زلزله‌ای كه چندی پیش در شیلی اتفاق افتاد می‌دانند و عقیده دارند این زلزله كه در ماه آوریل سال جاری اتفاق افتاد، باعث ایجاد شكاف‌هایی در بستر این دریاچه شده است.
اما عده دیگری از دانشمندان بر این عقید‌ه‌اند كه گرمایش جهانی عامل پدید آمدن این فاجعه زیست‌محیطی بوده است. براساس این نظریه آب شدن یخ‌های این دریاچه باعث بالا رفتن سطح آب و افزایش فشار بر بستر این دریاچه شده و در نتیجه این فشار شكاف‌هایی در زمین زیرین دریاچه ایجاد كرده كه موجب فرو رفتن آب در این شكاف‌ها شده است.
باتوجه به اینكه ایران از نظر سرانه تولید‌گازهای گلخانه‌ای رتبه اول آسیا را به خود اختصاص داده و از نظر میزان گازهای تولید شده در آسیا بعد از چین و هند در مقام سوم جای گرفته است بررسی و تصویب طرح ملی مبارزه با گرمایش زمین در كنار برنامه‌های پیش‌بینی شده، به منظور توسعه كشور بسیار ضروری به نظر می‌رسد.
این در حالی است كه چندی پیش طرح پیوستن داوطلبانه كشورمان به پروتكل كیوتو در مجلس و هیات دولت مطرح شد و به تصویب نیز رسید اما توسط شورای محترم نگهبان رد و مغایر قانون اساسی شناخته شد.
البته پیوستن به این پروتكل یا پروتكل‌هایی از این دست كه احتمالا الزام‌آور خواهند بود نیازمند داشتن زیرساخت‌های اصلی برای تولید انرژی پاك است؛ زیر ساخت‌هایی كه ما را از استفاده از سوخت‌های فسیلی بی‌نیاز كند و انرژی مطلوب و مورد نیاز كشور را تأمین كند و در عین حال غرب باید دست از انحصاری كردن انرژی هسته‌ای برداشته و به كشورهای در حال توسعه فرصت دهد تا امكانات لازم برای پیوستن به این معاهدات بین‌المللی را برای كشور خود فراهم آورند.

[ جمعه 18 آبان1386 ] [ 19:52 ] [ روایط عمومی ]
images/20071101/dolphin.jpg آب کي جسد گروه سوم را روي تن ساحل مي کوبد؟ کي دوباره دلفين هاي زخمي روي شن هاي خيس در حوضچه هاي خون جان مي دهند؟
اين دريا اين ساحل بوي خون 152 دلفين مرده را گرفته است ، اما هنوز کسي به دنبال علت يابي ماجرا نيست چون سازمان ها درگير کارهاي مهمتري هستند مثل پاس دادن مسووليت به يکديگر.
روز گذشته خبري روي تلکس خبرگزاري ها قرار گرفت که نشان مي داد متخصصان دانشکده دامپزشکي تهران قصد ارائه نتايج تجزيه شيميايي و کالبد شکافي دلفين ها را ندارند.
خبرگزاري فارس به نقل از منبعي اعلام کرد دلفين هايي که براي آزمايش به آزمايشگاه دانشکده دامپزشکي تهران فرستاده شده اند به علت فاسد بودن قابل آزمايش نيست. وي در ادامه گفت: با فاسد بودن نمونه دلفين هاي کشته شده اگر علت مرگ آنها آلودگي هاي شيميايي باشد تشخيص آن امکان پذير نخواهد بود و تنها بايد علت مرگ را بر اساس مشاهدات بومي ها و کارشناسان دنبال کرد.
دقايقي پس از اعلام اين خبر مهرداد کتال محسني ، مديرکل محيطزيست استان هرمزگان ادعاي فاسد بودن دلفين ها را به شدت رد کرد و گفت: نمونه دلفيني که براي آزمايش به تهران ارسال شد دقيقا آخرين دلفيني بود که به ساحل آمد يعني هفتاد و سومين دلفين از گروه دوم بود که پس از مرگ به منظور نمونه برداري در الکل گذاشته شد تا دچار گنديدگي نشود.
مديرکل محيط زيست استان هرمزگان اظهار کرد: اگر دانشکده دامپزشکي در اين زمينه خيلي مشتاق است خودش در محل حادثه به محض وقوع آن حاضر مي شد و نمونه برداري ها را انجام مي داد.

تورهاي پرساين فقط گروه اول

وي درباره برخي اظهارات مبني بر اين که اين دلفين ها توسط تورهاي صيادي کشته شده اند، گفت : عامل مرگ اين 73 دلفين جديد با 79 دلفيني که يک ماه پيش کشته شده اند، متفاوت است و عامل صيادي براي دلفين هاي قبلي است.
مديرکل محيط زيست استان هرمزگان اظهار کرد: خود شيلات ، کشتي ندارد و کشتي که زمان تورگيري باعث ايجاد لطمه در دلفين ها شده است مربوط به بخش خصوصي بوده است.

ما مقصر نيستيم!

گرچه مديرکل محيطزيست استان هرمزگان صيد صنعتي را تنها در مرگ گروه دوم دلفين ها بي تاثير اعلام کرد و فقط مرگ گروه اول را به صيد با شيوه پرساين مربوط دانست سازمان شيلات ايران با ارائه گزارشي کشتي هاي صيادي را از هرگونه خطايي در صيد دلفين ها تبرئه کرد. کارشناسان صيد در اين گزارش دلفين ها را باهوش تر و سريع تر از آن دانسته اند که در تورهاي پرساين به تله بيفتند.

اختلال هاي راداري دليل احتمالي مرگ دلفين ها

از سوي ديگر رئيس سازمان حفاظت محيطزيست با اشاره به بررسي هاي اين سازمان در خصوص پديده مرگ دلفين ها در سواحل خليج فارس گفت: فهرستي از علل مرگ دلفين ها تهيه شده است که يکي از احتمال هاي مهم در سري دوم مرگ دلفين ها تاثيرات راداري و اختلال گيرندگي در دلفين هاست.
فاطمه واعظجوادي در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه جام جم در حاشيه جلسه هيات دولت افزود: از سازمان کشتيراني و کنوانسيون حفاظت از محيطزيست خليج فارس و درياي عمان خواسته شده گزارش 3 ماهه اي از رفت وآمد نفتکش ها، کشتيهاي حامل مواد شيميايي و صيادي و بازرگاني در منطقه را به سازمان حفاظت محيط زيست ارائه کند.
وي با بي تاثير خواندن آلودگي هاي نفتي در مرگ دلفين ها گفت: دلفين هايي که دچار مرگ مشکوک شده اند، به مواد نفتي آغشته نيستند.
واعظ جوادي در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار ما در خصوص آلودگي نفتي در خليج فارس گفت: پالايشگاه آبادان در اوايل تابستان تصفيه خانه مجهز و خوبي را راه اندازي کرد، لذا مشکل وارد شدن مواد آلوده به آبهاي خليج فارس وجود ندارد. وزارت نيرو نيز براي کنترل ورود فاضلاب شهري به خليج فارس اقدامات خوبي کرده است. همچنين تصفيه خانه هاي صنعتي نيز در حال اصلاح و بهبودسازي است.
[ چهارشنبه 16 آبان1386 ] [ 20:6 ] [ روایط عمومی ]
گزارش و عکسهای کامل این مراسم را فردا در همین وبلاگ مشاهده کنید:

مراسم نقاشی شهر پاک ،هوای پاک با کوشش NGOکودکان موسسه کیمیای سبزدر پیش دبستانی ودبستان فرزانه اراک برگزار شد.
 
ساناز آقاخانی رئیس NGOکودکان موسسه کیمیای سبزدرگفتگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (یسنا)منطقه مرکزی گفت:اندیشیدن به محیط زیست به اندازه عمر اجداد ما قدیمی است وبقای آنها بستگی زیادی به آگاهی ازآن داشته است ،امروزه محیط زیست در شکل گیری هریک از ما نقش تعیین کننده ای دارد زیرا رشد ونمو انسان به صورت طبیعی به محیط زیست بستگی دارد.

 
وی با اشاره تحولات زندگی در جهان کنونی خاطر نشان کرد:امروزه ما درآستانه تحولی عمده در شیوه برخورد خویش با مسائل محیط زیست قرارگرفته ایم
وی در خصوص برخورد مناسب با محیط زیست در کشورمان گفت :خوشبختانه امروزه در کشور ما محیط زیست به عنوان یک مسئله اجتماعی وسیاسی عمده مورد قبول واقع شده است ونظر سنجی های افکار عمومی نشان می دهد که مردم سراسر جهان محیط زیست را در زمره مهمترین مسائل خود می دانند
آقاخانی افزود:امروزه انسان ها معتقدندکه باید به دنبال پایداری محیط زیست باشند تا شاید بشریت ومحیط زیست بتواند آینده طولانی تری داشته باشد
وی با اشاره به نقاشی بچه ها درمراسم گفت:امروز هدف بچه ها از کسیدن این نقاشی دیواری لزوم شناساندن واهمیت وپایداری محیط زیست است ودوم بچه ها شعارشان رادر مورد پاکسازی محیط زیست به گوش مسئولین برسانند
آقاخانی در رابطه با اهداف برگزاری این مراسم نمادین خاطر نشان کرد:نهادینه کردن فرهنگ حفاظت ونگه داری محیط زیست وبهسازی محیط زیست در بین بچه ها ودر کنار همه اینها آموزش به والدین وانجام یک حرکت نمادین در زمینه لزوم توجه به محیط زیست از جمله اهداف برگزاری این مراسم است

[ شنبه 12 آبان1386 ] [ 19:16 ] [ روایط عمومی ]
images/20071101/polimer.jpg
 
استفاده از مواد پليمري در دنياي فعلي روز به روز افزايش يافته است. اين در حالي است که عدم بازگشت مجدد اين مواد به چرخه توليد از مشکلات زيست محيطي محسوب مي شود.
با توجه به اين موضوع محققان در تلاش هستند به فناوري حياتي در بازيافت لاستيک ها دست يابند. تهيه آلياژهاي آميزه سه تايي با استفاده از ضايعات اي.پي.دي.ام يکي از جديدترين پروژه هاي تحقيقاتي کاربردي محققان داخلي بوده است که به جهت برطرف شدن بخش عمده اي از مشکلات ناشي از عدم بازيافت لاستيک ها بشدت مورد توجه قرار گرفته است.
در پروژه اي که توسط محققان کشور انجام شده است شاهد افت خواص اصلي اين نوع لاستيک نخواهيم بود، در حالي که در روشهاي سنتي که در دوکارخانه داخلي مورد استفاده قرار مي گيرد ، بازيافت لاستيک با افت خواص همراه است.
هم اکنون اين فناوري در کشور ژاپن و چند کشور آسيايي ديگر ارائه شده و استفاده از آن انحصاري است.


بازيافت فرآيندي است که در نتيجه آن مواد زائد جدا شده و به عنوان ماده خام براي توليد محصولات جديد به کار گرفته مي شود، به عبارت ديگر مي توان گفت بازيافت عبارت است از بازگرداندن مواد قابل استفاده به چرخه توليد يا طبيعت.
در نتيجه فرآيند بازيافت ، حجم زباله هاي ورودي به محيط زيست و آلودگي ناشي از آن کاهش خواهد يافت بنابراين نياز به توليد يا ورود مواد خام از خارج کشور کاهش و توليد ملي افزايش مي يابد. لاستيک ها حدود 5 درصد وزن خودرو را تشکيل مي دهند. در ايران سالانه حدود 7 ميليون حلقه انواع لاستيک سبک و سنگين مصرف مي شود. لاستيک هاي فرسوده از ضايعاتي هستند که به سبب پايداري زياد، اثرات زيانبار زيست محيطي بسياري دارند و چهره طبيعت را نازيبا مي کنند. اگر بدانيم به ازاي توليد يک لاستيک کاميوني معادل 22 گالن نفت مصرف مي شود و در صورت روکش گذاري لاستيک ، معادل 70درصد در مصرف نفت خام مورد نياز صرفه جويي مي شود، بيشتر به لزوم بازيافت لاستيک پي مي بريم.
لاستيک هاي فرسوده به صورت روکش مجدد ، پودر يا سوزاندن مورد استفاده مجدد قرار مي گيرند. لاستيک هايي که از شرايط لازم براي بازسازي برخوردار باشند، روکش مجدد شده و مورد استفاده قرار مي گيرند. برخي از لاستيک ها نيز خرد شده و پس از آسياب شدن به صورت گرانول براي استفاده در زمينهاي ورزشي ، رنگها و کف پوش ها آماده مي شوند. در روش پيروفير، لاستيک ها به دور از مجاورت هوا حرارت داده مي شوند و از آنها روغن و کربن به دست مي آيد. براي ايجاد انرژي در نيروگاه ها يا توليد سوخت در کارخانه توليد سيمان ، سوزاندن لاستيک ها در شرايط حفاظت شده اي صورت مي گيرد تا موجب آلودگي هوا نشود. اين روش براي لاستيک هاي قابل بازيافت به کار برده نمي شود.متخصصان بازيافت ، روکش گذاري را مناسب ترين شيوه بازيافت مي دانند. فناوري صنعت روکش با پيشرفت فناوري در صنعت ساخت لاستيک همگام بوده و به شيوه اي مکمل رشد داشته است.

کاهش پيامدهاي زيست محيطي

به گفته دکتر کرابي از محققان پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران و مجري اين طرح ، افزايش روزافزون مصرف مواد پليمري در دنيا، علي رغم مزاياي بسيار زياد اين مواد، مشکلات زيست محيطي فراواني را با خود همراه داشته است.
مواد پليمري پس از دور ريخته شدن مدت طولاني در طبيعت باقي مي مانند تا تجزيه شوند، به همين دليل تلاشهاي زيادي در دنيا براي ساخت پليمرهاي زيست تخريب پذير و توسعه فناوري هاي مربوط در حال انجام است.
درحال حاضر سالانه مواد پليمري زيادي دور ريخته مي شود که بخشي از آنها بازيافت شده و دوباره به چرخه مصرف بازمي گردند. بخش ديگري نيز در طبيعت باقي مانده و علاوه بر ايجاد مشکلات زيست محيطي منجر به از دست رفتن سرمايه مي شوند.

خودروهاي فرسوده


حدود 75درصد وزن خودرو شامل فلزات و 25درصد ديگر آن شامل مواد غيرفلزي مانند پلاستيک ، لاستيک و شيشه است که دورريز محسوب مي شوند. هنگامي که عمر يک خودرو به پايان مي رسد ، معمولا به اوراق کنندگان فروخته مي شود.
قطعات قابل فروش آن جدا شده و باقي مانده قطعات در محيط رها مي شود. اين دورريز سبب آلودگي زمين و خاک مي شود و تاثير نامطلوبي بر محيط زيست دارد.
امروزه در کشورهاي توسعه يافته تلاش بر آن است که ميزان مواد دورريز را به حداقل برسانند. ازجمله در انگلستان پروژه اي با همکاري خودروسازان و اوراق کنندگان خودرو در حال اجراست که هدف آن کاهش ميزان مواد دورريز غيرفلزي است.
به کمک روشهاي جديد بازيافت مواد مي توان ميزان دورريز مواد اوليه را به 8 درصد رساند. اين گروه از محققان در تلاش هستند تا سال 2015 اين مقدار به 5 درصد کاهش پيدا کند.

به همين دليل ، همراه با شروع توليد مواد پليمري همواره تلاش فراواني براي يافتن روشهاي بازيافت آنها و توسعه اين فناوري ها انجام مي شود. فرآيند بازيافت مواد پلاستيکي نسبت به مواد لاستيکي بسيار ساده تر است.
لاستيک ها به دليل گرماسختي قابليت ذوب مجدد ندارند و بازيافت آنها کاري دشوار است.
لاستيک اتيلن پروپيلن دي ان مونومر (EPDM) تقريبا 7درصد بازار مصرف لاستيک را در جهان به خود اختصاص داده است که رقم قابل توجهي است.
علت اين امر مقاومت عالي اين ماده در برابر ازن ، اکسيژن ، مواد شيميايي و شرايط مختلف آب و هوايي و همچنين پذيرش مقدار زيادي پرکننده و نرم کننده و دارا بودن خواص خوب الکتريکي و مکانيکي است.
اين ويژگي ها باعث شده است توليد اين مواد سريع ترين رشد را در ميان لاستيک هاي سنتزي داشته باشد. بيشترين کاربرد EPDM در صنايع خودروسازي است که در توليد پروفيل ، شلنگ ها و درزگيرها به کار مي رود. در خودرو تقريبا 15درصد قطعات لاستيکي از EPDM تشکيل شده است.
در صنايع ساختماني محصولات اين ماده به عنوان عايق بام ، درزگير، پروفيل و در صنايع کابل سازي به عنوان روکش عايق استفاده مي شود. همچنين اين نوع لاستيک براي تهيه آلياژ مواد پليمري با ساير مواد لاستيکي و پلاستيکي مخلوط شده و باعث بهبود مقاومت در برابر ازن ، شرايط محيطي مختلف و بهبود ضربه پذيري پلاستيک ها مي شود. براي مثال ، براي بهبود ضربه پذيري پلي پروپيلن ، اتيلن ، پروپيلن ، دي ان مونومر با آن مخلوط شده و آلياژي از ترکيب آنها به دست مي آيد. اين درحالي است که تاکنون توجه زيادي به توسعه فناوري هاي مربوط به بازيافت اين ماده نشده است.
در دهه 90 ميلادي شرکت تويوتا، تلاشهاي گسترده اي را براي بازيافت محصولات ساخته شده از EPDM در مقياس صنعتي آغاز کرد که منجر به ارائه فناوري بازيافت لاستيک به حالت پيوسته شد. با استفاده از اين فناوري امکان فراورش مجدد اين ماده فراهم خواهد شد.

کاربرد فناوري هاي نوين

به گفته کرابي ، در اين طرح تحقيقاتي که بررسي آن حدود يک سال در پژوهشگاه ، به طول انجاميد EPDM مورد بررسي قرار گرفت و با به کارگيري آنها آلياژهاي سه تايي تهيه شد که موارد مصرف بسياري در صنايع خودروسازي ، ساختماني ، کابل سازي و... دارد. براساس نتايج به دست آمده از اين تحقيقات زائدات اين نوع لاستيک با استفاده از يک مجموعه مارپيچ حلزوني ، تحت فشار و حرارت قرار مي گيرد. در اين فرآيند مقداري دي فنيل دي سولفيد به عنوان عامل ايجاد استحکام مورد استفاده قرار مي گيرد بنابراين از EPDM که در نتيجه قرارگرفتن در معرض فشار و حرارت بر استحکام آن افزوده شده است به عنوان جايگزين مناسبي براي EPDM خالص استفاده مي شود. ازجمله اين کاربردها مي توان به شلنگ ، پروفيل هاي لاستيکي و درزگيرها اشاره کرد.با استفاده از اين فناوري ها مي توان لاستيک ها را بدون افت خواص اصلي در داخل کشور بازيافت و به اين ترتيب انحصار آن را از برخي کشورهاي صاحب نام جهان خارج کرد.اگرچه مواد لاستيکي در مقايسه با مواد پلاستيکي براي بازيافت شدن مواد سخت تري محسوب مي شوند، اما اين لاستيک ها امروزه کاربرد وسيعي دارند و استفاده از آنها در صنعت خودروسازي بشدت مورد توجه قرار گرفته است.
اين روش جديد بدون نياز به دماي زياد صورت مي گيرد و از مواد حاصل از آن در آميزه هاي سه تايي استفاده مي شود که در ساخت قطعاتي مانند سپر پژو و هر محصول پليمري ديگر کاربرد دارد. با توجه به اين که اين روش در شرکت معتبري مانند تويوتا در دهه 90 ميلادي ارائه شده و مورد استفاده قرار گرفته است ، پيش بيني مي شود از اين روش نيز بتوان در آينده اي نزديک براي بازيافت لاستيک با استفاده از فناوري هاي نوين استفاده کرد.
[ پنجشنبه 10 آبان1386 ] [ 8:33 ] [ روایط عمومی ]
 
 
images/20071031/view.jpg
 
 مسئول پروژه فک دریای خزر گفت: فوک، سفیر دریای خزر است، چرا که تنها پستاندار خونگرم و شکارگر این دریا به حساب می آید و می تواند وضعیت دریا را از لحاظ حفاظتی، آلودگی و صید بی رویه مشخص کند.
لذا بوسیله حتی لاشه آن که تازه از بین رفته است می توان اطلاعات موثری بدست آورد.
دکتر هرمز اسدی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: با توجه به تهدیداتی که در چند سال اخیر برای فکهای دریای خزر بوجود آمده است پروژه تحقیقاتی - پژوهشی گسترده ای را به این منظور آغاز نموده ایم.
وی افزود: بطور کلی 5 عامل عمده فکهای دریای خزر را تهدید می کنند که مهمترین عامل به کشتار مستقیم آنها توسط صیادان مربوط می شود.
مسئول پروژه تحقیقاتی - پژوهشی فک دریای خزر، با اشاره به صید فوکها بوسیله صیادان روس برای استفاده از پوست آنها گفت: در سال گذشته 3 هزار و 746 فوک توسط روسها صید شد که ما از طریق وزارت امور خارجه در این خصوص اعتراضات خود را اعلام نموده ایم.
وی وجود سموم کلری از جمله د.د.ت را از دیگر عوامل از بین رفتن فوک ها اعلام کرد و تصریح نمود: در بررسی های به عمل آمده مشخص شد، میزان سموم کلری در سه نقطه دریای خزر یعنی باکو، آستارا و تنکابن بیشتر از جاهای دیگر است.
دکتر اسدی افزود: علت وجود این سموم در باکو به دلیل فعل و انفعالات نفتی، در تنکابن به دلیل پساب باغات کشاورزی و در آستارا برای کنترل پشه مالاریا می باشد.
این کارشناس حیات وحش از دیگر تهدیدات فکها را سموم مواد پتروشیمی در روکش لوله های نفتی و کابلهای انتقال انرژی عنوان کرد و گفت: بیماری هایی که از طریق سگسانان خشکی در فصل یخبندان در بخش شمال شرقی دریای خزر به فوکهای ماده در دوران بارداری منتقل می شود نیز از دیگر عوامل تهدید آنهاست.
وی آخرین عامل تهدید فکها را کشتی های یخ شکن در شمال شرقی دریای خزر عنوان کرد و گفت: برنامه های ما بیشتر حول محور مهمترین تهدید فکها می چرخد و ما بدنبال آن هستیم تا با آموزش صیادان و ارائه راهکارهایی برای کاهش کشتار فکها توسط آنها، این تهدیدها را رفع نماییم.
مسئول پروژه تحقیقاتی - پژوهشی فک دریای خزر، اضافه کرد: یکی از روشهای ماهیگیری، صید ماهی سفید بوسیله تورهای پره ای است و این تورها سفره آماده برای فکها به حساب می آیند و با ورود آنها صیادان شروع به کشتن این فک ها می کنند که طرح ما برای کاهش این کشتار استفاده از تورهای HOOP است ، صیادان این تورها را بر سر فک می کنند و فکها را بدام می اندازند و با اطلاع به ماموران ما 30 هزار تومان جایزه می گیرند.
وی افزود: نوع دیگر از صید ماهی، صید ماهی کلیکاست، این ماهی خوراک اصلی فکها منسوب می شود و فکها با هجوم به این تورها، ماهی های آنها را می خورند و صیادان نیز با نیزه به آنها حمله می کنند که ما برای رفع این مشکل نیزاستفاده از نیزه های الکترونیکی را پیشنهاد دادیم که می تواند از خون فک نمونه برداری کند واطلاعاتی را در اختیار ما بگذارند. ما برای صیادانی که از آن استفاده کنند 5 هزار توامن جایزه در نظر گرفتیم.
دکتر اسدی با اشاره به پرداخت 5 هزار تومان جایزه به هرکسی که در سواحل دریا فوک مرده پیدا کند، گفت: فوک، سفیر دریای خزر است، چراکه تنها پستاندار خونگرم و شکارگر این دریا به حساب می آید و می تواند وضعیت دریا را از لحاظ حفاظتی، آلودگی و صید بی رویه مشخص کند. لذا بوسیله حتی لاشه آن که تازه از بین رفته است می توان اطلاعات موثری بدست آورد.
وی از احتمال امضای تفاهم نامه با صیادان دام گستر که بدون مجوز اقدام به صید ماهی می کنند خبر داد و گفت: با توجه به اینکه فوکها به تورهای ماهی این صیادان ضرر می رسانند، در نظر داریم طی تفاهم نامه ای با جبران ضررو زیان این صیادان از کشتار فوکها جلوگیری کنیم.
 
[ چهارشنبه 9 آبان1386 ] [ 14:40 ] [ روایط عمومی ]
 
images/20071030/dolphin.jpg
 
سرانجام جسد يکي از 152 قطعه دلفين تلف شده در خليج فارس به تهران رسيد تا شايدتيغ متخصصان از علت مرگ اين موجودات دريايي پرده بردارد و بر دهها احتمال پايان دهد.
لاشه دلفين تلف شده در حالي به آزمايشگاه سازمان حفاظت محيط زيست منتقل شد که بيش از يک ماه از مرگ اولين گروه 73قطعه اي دلفين ها مي گذرد و لاشه گروه 79 قطعه اي دوم نيز در جاسک به گل نشسته است.
بعضي از کارشناسان معتقدند: تعلل سازمان حفاظت محيط زيست باعث شناخت ديرهنگام علت مرگ و مير دلفين ها شده و عده اي ديگر کمبود نيروي انساني در اين سازمان را دليل تاخير در کشف لاشه ها و انجام آزمايش هاي مرتبط مي دانند.

آنچه محيط زيست مي گويد

محمدباقر نبوي ، معاون دريايي سازمان حفاظت محيط زيست روز گذشته در يک نشست خبري مهمترين عامل تلف شدن دلفين ها را تورهاي صيادي عنوان کرد و افزود: تاکنون دليل دقيق تلف شدن 152 دلفين در خليج فارس مشخص نشده ، اما تورهاي صيادي به عنوان مهمترين گزينه در اين خصوص مطرح است.
البته اين اظهارنظر نبوي در حالي است که «جام جم» 3هفته پيش ، در خبري به نقل از يکي از کارشناسان ، علت مرگ و مير دلفين ها را تور صيادي کشتي هاي صنعتي اعلام کرد.
معاون محيط زيست دريايي در اقدامي دير هنگام به دعوت از نهادهاي دريايي همچون دامپزشکي و وزارت نفت جهت همکاري در مشخص شدن علت مرگ دلفين ها اشاره کرد و افزود: بنا داريم با کمکهاي اين نهادها به اطلاعات دقيقي در اين خصوص برسيم.
نبوي همچنين خاطرنشان کرد: به دنبال پيدا کردن مقصران در تلف شدن دلفين ها نيستيم بلکه هدف اين است که ديگر شاهد چنين حوادثي نباشيم.
البته وي دليل قانع کننده براي تاخير يکماهه در بررسي حادثه مذ کور ارائه نکرد.

رد مرگ با تور

از سوي ديگر سازمان حفاظت محيط زيست يکي از احتمال هاي بسيار قوي در مرگ و مير دلفين ها را تورهاي صيادي مي داند، اما مصطفي شريف روحاني ، معاون موسسه تحقيقات شيلات اين احتمال را منتفي دانست و اعلام کرد: طبق نتيجه نهايي آزمايش هاي تکميلي و بررسي نمونه ها در علت مرگ دلفين ها طي روزهاي اخير، هيچ گونه آثاري از ادوات صيد و صيادي روي لاشه دلفين ها مشاهده نشده و به طور قطعي اين دليل منتفي شده است.
شريف روحاني در گفتگو با ايسنا اظهار کرد: در پژوهشکده هرمزگان از علتهاي مختلفي همچون آناليز نمونه هاي معده از نظر مسموميت هاي ناشي از شکوفايي پلانکتوني و آلاينده هاي نفتي و آزمايش هاي ميکروبي نمونه برداري شده که نتيجه آزمايش هاي فيتوپلانکتون هاي سمي منفي بوده ، اما هنوز نتايج آزمايش هاي آلاينده هاي نفتي و آزمايشات ميکروبي مشخص نشده است.
همچنين نمونه برداري بافتي پاتولوژي صورت گرفته و نتيجه نهايي آن اعلام نشده است. وي تصريح کرد: علت اين مرگ را مي توان به احتمال قوي خودکشي دسته جمعي دانست ؛ چون آثاري از عفونت يا آسيب هاي جدي احشايي مشاهده نشده است که با بيماري و عارضه خاصي ارتباط پيدا کند. شريف روحاني افزود: تاکنون در اين نمونه ها هيچ گونه شواهد پاتولوژيک که آثاري از جراحت فيزيکي يا غيرفيزيکي يا بيماري که بتوان با موارد ديگر ارتباط داد، گزارش نشده است.
معاون تحقيقاتي موسسه تحقيقات شيلات افزود: اواسط هفته آينده ، نتيجه قطعي آزمايش ها مشخص خواهد شد. وي خاطرنشان کرد: در مرگ 79 قطعه دلفين در ماه قبل به دليل اين که سازمان محيط زيست و تحقيقات شيلات ، دير از اين حادثه مطلع شدند علت قطعي براي مرگ آنها مشخص نشد، اما در اين مرحله چون پس از تلفات ، سريع نمونه برداري ها آغاز شد و از تمام وضعيت بيولوژيک 63 دلفين موجود در ساحل نمونه برداري شد هيچ گونه آثاري از ادوات صيادي مشاهده نشده و هرگونه شايعات مرگ به دليل ادوات صيد و صيادي در اين مرحله منتفي است. اما در مرحله گذشته ، به دليل دير مطلع شدن از حادثه نمي توان اظهار نظر کرد.
[ سه شنبه 8 آبان1386 ] [ 21:3 ] [ روایط عمومی ]
 
images/20071027/climat.jpg
 
یک گزارش سازمان ملل متحد با موضوع محیط زیست هشدار مي دهد که زمین به سوی فاجعه پیش می رود مگر آنکه اقدامات فوری در جلوگيري از اين وضع صورت گیرد.
به گزارش شبكه BBC ، این مطالعه که توسط صدها دانشمند از سراسر جهان انجام شده، هشدار می دهد که اگر شیوه زندگی بشر همچنان فراتر از توان و ظرفیت طبیعت باشد، بقای بشر می تواند به خطر افتد.
براساس این گزارش ادامه تخریب جهان طبیعی در حال بر جاي گذاشتن تاثیری منفی بر سلامت، ثروت و سرنوشت مردم سراسر جهان است.
این گزارش تحت عنوان «چشم انداز محیط زیست جهان» می گوید اکثر فرآيندهای کنونی جهان در جهت نادرست حرکت می کنند.

از میان رفتن پوشش گیاهی جنگل ها، آلودگی، کاهش منابع آب شیرین، افت کیفیت زمین های کشاورزی و صید بی رویه ماهی ها از جمله مشکلات محیط زیست است.
آخیم استاینر، مدیراجرايي برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (Unep ) گفت: مشکلات مستمر افسارگسیخته ای که به آنها رسیدگی نشده و حل نشده اند همچنان وجود دارند.مشکلات گذشته همچنان باقی است و مشکلات تازه درحال ظهور است، از ظهور ناگهانی نواحی مرده اکسیژنی (خالی از اکسیژن) در اقیانوس ها گرفته تا ظهور مجدد بیماری های قديمي و تازه که با تنزل کیفیت محیط زیست مرتبط است. برنامه محیط زیست سازمان ملل نتیجه گیری می کند که سرنوشت میلیون ها نفر در جهان در حال توسعه به خاطر ناکامی در حل مشکلاتی که جوامع ثروتمندتر به آنها رسیدگی کرده اند، در خطر است.

انتشار « چشم انداز محیط زیست جهان» یا ( ژئو-4 ) مصادف است با بیستمین سالگرد انتشار گزارش برانتلند توسط کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (یا کمیسیون برانتلند) که ایده توسعه پایدار را در کانون برنامه های سازمان ملل متحد قرار داد.
اين گزارش نتیجه گیری می کند که از آن زمان تاکنون بیشتر نشانگرهای زیست محیطی به وخامت گراییده اند. ذخایر آبزیان كاهش يافته است، زمین های قابل کشت (به ويژه در آفریقا) به تدریج غیرقابل استفاده می شوند، تعداد افرادي که با کمبود آب سالم مواجه هستند از هر زمان دیگر بیشتر است، تراکم گازهای گلخانه ای افزایش یافته و نابودی تنوع زیستی شتاب گرفته است.

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در مقدمه ای بر این گزارش نوشته است: این تهاجم به محیط زیست جهان خطر تضعیف بسیاری از پیشرفت های جامعه انسانی که در دهه های اخیر حاصل شده است را در بر دارد.این وضع مبارزه ما با فقر را تضعیف می کند. و حتی می تواند صلح و امنیت جهان را تخریب کند.
این گزارش 572 صفحه ای حاوی برخی ارزیابی های مثبت از جمله کند شدن نرخ نابودی جنگل های آمازون، پاکیزه تر شدن هوای اروپای غربی و معاهده جهانی برای مهار نابودی لایه اوزون است.

اما این ارزیابی ها در مقایسه با نتیجه گیری نهايي گزارش دایر بر روند نزولی نشانگرهای زیست محیطی و اینکه دولت ها اراده و منابع کافی را صرف جلوگیری از این روند نمی کنند رنگ می بازد.
آخيم استاینر گفت: از زمان کنفرانس برانتلند تاکنون به دفعات کافی زنگ هاي خطر به صدا درآمده اند. من واقعا امیدوارم که (ژئو-4) آخرین آنها باشد.
 
[ دوشنبه 7 آبان1386 ] [ 9:21 ] [ روایط عمومی ]
 
images/20071023/donkey.jpg
 
 تعداد الاغ‌ها در يونان به سرعت در حال كاهش است و نسل اين حيوان چارپا در اين كشور در معرض خطر انقراض قرار دارد.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، كارشناسان هشدار دادند درصورت ادامه روند كنوني كاهش تعداد الاغ ها در يونان نسل اين حيوان طي دو دهه آينده در اين كشورمنقرض خواهد شد.
آرسنوس ، استاديار دانشكده دامپزشكي دانشگاه آريستوتل گفت، تعداد الاغ‌ها در يونان در چند سال گذشته بطور چشمگيري كاهش يافته است.

او افزود، در ‪ ۵۰‬سال گذشته تعداد الاغ‌ها در يونان ‪ 96 درصد كاهش يافته است بطوري كه تعداد الاغ ها از نيم ميليون راس در دهه ‪ 1950 ‬به ‪ 18 ‬هزار راس در سال ‪ 1996 ‬كاهش پيدا كرده است.
تعداد زيادي از الاغ‌ها تابستان سال جاري بر اثر آتش سوزي هاي ويرانگرو گسترده درپلوپونزي ‬در جنوب اين كشور كه زيستگاه ‪ ۴۰‬درصد از الاغ‌هاي يونان است، تلف شدند.

آرسنوس گفت ، تا پايان سال جاري تعداد الاغ ها در يونان به كمتر از ‪16 هزار راس خواهد رسيد. او افزود، درصورت ادامه روندكاهش تعداد الاغ‌ها، تعداد اين حيوان چارپا طي ‪ 10 ‬تا ‪ 15 ‬سال آينده به 1000 راس كاهش خواهد يافت.
 
[ یکشنبه 6 آبان1386 ] [ 14:18 ] [ روایط عمومی ]
در حالی که هنوز نتایج نمونه برداری مرگ ۷۹ دلفین که در اواخر شهریور ماه امسال در سواحل جنوب کشور از بین رفتند اعلام نشده چهارشنبه گذشته ۷۲ دلفین دیگر در همان منطقه کشته شدند. به گزارش ایران در دهانه خور کنگان واقع در ۶۰ کیلومتری شرق بندر جاسک ده ها دلفین دیگر بنا بر دلایل نا معلوم اقدام به خودکشی کردند و تلاش مردم بومی این منطقه برای بازگرداندن آنها به آبهای عمیق فایده ای نداشت و دلفین ها بار دیگر به ساحل منطقه آمده و جان سپردند.

* کشتی های صیادی احتمال اول

محمدباقر نبوی معاون زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست درباره خودکشی ۷۲ دلفین دیگر در بندر جاسک گفت: متاسفانه نتایج نمونه گیری مرگ دسته جمعی ۷۹ دلفین به ما اعلام نشده است اما با مرگ دسته جمعی دلفین های دیگر احتمال دخالت کشتی های صیادی در این قضیه بالا رفته است.

پستانداران دریایی حیوانات حساسی هستند که با فشار و استرس به مرگ دسته جمعی دست می زنند. به احتمال فراوان تور کشتی های صیادی موجب تحت فشار قرار گرفتن این دلفین ها شده و مانع رسیدن اکسیژن کافی به آنها شده تا دلفین ها به سواحل بیایند و خودکشی کنند.

نبوی با اشاره به مشاهده گونه های مختلف در مرگ دسته جمعی اخیر دلفین ها گفت: در مرگ دسته جمعی یک ماه پیش تمام دلفین ها از یک گونه بودند اما در حادثه اخیر دلفین ها از گونه های مختلف بودند که قرار شده از هر گونه دلفین کشته شده یک نمونه را برای بررسی انتخاب کنند.

معاون زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست درباره بررسی های بیشتر برای پی بردن به علل رخ دادن اینگونه حوادث گفت: یک تیم کارشناسی برای بررسی بیشتر به بندر جاسک فرستادیم تا از آخرین وضعیت منطقه و پستانداران و آبزیان آن گزارشی تهیه کنند که در آینده ای نزدیک نتایج آن را اعلام خواهیم کرد.

* یک کشتی صیادی ۶۲ دلفین را کشته بود

نبوی با اشاره به سابقه تاریخی مرگ دسته جمعی دلفین ها در سواحل ایران گفت: در سال ۱۳۸۳ نیز تور ماهیگیری یک کشتی صیادی موجب مرگ و میر ۶۲ دلفین شد که با دخالت مراجع قضایی مسببان این حادثه تحت پیگرد قرار گرفتند.

مرگ و میر اخیر دلفین ها نیز با تشکیل پرونده به مراجع قضایی ارجاع داده می شود تا عاملان احتمالی این حوادث شناسایی شوند.

* کمک از دیگر ارگان ها

معاون زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زسیت درباره حفاظت از سواحل جنوبی و مشکلات موجود گفت: ما دارای ۳۵۰۰ کیلومتر ساحل هستیم که با امکانات بسیار کم حفاظت از آن ناممکن به نظر می رسد. اگر دیگر ارگان ها و سازمان های نظامی و غیر نظامی به کمک سازمان حفاظت محیط زیست بیایند و در حفظ و نظارت از سواحل همکاری کنند کمتر شاهد به وجود آمدن اینگونه حوادث خواهیم بود. برای حفاظت از سواحل به هلی کوپتر ـ شناورهای پر سرعت و بی خطر برای آبزیان و نیروی انسانی کافی نیاز داریم.

* یک دلفین دیگر تلف شد

روز گذشته نیز یک دلفین دیگر به ساحل بندر جاسک آمد که مردم بومی آن را به دریا بازگرداندند اما باز هم این دلفین به ساحل بازگشت و تلف شد تا آمار مرگ اخیر دلفین ها به ۷۳ برسد.

ابراهیم بایرامی رئیس اداره محیط زیست شهرستان جاسک در این باره به خبرنگار ما گفت: علت مرگ دلفین ها مشخص نیست و موضوع در دست بررسی است اما عامل مهمی موجب شده که دلفین ها با وجود باز گرداندن توسط مردم به دریا باز هم به ساحل رجوع می کنند.

بررسی ها در این زمینه ادامه دارد.....

[ شنبه 5 آبان1386 ] [ 23:16 ] [ روایط عمومی ]
امسال ۱۴۹ هزار شاخه گل و ۲۴۴ هزار گل گلدانی در این شهرستان تولید شده است. یادگار مدیر جهاد کشاورزی انزلی گفت: ۷ واحد گلخانه با زیر بنای ۱۰ هزار و ۲۰۰ متر مربع فضای بسته و ۳۱ هزار متر مربع فضای باز در این شهرستان وجود داشته و ۳۲ نفر به طور مستقیم و غیر مستقیم در این واحدها فعالیت دارند. وی عنوان کرد: امسال ۸۵ اصله گیاه زینتی و گلدانی و ۹۵ هزار برگ سیکاس به ارزش اقتصادی ۴۹۰ میلیون ریال نیز به کشور امارات و روسیه صادر شده استو یادگار همچنین با اشاره به اینکه ۹۱ هکتار شالیزارهای انزلی به کشت رتون اختصاص یافته است بیان داشت: متوسط عملکرد راتون در شالیزار های انزلی ۶۵۰ کیلو گرم در هکتار است.

[ شنبه 5 آبان1386 ] [ 11:40 ] [ روایط عمومی ]
آلودگی های نفتی و جمع آوری تخم لاک پشت های دریایی توسط برخی افراد به عنوان مهمترین عوامل تهدید کننده حیات این گونه آبزی سواحل و جزایر استان بوشهر را به خطر انداخته است.

کارشناس ارشد محیط زیست دریایی اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر با بیان این مطلب می گوید: از مجموع ۸ گونه لاک پشت شناسایی شده ۴ گونه آن در خلیج فارس مشاهده شده و از این شمار نیز ۲ گونه آن در سواحل و جزایر استان بوشهر تخم گذاری می کنند. محمود مقیمی می افزاید: لاک پشت های سبز و نوک عقابی به عنوان گونه های این آبزی هستند که محل تخم گذاری آنها در استان بوشهر است و در معرض خطر انقراض قرار دارند. همچنین فعالیت های انسانی در سواحل ـ برداشت شن و ماسه ـ حضور فیزیکی افراد بومی یا صیادان در محل های تخم گذاری ـ فعالیت های صید و صیادی و برخورد آنها با پروانه کشتی ها و نفتکش ها نیز از دیگر عوامل تهدید کننده زیست لاک پشتان دریایی است. مقیمی تصزیح می کند: ۹۰ درصد عمر لاک پشت ها در دریا سپری شده و ۱۰ درصد باقی مانده لاک پشتان مولدی هستند (ماده) که برای تخم گذاری به سواحل و جزایر می آیند.

کارشناس ارشد دریایی اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: جزایر نخیلو ـ ام الگرم ـ تهمادون ـ خارگو و فارسی از جزایر استان بوشهر هستند که لاک پشت های سبز و نوک عقابی این محل ها را برای تخم گذاری انتخاب می کنند. تخم لاک پشت به دلیل آنچه مدعی خواص درمانی آن هستند به برخی کشورهای خارجی قاچاق می شود.

با توجه به اینکه اینگونه لاک پشت ها در فهرست قرمز سازمان بین المللی حفاظت لاک پشتان دریایی قرار دارد در صورت مشاهده افراد متخلف به ازای هر تخم لاک پشت ۱۲۴ هزار تومان جریمه خواهند شد. علاوه بر این آلودگی های نفتی باعث بر هم زدن نظام اکولوژیکی و بیولوژیکی آبزیان در آبهای ساحلی و دریا می شود.

این کارشناس محیط زیست دریایی معتقد است: برخی از آبزیان نظیر دوکفه ای ها (صدف ها) آلودگی هایی نظیر فلزات سنگین را درون بدن خود ذخیره کرده و تحمل آنها در برابر این گونه فلزات سنگین خطرناک بالا بوده اما در صورتی که توسط انسان مصرف شود باعث مرگ انسان ها می شود.

آبزیان مهره دار (ماهیان خوراکی) نیز در صورت آلوده شدن به فلزات سنگین (نیکل ـ سرب ـ کادمیو و روی از طریق پساب های صنعتی) این فلزات وارد گوشت آنها شده که مصرف آنها برای سلامتی انسان زیان آور است. وی می گوید: با توجه به آزمایش فصلی گونه های آبزی ماهیان خوراکی تا کنون هیچ گزارشی دال بر آلودگی ماهیان به اینگونه فلزات گزارش نشده و تمامی ماهیان خوراکی خلیج فارس عاری از آلودگی هستند. کارشناس ارشد محیط زیست دریایی اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر می افزاید: هم اینک معضل اصلی که یکی از عامل های اصلی ایجاد چالش های زیست محیطی در محیط زیست دریا به شمار می رود نفت است.

با توجه به اینکه بخش عمده نفت دنیا از طریق تنگه هرمز و نفتکش ها در خلیج فارس جا به جا می شود و وجود شمار زیادی از سکوهای نفتی در خلیج فارس ـ فرسودگی تاسیسات و حوادث پیش بینی نشده همواره از عوامل نشت و آلودگی های نفتی این آبراه بین المللی به شمار می رود.

آلودگی های نفتی علاوه بر تهدید حیات ماهیان ـ مناطق حساس ساحلی مانند جنگل های حرا ـ مجتمع های آب سنگ های مرجانی ـ زیستگاههای پرندگان دریایی و علف های دریایی را نیز در معرض خطر آلودگی قرار می دهد.

این مقام مسئول خاطر نشان ساخت: در آخرین جلسه سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) خلیج فارس را به عنوان منطقه ویزه شناسایی و در فهرست خود قرار داده اند و به خاطر برخورداری از ویژگی های اکولوژیکی و غنی بودن گونه های آبزی منطقه ویژه معرفی شده است. 

[ جمعه 4 آبان1386 ] [ 0:21 ] [ روایط عمومی ]
خلیج فارس که همواره از آن به عنوان گهواره تمدن و قلب تپنده خاورمیانه یاد شده به عنوان دریایی نیمه بسته دارای اکوسیستم منحصر به فردی در میان حوزه های آبی جهان است. خلیج فارس که با مساحتی برابر ۴۰ هزار کیلومتر مربع از یک طرف توسط تنگه هرمز به اقیانوس هند راه دارد و در منطقه گرمسیری و خشک واقع شده است. این موقعیت موجب شده که آبزیان موجود در این پیکره آبی به خاطر فشارهای زیاد دامنه تحملشان نسبت به تغییرات محیطی کم باشد و با ورود آلاینده ها در اثر بروز آلودگی ها به شدت آسیب پذیر باشند.

خلیج فارس به دلیل شرایط اقلیمی ویژه حاکم بر آن بسیار شکننده و آسیب پذیر است و ورود کمترین آلاینده به داخل دریا اثرات مخربی بر سلامت آبزیان و موجودات آن دارد چرا که حداکثر درجه حرارت آب دریا در تابستان گاهی اوقات به ۳۶ تا ۳۷ درجه و در شمال خلیج فارس به ۱۲ درجه می رسد که البته میانگین آن در سطح دریا بین ۲۶ تا ۲۷ درجه است و در اثر شدت گرما میزان تبخیر نیز بسیار بالاست و به ۱۴۰۰ میلیون لیتر در سال می رسد.

خلیج فارس با تمام مشکلات محیطی و اقلیمی که بر آن حاکم است از تنوع زیستی بالایی برخوردار است به طوری که نسبت به دریای خزر وضع بسیار مطلوب تر و متنوع تری دارد طوری که فقط بین ۴۰۰ تا ۴۵۰ گونه ماهی در این دریا زندگی می کند که از تعداد زیادی از این ماهیان بهره برداری اقتصادی می شود. علاوه بر ماهی ها ۳۰۰ تا ۴۵۰ نوع دیگر آبزیان نیز در این دریا زیست دارند که این عامل دریای خلیج فارس را از نظر تنوع زیستی جزو مناطق کم نظیر و پر تنوع معرفی کرده است.

خلیج فارس یکی از زیستگاه های مرجان دریایی است اما در چند سال اخیر به دلیل صید بی رویه از سوی غواصان و افراد سودجو و فروش آنها مورد تهدید جدی واقع شده است. ساخت اسکله های نفتی و باراندازها و به دنبال آن افزایش غلظت آب موجب نابودی و خفه شدن مرجان ها می شود به طوری که این موجودات دیگر قادر نیستند غذای خود را از آب تامین کنند. همچنین تمام مرجان های اطراف جزیره قشم بر اثر توسعه شهری و ورود فاضلاب های شهری و صنعتی دچار مرگ تدریجی شده اند و امروزه کمتر می توان آنها را مشاهده کرد.

از سوی دیگر خلیج فارس محل حمل و نقل جهانی نفت محسوب می شود و این امر موجب شده در سال های گذشته لکه های نفتی بسیاری از این نفت کش ها در آبهای خلیج فارس به جا بماند و در نهایت تاثیرات نامطلوبی بر محیط زیست منطقه وارد شود.

علاوه بر آلاینده هایی که از طریق صنایع حاشیه سواحل وارد آب این دریا می شوند بخش اعظم آلاینده های موجود در دریای خلیج فارس از نوع نفتی است که تا کنون موجب نابودی درصد بالایی از آبزیان و ماهیان این دریا شده است.

مدیر کل دفتر زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست ضمن تایید آلودگی خلیج فارس کاهش آلودگی را مستلزم همکاری کشورهای همجوار و همکاری واحدهای صنعتی می داند و می گوید: با افزایش آلاینده ها آبزیان ـ ماهی ها و مرجان ها روبه نابودی خواهند رفت و آن زمان انجام هر اقدامی به طور حتم بی فایده خواهد بود.

محمدباقر نبوی تصریح می کند: بخشی از آلاینده ها در اثر حرکت نفت کش ها و شناورها ـ رها کردن آب توازن کشتی ها ـ حفاری و عملیات کشف نفت ـ تراوش و استخراج نفت و ریختن زباله ها از داخل شناورها به خلیج فارس تزریق می شوند و با این معضل سالهاست که مواجه هستیم.

افزون بر ایران ۸ کشور ساحلی در آلودگی خلیج فارس سهیم هستند. ساخت جزیره مصنوعی در آبهای خلیج فارس از سوی امارات متحده عربی تا ۱۰ سال آینده به نتیجه می رسد و به طور حتم این امر می تواند تهدید جدی برای آبهای خلیج فارس باشد. بنا شده این جزایر در حاشیه سواحل دوبی که یکی از ۷ امارت این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس است ایجاد شوند اما طرفداران محیط زیست معتقدند که این توسعه جدید ( جزایر مصنوعی ) عوارض سنگینی را بر اکوسیستم منطقه خاص حوزه خلیج فارس وارد می کند.

در راستای بررسی آلودگی دریای عمان و خلیج فارس سومین گشت منطقه رامپی که شامل بخشی از دریای عمان و خلیج فارس می شود با هدف بررسی مسائل بیولوژیکی ( موجودات معلق در آب ) ـ شفافیت آب و همچنین بررسی خطرات آلاینده های نفتی در منطقه انجام شد تا نتایج آن نقش راهبردی در اقدامی برای کاهش آلودگی این دریا داشته باشد. اما هنوز مسئولان سازمان حفاظت محیط پس از مدت ها از اجرای این طرح نتیجه مطالعات صورت گرفته را اعلام نکرده اند.

مرجان های زیبا و گونه های نادر گیاهی و جانوری در حالی قربانی توسعه بی رویه ـ غیر اصولی و هجوم انواع آلاینده ها به درون دریا می شوند که هنوز سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان دستگاه متولی حفظ محیط زیست نتوانسته اقدام موثر و شایسته ای در این زمینه انجام دهد در حالی که به لحاظ اهمیت جلوگیری از آلودگی و حفظ محیط زیست خلیج فارس در ارتباط با اکتشافات ـ حفاری ها و آلودگی های نفتی سازمان های منطقه ای مهمی همچون رامپی از سوی امضا کنندگان کنوانسیون ۱۹۷۸ کویت ( کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی امارات عربی متحده ) تشکیل شده و فعالیت می کنند اما تا کنون اقدام جدی و بازدارنده ای در این رابطه از سوی هیچ یک از کشورها به طور گروهی و یک جانبه انجام نشده است. این سهل انگاری غیرقابل قبول به غیر از آنکه به نابودی حیات نمونه حوزه آبی خلیج فارس ختم خواهد شد به طور حتم دیگر کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز که با کمبود جدی حوزه سرزمینی و وسعت مواجه هستند به اقدامات مشابه رهنمون می کند.

[ پنجشنبه 3 آبان1386 ] [ 0:9 ] [ روایط عمومی ]
بر اساس مطالعات بانک جهانی هزینه خسارت های آلودگی هوا تنها ناشی از ذرات معلق در ایران سالیانه بیش از ۱۴ هزار میلیارد ریال است. دکتر یوسف رشیدپور مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوایی با اعلام این خبر گفت: مطالعات بانک جهانی نشان میدهد سالانه تنها مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا در ایران حدود ۵ هزار و ۱۰۰ میلیارد ریال ـ شیوع امراض حدود ۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد ریال ـ هزینه های بیماری حدود ۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد ریال ـ هزینه های بیماری ۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد ریال خسارت در پی داشته است.

وی با تاکید برآن که این ارقام تنها مربوط به آلاینده ذرات معلق است گفت: در شهر تهران و سایر شهرهای بزرگ سایر آلاینده هایی نظیر اکسیدهای گوگرد ـ ازت ـ منواکسیدکربن و ازن نیز جزو آلاینده های هوا هستند ضمن آنکه معمولا طیف بسیار خطرناکی از آلاینده ها شامل آلاینده های ثانویه و هیدرو کربن ها در شهرها مورد سنجش قرار نمی گیرد و در واقع اگر رقم خسارات این آلاینده ها را به خسارت های ذکر شده بیفزاییم خسارات ناشی از آلودگی هوا در ایران بسیار بیشتر از ۱۴ میلیارد ریال در سال است.

رشیدی با اشاره به این که به آلودگی صوتی شهر تهران نیز آن طور که باید و شاید توجه نمی شود تصریح کرد: باید توجه ویژه ای به دو اصل آگاه سازی مسئولان و جلب مشارکت مردمی برای برانگیختن حساسیت های لازم نسبت به دو معضل آلودگی هوا و آلودگی صوتی در کلان شهر تهران صورت گیرد.

مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوا بیشترین عامل موثر در ایجاد آلودگی صوتی در ایران را خورروها و موتو سیکلت ها دانست و گفت : بیشترین تمرکز آلودگی صوتی در ایران را شهر تهران و تعدادی از کلان شهرهایی دارند که پیشرفت های تکنولوژیکی و صنعتی داشته اند.

[ چهارشنبه 2 آبان1386 ] [ 10:17 ] [ روایط عمومی ]
با شروع فصل پاییز صدور مجوز شکار پرندگان خشک زی و خارج از جنگل آغاز شد. رسول علی اشرفی پور مدیر کل حفاظت محیط زیست مازندران با اشاره به اینکه اکنون مهاجرت پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی به تالاب و آب بندان های استان مازندران آغاز شده افزود: امسال نیز هرگونه شکار و صید این نوع پرندگان ممنوع است . به گفته علی اشرفی پور اکنون دو هزار ۸۰۰ اسلحه مجاز گلوله ای و ۱۱ هزار اسلحه مجاز ساچمه ای در این استان وجود دارد. در سرشماری پارسال از پرندگان مهاجر افزون بر یک میلیون و ۴۵۰ هزار قطعه پرنده در ۴۵۰ آب بندان و تالاب این استان فرود آمدند. 
[ سه شنبه 1 آبان1386 ] [ 8:47 ] [ روایط عمومی ]
نخستین نمایشگاه بین المللی آب و صنایع وابسته کیش دی ماه امسال در محل دائمی نمایشگاههای بین المللی جزیره کیش برگزار می شود. این نمایشگاه از چهارم تا هفتم دی ماه در فضایی بالغ بر ۳ هزار متر مربع به عرضه توانمندی ها و دستاوردهای شرکتها و موسسات داخلی و خارجی در بخش های سازه های آب و فاضلاب ـ طراحی و اجرای شبکه های آب و فاضلاب ـ سیستم های پمپینگ ـ سیستم های لوله گذاری ـ ساخت لوله و تجهیزات انتقال ـ تجهیزات تصفیه آب و فاضلاب ـ شبکه های انتقال و توزیع آب ـ تجهیزات آزمایشگاهی آب و فاضلاب ـ مهندسی منابع ـ مخازن و مخازن تحت فشار ـ شیر آلات صنعتی و ساختمانی ـ سیستم های کنترل و فرمان و سایر بخش های مرتبط پرداخت خواهد شد. شرکت مدیریت منابع آب ایران و شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور از جمله شرکت های بزرگ دولتی فعال در این بخش هستند که به عنوان حامی در نخستین نمایشگاه آب صنایع وابسته کیش حضوری جدی خواهند داشت.
[ سه شنبه 1 آبان1386 ] [ 2:8 ] [ روایط عمومی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اینجا زمین است.
تنها مکان برای زندگی.
بیایید با کمک هم حفظش کنیم.

وبلاگ کیمیای سبز متعلق به سازمان مردم نهاد زیست محیطی کیمیای سبز است، کیمیای سبز موسسه ای غیر سیاسی و غیرانتفاعی است که داوطلبانه برای نشر آگاهی در حوزه محیط زیست و منایع طبیعی می کوشد.
آدرس:
اراک، میدان دارایی، خیابان امام موسی صدر، روبروی کانون ریحانه، پلاک4375.

تلفن 32222281
فکس 32232716
تارنما: www.ksngo.org
امکانات وب
  • بیماری ایدز
  • فروش بک لینک