تبليغاتX
کیمیای سبز

کیمیای سبز

مینویسیم محیط زیست میخوانیم زندگی

گسترش توجه مردم جهان به زيانهاي زيست محيطي ناشي از استفاده از سوخت - هاي فسيلي و نيز افزايش بهاي نفت خام و بنزين در بازارهاي جهاني سبب شده است، تمايل ژاپني‌ها به استفاده از سوخت‌هاي بيولوژيكي براي وسايل نقليه افزايش يابد.

اتانول يكي از اين سوخت‌هاي بيولوژيكي است كه دولت ژاپن به همراه شركت- هاي خصوصي اين كشور آن را مورد توجه قرار داده‌اند.

اتانول نوعي ماده سوختي مانند الكل است كه از چغندر، ذرت و يا برخي ديگر از گياهان تهيه مي‌شود و به‌همين علت درصد آلايندگي آن براي محيط زيست كمتر از سوختهاي ساخته شده از مواد نفتي است.

"هيروآكي ماچيي" يكي از مسوولان بخش سياستگذاري سوختي در وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن (متي) روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ايرنا گفت: هم- اكنون بهره‌گيري از سوخت بيواتانول در ژاپن به طور آزمايشي در حال انجام است.

به گفته ماچيي، دولت ژاپن در راستاي نزديك شدن به هدفي كه در پيمان زيست محيطي "كيوتو" گنجانده شده، استفاده از سوخت بيواتانول را به طور محدود آغاز كرده است.

بر پايه پيمان كيوتو ژاپن موظف است،از سال ‪ ۲۰۰۸‬تا سال ‪ ۲۰۱۲‬ميلادي حجم خروج گازهاي گلخانه‌اي خود را شش درصد كمتر از ميزان خروج گازهاي گلخانه‌اي در سال ‪ ۱۹۹۰‬ميلادي كند.

ماچيي گفت: چگونگي استفاده از سوخت بيواتانول در ژاپن بر محور دو نوع استاندارد است كه اين استانداردها تا حدي با يكديگر فرق مي‌كنند.

به گفته اين مسوول، در استاندارد نخست كه "ايي ‪ "۳‬نامگذاري شده است و هم اكنون به‌طور آزمايشي در شهر اوساكا و جزيره مياكوجيما استفاده مي‌شود، سوخت بيواتانول به ميزان سه درصد در بنزين تركيب مي‌شود.

ماچيي با بيان اين‌كه اين استاندارد ساده است و تنها نياز به آن دارد كه سه درصد اتانول در بنزين تركيب شود، افزود: اما يكي‌از نقطه ضعف‌هاي اين استاندارد آن است كه اگر كار تركيب بنزين و اتانول به درستي انجام نگيرد، ممكن است اين سوخت در انتهاي باك بنزين انباشته شود و براي موتور خودروها زيان‌آور باشد.

به گفته وي، برخلاف برزيل و يا آمريكا كه موتور خودروها از آغاز براي استفاده از سوخت بيواتانول ساخته شده، در ژاپن تلاش مي‌شود از سوخت تركيبي بنزين و اتانول در خودروهايي استفاده كرد كه موتور آنها براي سوخت معمولي بنزين ساخته شده است.

ماچيي مي‌افزايد: بخش بزرگي از سوخت بيواتانولي كه‌در ژاپن استفاده مي‌شود از خارج به ويژه برزيل وارد مي‌شود و به همين علت وابستگي ژاپن به واردات اين سوخت فراوان است.

اين كارشناس ژاپني درباره ريسك افزايش بهاي مواد غذايي چغندر و ذرت به علت گسترش استفاده از سوخت اتانول در جهان گفت كه اين نگراني وجود دارد.

ماچيي مي‌افزايد: هم اكنون در سطح پژوهش و آزمايش، توليد اتانول از خرده چوب، ساقه و بخشهايي غير خوردني گياهان در حال انجام مي‌شود، اما فناوري در اين زمينه هنوز به سطح استفاده عمومي نرسيده است.

ديگر استانداردي كه در ژاپن براي استفاده از سوخت بيواتانول بكار گرفته شده، استاندارد "ايي.تي.بي.ايي" نام دارد.

در اين استاندارد، سوخت اتانول "ايي.تي.بي.ايي" كه تركيبي از "اتانول و ايسو- بوتن" است به ميزان هفت درصد در بنزين تركيب مي‌شود.

استفاده از اين استاندارد به وسيله اتحاديه نفتي ژاپن و شركتهاي بزرگ نفتي اين كشور رهبري شده و در حال اجرا است.

"ايكوئو هاماباياشي" يكي از مسوولين بخش اطلاع رساني اتحاديه نفتي ژاپن روز دوشنبه به خبرنگار ايرنا، گفت: شركتهاي نفتي ژاپن، فروش آزمايشي اين سوخت را از بهار سال جاري آغاز كرده‌اند.

به گفته هاماباياشي هم اكنون در ‪ ۵۰‬جايگاه سوخت در توكيو پايتخت ژاپن و شهرهاي اطراف آن، اين سوخت تركيبي بفروش مي‌رسد.

هاماباياشي گفت: برنامه‌ريزي شده است تا سال ‪ ۲۰۰۹‬ميلادي فروش اين سوخت بيولوژيكي بنزيني به يك هزار جايگاه سوخت در سراسر ژاپن گسترش يابد.

وي افزود: با وجود آن كه هزينه توليد اين سوخت تركيبي بيشتر از بنزين است اما نرخ فروش آن در جايگاههاي سوخت با بنزين يكي است.

به گفته هاماباياشي، يارانه‌هاي دولت ژاپن براي تشويق به استفاده از اين سوخت در اين كشور، توانسته است زيانهاي مالي شركتهاي نفتي ژاپني در اين زمينه را از ميان ببرد.

وي اضافه كرد: برزيل و آمريكا كه استفاده از سوخت بيواتانول در آنها گسترش يافته است، كشورهاي ابرقدرت در بخش كشاورزي هستند و در اين زمينه خودكفايي هستند اما براي ژاپن كه در بخش كشاورزي خودكفايي ندارد، هم اكنون راهي به غير از وابستگي به واردات سوخت بيواتانول وجود ندارد.

كارشناسان معتقدند كه اگر در تمامي بنزين مورد استفاده در ژاپن سه درصد ماده بيواتانول تركيب شود، مي‌توان از خروج ‪ ۲/۵‬ميليون تن گاز دي اكسيد كربن در سال جلوگيري كرد.

گزارش سالانه وزارت محيط زيست ژاپن نشان مي‌دهد، در سال مالي گذشته (‪۲۰۰۶‬ ميلادي) در اين كشور يك ميليارد و ‪ ۳۴۱‬ميليون تن گاز گلخانه‌اي بر محور گاز دي اكسيدكربن خارج شد كه نسبت به سال قبل از آن ‪ ۱/۳‬درصد كاهش يافته است.

كارشناسان ژاپني پيرامون اين موضوع كه آيا امكان نهادينه شدن استفاده از سوخت بيواتانول در ژاپن وجود دارد، مي‌گويند كه هنوز زود است كه در اين زمينه داوري كرد.

ماچيي كارشناس وزارت اقتصاد، تجارت صنعت ژاپن مي‌گويد، اين موضوع بستگي به چگونگي پيشرفت فناوري پيرامون خودرو دارد.

به گفته وي، اگر استفاده از خودروهايي كه با برق و يا باتري سوختدار حركت مي‌كنند رو به گسترش رود، ممكن است، دامنه استفاده از سوخت بيواتانول در ژاپن گسترش نيابد.

نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 11:22 توسط اکبری| |
در بازدیدی که به مناسبت روز جهانی بیابان زدایی اعضای مجموعه کیمیای سبز و اداره منابع طبیعی استان مرکزی از کویر میقان انجام دادند مدیر کل منابع طبیعی استان مرکزی گفت : طرحهای بیابان زدایی این اداره کل به ویژه در قشلاقات زرندیه و کویر میقان اراک از طرحهای موفق در سطح کشور محسوب می شوند.
عباس مظفری به مناسبت روز جهانی بیابانزدایی و در جریان بازدید جمعی از مسوولان و کارشناسان استان مرکزی از عملیات بیابانزدایی در کویر میقان اراک افزود: عملیات اصلاح و احیای اراضی بیانی با روش مدیریت بیولوژیک موجب افزایش تولید علوفه از 30 کیلو گرم به 600 تا700 کیلوگرم در هکتار شده است.
وی گفت: عملیات بیابانزدایی و جلوگیری از گسترش کویر با مشارکت بهره ـ برداران و حاشیه نشینان کویر انجام شده است .
وی افزود: تهیه و اجرای طرح جوان سازی بوته های آتریپلکس برای اولین بار در کشور در سطح چهار هزار و 500 هکتار در استان مرکزی انجام شده و یکی از اقدامات بیانزدایی محسوب می شود.
مظفری افزود: تهیه طرحهای مطالعاتی تفضیلی در سطح 260 هزار هکتار، تهیه طرح اجرایی در سطح 164 هزار هکتار، شناسایی و تهیه طرح کانون بحران فرسایش بادی در سطـح 12 هزار هـکتـار و اجرای پروژه مدیریت حفاظت و قرق در سطح 232 هزار هکتار از جمله اقدامات انجام شده در راستای بیابانزدایی است .
وی گفت: تولید بالغ بر 14 میلون اصله نهال گلدانی آتریپلکس و قره داغ ، بوته کاری در سطح 56 هزار هکتار ، ذخیره نزولات آسمانی ، بذرکاری و بذر پاشی 250 هزار هکتار ، تامین آب شرب دام ، جمع آوری بذر قره داغ و آتریپلکس به میزان 4 تن در سال و ارسال مازاد آن به سایر نقاط کشور از دیگر اقدامات اداره کل منایع طبیعی استان مرکزی است .
وی در خصوص روز چهانی بیابـانزدایی گفت: در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 میلادی موضوع بیابانزدایی به عنوان یک موضوع جهانی مورد تایید قرار گرفت و در سال 1994 معاهده مبارزه با بیابانزایی ملل متحد تدوین و در 15 اکتبر 1994 امضاء شد و ایران سومین کشوری بود که این معاهده را امضا کرد.
وی افزود: بر اساس مصوبه این کنواسیون هر ساله 17 ژوئن برابر 2۸ خرداد ماه به عنوان روز چهانی بیابانزدایی نامگذاری شده است
نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 16:5 توسط اکبری| |

17 ژوئن به عنوان روز جهانی بیابان زدایی در سراسر جهان نام گذاری شده است و این روز در کشورهای مختلف گرامی داشته می شود.

پيشروي بيابانها، فروسائي زمين در نواحي خشك، نيمه خشك و مناطق نيمه مرطوب  را دربرمي گيرد و عوامل دخيل در پيدايش آن در وهله اول فعاليتهاي انساني و تغييرات آب و هوا مي باشد. شايان ذكر است كه پيشروي بيابانها به مفهوم توسعه بيابانهاي از پيش موجود نيست. اين فرآيند در حقيقت به اين دليل رخ مي دهد كه اكوسيستمهاي نواحي خشك كه بيش از يك سوم كره زمين را در بر مي گيرند شديداً  در معرض استفاده بيش از حد و عدم بهره برداري صحيح از زمين قرار دارند. فقر، عدم ثبات سياسي، جنگل زدايي و تخريب جنگلها، چراي بيش از حد دامها و روشهاي نامناسب و نادرست آبياري همگي مي تواند به كاهش ميزان حاصلخيزي زمين بيانجامد. پيشروي و توسعه بيابانها  زندگي بيش از 250 ميليون نفر را در سراسر جهان مستقيماً تحت تاثير قرار  داده و در عين حال زندگي قريب يك ميليون نفر را در بيش از صد كشور به مخاطره مي اندازد، مردمي كه اكثراً در فقيرترين، محرومترين و ضعيفترين كشورها به لحاظ مسائل سياسي به سر مي برند.

 

  • راه حل بد يع و مبتكرانه

بيابانزدايي به منظور تضمين حاصلخيزي دراز مدت در مناطق مسكوني نواحي مربوطه، ضروري است. متاسفانه  تلاشهايي كه در همين  راستا در گذشته صورت پذيرفته همگي به شكست انجاميده و معضل فروسائي زمين در سراسر نقاط دنيا رو به وخامت گذارده است. به دنبال نياز به يافتن راهكاري تازه و نو، دولتهاي 170 كشور جهان، در ماه مارس سال 2002 ميلادي به كنوانسيون  بيابانزدايي سازمان ملل متحد پيوسته اند.

هدف از انعقاد اين كنوانسيون ارتقاء اقدامات موثر از طريق  برنامه هاي محلي مبتكرانه و نيز همكاريهاي حمايتي بين المللي است. به موجب اين كنوانسيون  هرگونه تلاش در جهت محافظت از زمينهاي مناطق خشك در دراز مدت انجام خواهد گرفت  چرا كه عوامل دخيل در پيدايش اين فرآيند، متعدد و در عين حال بسيار پيچيده مي باشد و پهنه گسترده اي را در بر مي گيرد كه مسائلي  نظير  الگوهاي تجارت جهاني و روشهاي ناپايدار مديريت اراضي را در خود جاي داده است. در اين راستا تغييراتي بس شگرف و به معناي واقعي كلمه چه در سطح محلي و چه در سطح بين المللي مي بايست صورت پذيرد.

 

  •  برنامه هاي ملّي

كشورهايي كه كمابيش با مساله پيشروي بيابانها دست به گريبانند، در حال اجراي كنوانسيون  از طريق توسعه  و اجراي برنامه هايي در مقياسات ملي، بين منطقه اي و منطقه اي مي باشند. معيارهايي در خصوص تدارك و آماده سازي اين برنامه ها در پيوست شماره پنج كنوانسيون پيرامون اجراي برنامه هاي منطقه اي به تفصيل ذكر  گرديده است و  آفريقا (كه به دليل شديدتر بودن پيشروي بيابانها در درجه اول اهميت قرار دارد)، آسيا، آمريكاي لاتين و حوزه درياي كارائيب، شمال درياي مديترانه و قسمتهاي مركزي و شرقي اروپا را در برمي گيرد. براساس تجارب  پيشين، ضرورت وجود حكومت مردم سالار و دموكراتيك در كنوانسيون مطرح شده است. اين خود به مفهوم شركت اقشار مردم در فعاليتهاي مربوطه و ايجاد محيطي خود جوش در زمينه مشاركتهاي مردمي مي باشد بدين صورت كه بوميان هر كدام از نواحي فوق الذكر اين امكان را بيابند تا در محافظت زمين از فروسايي سهيم شوند. البته شايان ذكر است كه به موجب  برنامه هايي از اين دست مسئوليت از حكومتها سلب نمي گردد. برخي از تغييرات نظير سيستمهاي اجاره زمين، تقويت زنان، كشاورزان، چوپانها تنها از عهده  دولتها ساخته است. در ضمن دولتها مي بايست به موسسات غير انتفاعي اجازه دهند در زمينه تدارك و آمادگي  برنامه هاي  اجرايي  نقشي مهم را ايفا نمايند.

برخلاف تمامي تلاشهاي گذشته، برنامه هاي اجرايي مي بايست با ساير خط مشي هاي ملي در راستاي توسعه پايدار هماهنگ و يكپارچه و با هرگونه تغييرات و شرايط محيطي ساز گار باشد.

 

  •  توافقنامه هاي شراكتي

برنامه هاي اجرايي كنوانسيون با شور و مشورت در بين كشورهايي كه به نوعي متاثر از  مساله  پيشروي بيابانها هستند،افراد خيّر و سازمانهاي بين دولتي و غير دولتي صورت مي گيرد.اين روند باعث ارتقاء ميزان هماهنگي و نيز توسعه شبكه اي از حمايتها و ياريها در جايي مي شود كه بيشترين تاثير را خواهد گذارد. از ديگر مزاياي چنين برنامه هايي بوجود آمدن توافقنامه هاي شراكتي خواهد بود كه در آنها چه، ميزان مشاركت  كشورهاي متاثر، چه ميزان مشاركت  كشور هاي امداد رسان و نيز مشاركت سازمانهاي بين المللي لحاظ خواهد شد.

انتظار آن مي رود كه كشورهاي توسعه  يافته، سرمايه گذاري بنيادي براي برنامه هاي اجرايي را تقويت نموده ميزان دسترسي به فناوريهاي مناسب، دانش، و مهارتها را ارتقاء بخشند. نياز به هماهنگي در بين موسسات و افراد امداد رسان و مؤّسّسات و افراد نيازمند بسيار مورد تاكيد قرار گرفته است زيرا فعاليتهاي گوناگون در هر برنامه نيازمند تكميل و گسترش دو جانبه است.

 

  •  توسعه پايدار

كنوانسيون فصل جديدي را در بيابانزدايي و ستيز با آن مي گشايد اما اين تازه ابتداي راه است. كشورها به طور اخص در حال تجديد نظر و بررسي برنامه هاي اجرايي هستند. مضاف بر آن توجه دولتها به مسائلي نظير رشد و افزايش آگاهي، افزايش ميزان تحصيلات و برنامه هاي آموزشي در كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته معطوف است.

 جهت پيشروي بيابانها تنها هنگامي معكوس مي گردد كه تغييرات شگرف در گرايشها و رفتار هاي محلي و بين المللي پديد آيد. اين تغييرات قدم به قدم ما را به بكار گيري پايدار زمين و امنيت غذايي براي جمعيت در حال رشد جهان رهنمون مي سازد.

به اين ترتيب بيابانزدايي به معناي واقعي تنها بخشي از هدفي به مراتب عظيمتر است و آن عبارتست  از توسعه پايدار كشورهاي متاثر از خشكسالي و پيشروي بيابانها.

 

  •  تجارب ايران در امر بيابان زدايي

 فلات مركزي ايران يكي از معروفترين مناطق خشك جهان محسوب مي شود. اين كشور با مساحت 165 ميليون كيلو مترمربع در جنوب غربي آسيا و در نوار خشك جهان قرار گرفته است. 80% از كل سرزمين ايران  از آب و هواي خشك و نيمه خشك برخورداراست و به اين ترتيب در معرض خطر فرآيند  پيشروي بيابانها قرار  دارد. 

ميانگين سالانه ريزش باران در بيابانهاي ايران كمتر از 50 ميليمتر مي باشد اين در حاليست كه همين ميزان در مورد كل كشور به 320 ميليمتر در سال بالغ مي شود. بيابانها و مناطق بياباني بر روي هم 34 ميليون هكتار از اراضي ايران را به خود اختصاص مي دهند و 12 ميليون هكتار نيز ماسه اي بوده و يا از شن و ريگ روان پوشيده شده است.

 

عليرغم اينكه عوامل زيست محيطي، تغييرات آب و هوايي و كمبود بارش كافي  نقشي به سزا در فروسايي زمين و پيشروي بيابانها دارند، در برخي از موارد فعاليتهاي انساني را نيز بايد در زمره اين گروه  قرار داد. فرآيندهاي  فروسايي زمين و  پيشروي بيابانها در ايران در دهه هاي اخير به دليل عوامل ذيل تسريع گرديده است:

الف. جمعيت ايران در ظرف 20 سال گذشته دو برابر شده است. در همين راستا نياز به محصولات كشاورزي و فرآورده هاي روستايي مردم را مجبور به استفاده از زمين نموده است تابدون توجه به پتانسيل و ميزان حاصلخيزي جنگلها ومراتع  آنها را به زمينهاي زراعي تبديل نمايند.

ب. چراي بيش از حد دامها در مراتع و استفاده بي رويه از اين مناطق بسيار شايع است .  

پ. استفاده بي رويه از چوب درختان و گياهان براي مصارف خانگي نظير پخت و پز و سيستم حرارتي منازل به همراه استفا ده بي رويه از منابع آبي راه را بيشتر به سوي فروسائي زمين فراهم مي نمايد.

ت. آوارگان به دليل برطرف كردن نيازهاي خود در زمينه هاي تامين سوخت، كشاورزي و پرورش گياهان در  فروسايي حدود 2/1 ميليون هكتار از منابع طبيعي سهيم بوده اند.

 

خط مشي ها و برنامه هاي دولت جمهوري اسلامي  ايران در احيا و گسترش منابع طبيعي قابل بازيافت با توجه ويژه نسبت به كنترل پيشروي بيابانها به شرح ذيل مي باشد:‌

١.  بكارگيري رسانه هاي ارتباط جمعي و ساير رسانه ها به منظور افزايش آگاهي عموم پيرامون اهميت منابع طبيعي قابل بازيافت و خطرات ناشي از پيشروي بيابانها.  

٢.  تسريع روند توسعه اقتصادي ـ اجتماعي در مناطق روستايي به منظور جلوگيري از مهاجرت  كشاورزان و  دامداران به شهرهاي بزرگ و مراكز شهري.

٣. حفاظت از محيط زيست و برقراري ثبات در آن.

٤.  احيا و بازيافت زمينهاي فروسائي شده.

۵. توسعه صنعتي با بكارگيري فناوري  سازگار با محيط زيست .
٦. سياستهاي فعال در زمينه جمعيت شناختي كه موجب كاهش ميزان آهنگ رشد از17/3 % به 7/2 %  گرديده است .

٧.  تثبيت ريگهاي روان به منظور كاهش تاثيرات منفي بر زمينهاي زراعي، مناطق مسكوني، مناطق سوق الجيشي، جاده ها و ساير تاسيسات زير بنايي كه از نظر اقتصادي ارزشمند تلقي مي شوند.

٨. تشويق مشاركتهاي مردمي در مراحل تصميم گيري و اجراي برنامه ها ي مربوطه.

 

 حركت شنهاي روان به منزله نوعي از  پيشروي بيابانها تلقي مي شود كه خطري بزرگ را متوجه ايران مي نمايد. خسارات ناشي از پيشروي ريگهاي روان  هر ساله رو به تزايد گذارده  است.  نخستين اقدام جدي در زمينه كنترل ريگهاي روان در سال 1965 ميلادي (برابر  با  سال 1344 هجري شمسي) در مورد 100 هكتار از اراضي به مورد اجرا گذارده شد. امروزه چنين تلاشهايي آنقدر به لحاظ دامنه و ابعاد  توسعه يافته است كه پروژه هاي تثبيت ريگهاي روان و برنامه هاي بيابانزدايي سالانه حدود يك ميليون هكتار از اراضي را در بر مي گيرد.

 

اقدامات مبتكرانه در خصوص تثبيت شنها و ريگها ي روان  شامل مراحل و روشهاي بيولوژيكي، مكانيكي و شيميايي است و فعاليتهايي نظير كاشت نهال، بذر افشاني محصور  سازي  اراضي و استفاده از نفت خام به منظور محافظت از ريشه هاي گياهان  را در بر ميگيرد. تاكنون بيش  از 4 ميليون هكتار از مناطق بياباني و باير ايران  احيا شده اند. در اين ارتباط يكي از عمده ترين اين تلاشها برنامه اجرايي ملي است كه در سال 1992 آغاز گرديد. دست اندركاران اين برنامه در نظر دارند تثبيت ريگهاي روان و بيابانزدايي  10 ميليون هكتار از اراضي  فروسايي شده را عملي سازند. فعاليتهاي ايرانيان در مدت 28 سال در زمينه تثبيت شن و ريگ روان و بيابانزدايي مجموعه ارزشمندي از تجارب و تخصصهاي تكنيكي را به دست مي دهد.

 

بيابانزدايي مساله اي جهاني بوده و تنها به مناطق جغرافيايي خاص محدود نمي  باشد. در عين حال جمهوري اسلامي ايران فعالانه با كشورهاي متاثر از اين فرآيند و آژانسهاي علاقمند به همكاريهاي دو جانبه، همكاري نموده است. اين خود نشان دهنده تعهدات ايران در زمينه هاي  مذكور و نيز در زمينه ائتلاف جهاني عليه فروسائي زيست محيطي بالاخص بيابانزدايي مي باشد.

 

برخي از فعاليتهاي بين المللي در اين زمينه كه توسط  جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته است شامل برگزاري كنفرانسهاي بين المللي، ميزباني جلسات منطقه اي در راستاي همكاري با اسكاپ (ESCAP)، برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد (UNEP)، فائو (‌سازمان خواروبار و كشاورزي ملل متحد (FAO)، همكاري سه جانبه (ايران، كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد(UNHCR) و صندوق بين المللي  توسعه كشاورزي (IFAD) به منظور احياي مناطق بياباني شده  از طريق اسكان آوارگان افغاني مي باشد.

 

در خاتمه شايان ذكر است، برنامه ريزي به منظور تاسيس اداره پروژه ها در خصوص كنترل پيشروي بيابانها با حمايت مالي اسكاپ و برنامه محيط زيست در جمهوري اسلامي ايران در مراحل پاياني مي باشد.

همانگونه كه پيشتر نيز مطرح گرديد تلاشهاي دراز مدت در جهت كنترل پيشروي بيابانها، و نيز تثبيت شن و ريگ روان تجارب و تخصصهاي ارزشمندي را عايد ايران ساخته است كه ما مايليم آنها را در اختيار كشورهايي كه داراي شرايط مشابه هستند قرار دهيم. در مقابل ما نيز به بعد جهاني اين تلاشها واقفيم و درصدد همكاريهاي مثمر ثمر با دولتها، ‌سازمانها و موسساتي هستيم كه در زمينه كنترل پيشروي بيابانها و تثبيت شن و ريگ روان بتوانند موجب  غناي تجارب و تخصصهاي مربوطه شوند.  

نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 20:19 توسط اکبری| |

گل مظهر زيبايي و سرزندگي و هديه لطيف خداوند به ما انسان ها است. گل همواره سمبل زيبايي و سرزندگي بوده است به همين علت وقتي به شخصي گل هديه مي كنيد، علاوه بر اينكه او را سرشار از حيات و سرزندگي مي كنيد، به او اين احساس را مي دهيد كه او برايتان عزيز و گرامي است. ابراز علاقه از طريق هديه كردن دسته گل هاي زيبا باعث افزايش علاقه مي شود. گونه هاي مختلف گل داراي مضمون خاص هستند؛ بعنوان مثال گل رز سمبل عشق و دوستي، گل لاله و شقايق سمبل شهادت. گل علاوه بر زيبايي بصري نيز داراي بوي خوش است كه باعث شادي خاطر انسان مي شود.

برخي خاستگاه گل را بهشت برين ميدانند. در برخي از افسانه ها آمده است؛ زمانيكه آدم و حوا به زمين هبوط كردند گل هايي كه به موهاي حوا بود بر زمين ريخته شد. امروز در عصر ما، زيباترين و ارجمندترين و در عين حال در دسترس ترين تحفه ها يك شاخه يا دسته گل است كه به مناسبت هاي بسياري هديه ميشود.

ايران را از دير باز به كشور گل و بلبل مي‌شناخته‌اند. ايرانيان نخستين ملتي بودند كه گل هديه دادند. گل و غنچه هاي دست داريوش در سنگ نگاره هاي تخت جمشيد است كه بيشتر از 2500 سال سابقه دارد، نشان دهنده پيشينه دسته گل  و هديه دادن آن در ايران عهد باستان است.

بعد از اسلام گل و دسته گل در نزد ايرانيان حرمت و اعتبار خود را حفظ كرد و شايد ارجمند تر شد. مطابق برخي نقل قول ها اعتباري كه مردم به گل سرخ مي دادند از سخني منسوب به حضرت محمد (ص) مايه داشت، كه فرموده بود: به شب معراج گل از عرق من آفريده شد. بازتاب اين روايت را در غزل مولانا (غزل فوق) مشاهده نموديد. علاوه بر آن ”گل“ در ادبيات فارسي رمز ”زيبايي شناسي“ است و ”بلبل“ رمزِ ”شعرسرايي“ است. آنچه كه هست ايران سرزميني است با آب و هواي اقليمي متفاوت و داراي زيبايي هاي فراوان. وجود گل هاي زيباي وحشي در فصول خاص خود و پرورش گل هاي زيبا و تزئيني از زيبايي هاي خاص آن بشمار مي آيد.

نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 13:47 توسط اکبری| |
همان طور كه مي‌دانيد، پنجم ژوئن ۲۰۰۸ (۱۶ خرداد ۱۳۸۷)، سي و ششمين سالي بود كه جهانيان به بهانه‌ي محيط زيست گردهم ‌آمدند و با برگزاري همايش‌ها، مسابقات، كارناوال‌ها، نمايشگاه‌ها، جشنواره‌ها، كنسرت‌ها، هم‌انديشي‌هاي گروهي و تخصصي و بسياري آيين‌هاي متنوع ديگر در سطوح مردمي و دولتي ‌كوشيدند تا نشان دهند كه حفظ محيط زيست، يكي از راهبردي‌ترين و اصلي‌ترين وظايفي است كه مسئوليت انجام آن را به صورت تؤامان بايد تمامي دولت‌هاي عضو سازمان ملل متحد به همراه فرد فرد شهروندان‌شان بپذيرند و به صورتي مؤثر پيگيري كنند.
   با اين وجود و به رغم انتشار ميليون‌ها صفحه گزارش علمي، ايراد ده‌ها و صدها هزار ساعت سخنراني، تهيه‌ي بيليون‌ها دقيقه فيلم مستند، علمي و داستاني با موضوع محيط زيست و وضع قوانين جزايي و حقوقي سخت‌گيرانه‌تر در برابر متجاوزين به حريم طبيعت و مخربان محيط زيست در طول ۳۶ سال گذشته، آنچه كه مشهود است؛ مشاهده‌ي روند شتابان و پيش‌برنده‌ي اُفت كارايي سرزمين و ناپايداري زيست‌بوم در تمامي ابعاد و همه‌ي حوزه‌هاي متأثر از آن در زمين، آب و فضا است. آمارها همه نشان‌دهنده‌ي آلودگي بيشتر منابع آب و خاك، افزايش رخدادهاي طبيعي فاجعه‌بار، فزوني نرخ جابجايي (فرسايش) خاك، كاهش تراكم و تنوع زيستي در هر دو حوزه‌ي گياهي و جانوري و سرانجام ظهور بحران‌ها‌يي جديد چون بيابان‌زايي (Desertification)، تغيير اقليم(Climate change)  و جهان گرمايي (Global Warming) است.
     به كلامي شفاف‌تر، بايد بپذيريم كه بحران‌هاي زيست‌محيطي، هيچ زمان چون امروز، مرگ‌آفرين و بنيان‌كن نشان نداده و هيچ‌گاه اُفول اندوخته‌هاي طبيعي و ذخيره‌گاه‌هاي ژنتيك جهان تا بدين‌ حد، شتاب نگرفته بودند؛ به نحوي كه انسان‌ها به دست خود، دست‌كم سالي يكصد ميلياردتن مواد آلوده‌كننده در هوا، آب و زمين پخش مي‌كنند و آخرين برآوردها حكايت از آن دارد كه بيش از ۵ ميليارد هكتار از سرزمين‌هاي جهان، يعني عرصه‌اي به وسعت ۵ برابر كشور پهناور كانادا، از جريان‌هاي بيابان‌زايي آسيب‌ ديده و دچار اُفت توان توليد شده‌اند. به نحوي كه هم‌اكنون با شتابي معادل ۵۰ ميليون هكتار در سال (۵ برابر مساحت استان اصفهان)، بر وسعت سرزمين‌هاي متأثر از بيابان‌زايي در جهان افزوده مي‌شود؛ رويدادهايي كه خود به شكلي ديگر سيماي زمين را فرتوت‌تر از آنچه كه هست، نشان خواهند داد.
    افزون بر آن، همچنان شاهد مرگ روزانه‌ي ۵۰ هزار نفر از شهروندان دهكده‌ي جهاني، تنها به دليل مصرف آب آلوده هستيم.
    و شاهد مرگ سالانه‌ي ۴/۴ ميليون نفر از مردم جهان بر اثر خفگي گاز و پديده‌ي گلخانه‌اي و تغيير اقليم هستيم (فصلنامه اقتصاد كشاورزي، ش ۲۴، ص ۲۰-۷).
    و شاهد مرگ بيش از ۳ ميليون انسان در اثر بروز بلايای به اصطلاح طبيعی در طول دو دهه‌ي گذشته، يعنی در عصر فوران علم و فناوری و انواع سامانه‌های هشدارباش ماهواره‌ای هستيم (نشريه فرياد زمين، ش ۳۶-۳۷، ص ۹). واقعاً چگونه است که از مرزهای فناوری نانو هم گذر می‌کنيم، امّا در طول چهار دهه‌ي گذشته نه‌تنها نتوانستيم شمارِ آسيب‌ديدگانِ از بلايای طبيعی را کاهش دهيم، بلکه تعداد آنان ۳ برابر هم رشد کرده و اينک به طور متوسط به سالی ۱۳۶ ميليون نفر رسيده است (همشهری، ش ۳۰۳۳ ، ص ۵)؟
    چگونه است که در پی ايجاد ارتباط با موجودات احتمالی آن سوی منظومه‌ي شمسی بر‌می‌آييم و خواستار درک جهانی با فاصله‌ي ۱۷ ميليارد سال نوری از خويش هستيم، امّا در مهارِ روند شتابناک پيدايش و شيوع امراض جديد و ناشناخته، عاجز مانده و تنها نظاره‌گرِ اين حقيقت تلخ باشيم که مرگ و ميرِ ناشی از ابتلا به ویروس  HIV در طول دهه‌ي گذشته ۶ برابر رشد کند؟ اصلاً مگر می‌توان تولّد ۸۰ ميليون انسان بی‌گناه حامل اين ويروس مرگ‌آفرين را در زمانه‌ي حاضر ناديده گرفت؟ انسان‌هايي که اين بخت را داشتند تا ۲۴۰۰ سال پس از افلاطون به دنيا آيند و سزاوارتر آن بود که از موهبت رفاهی سود جويند که می‌توانست تمدّن برایشان به ارمغان آورد، نه سمّی که در جان خود و زيستگاه‌شان فرو خورانده شد!
    مگر شنيدن اين خبر که «در طول نيمه‌ي دوّم سده‌ي بيستم ميلادی، تنها در آمريکا ۸۰ هزار نفر در اثر تشعشعات حاصل از آزمايش‌ها و انفجارات اتمی در نيوار، مبتلا به انواع سرطان شده‌اند (همشهري، ش ۲۶۷۶، ص ۷).» می‌تواند وجدان‌های بيدار را راحت گذارد؟ بخصوص اگر دريابيم، جنگ‌طلبان، همين فاجعه را به بهانه جنگ خليج فارس در طول يك دهه‌ي گذشته دوباره تكرار كردند.
    مگر میتوان اعلام مرگ سالانه‌ي ۸۰ هزار نفر برزيلی را در اثر مصرف سيگار شنيد و خم به ابرو نياورد؟ بخصوص، وقتي كه مي‌دانيم در كشور عزيز خودمان، شايد با آماري وحشتناك‌تر در حوزه مواد مخدر روبرو باشيم!
     و مگر مي‌شود از شنيدن اين خبر اندوهگين نشد: «در صورت ادامه‌ي روند كنوني، تا پايان قرني كه در آن هستيم؛ نسل بيش از نيمي از ۱۷۵۰۰۰۰ (يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار) گونه‌ي زيستمندي كه اينك در جهان يافت مي‌شوند، براي هميشه نابود خواهند شد».

۰۴۳-۱.jpg


    آيا چنين دريافت‌هاي تلخ و غمباري نبايد بشر امروز را با طرح جدي اين پرسش رودررو ‌سازد كه «چرا انسان‌ها با وجود آن كه مي‌دانند، ادامه‌ي حيات‌شان بر روي اين يگانه كره‌ي قابل زيستن در كهكشان راه شيري، در گرو حفظ مواهب طبيعي و زيستمندان متنوع گياهي و جانوري آن است، باز هم آن گونه كه سزاوار است، اقدامي ملموس و مهاركننده براي كاهش ضريب ناپايداري زيست‌بوم انجام نمي‌دهند؟!»
     به باور نگارنده‌ي اين سطور كه افزون بر دو دهه سابقه‌ي حضور در جستارهاي محيط زيستي را در اغلب سطوح مردمي، دانشگاهي، اجرايي و پژوهشي ايران دارد، پرسش فوق كليدي‌ترين و البته شايد آزاردهنده‌ترين سؤالي است كه هر يك از ما، به فراخور مسئوليت و جايگاه اجتماعي‌مان بايد از خود بپرسيم. يك قاضي بايد از خود بپرسد كه چرا به رغم مجازات‌هايي كه به حكم قانون و متأثر از اصل مترقي ۵۰ قانون اساسي بر متجاوزين و متصرفين منابع طبيعي و محيط زيست اعمال داشته، همچنان شمار اين چنين پرونده‌هايي در محاكم دادگستري كشور در حال افزايش است؟! يك معلم يا مدرس دانشگاه بايد از خود بپرسد چرا با وجود گذران سهم عمده‌اي از زندگيش در پاي تخته سياه يا دستگاه نمايش اسلايد و كوشش‌هاي شبانه‌روزيش، همچنان آن گونه كه بايد دانش‌آموزان و دانشجويانش التزامي عملي به آموزه‌هاي محيط زيست نشان نمي‌دهند و تشكل‌هاي مردم‌نهاد طرفدار محيط زيست در ايران از كمترين وزن ممكن برخوردار هستند؟! يك نماينده مجلس يا وزير مملكت يا مدير ارشد دولتي بايد از خود بپرسد: چرا به رغم حضور در اغلب همايش‌هاي سبز و توصيه مردم به حفظ محيط زيست و جلوگيري از تشديد آلودگي زيست‌بوم، عملاً حاصل چهار سال خدمت‌شان در صحن بهارستان يا طبقه‌ي فوقاني ساختمان فلان وزارتخانه يا نهاد حكومتي از منظر محيط زيست قابل دفاع نيست؟! و سرانجام يك پژوهش‌گر محيط زيست و منابع طبيعي بايد آنقدر شجاعت داشته باشد كه اين ناتواني غم‌بار را تحليل كرده و راه برون‌رفت از آن را بي‌هيچ ملاحظه‌اي نشان دهد.
    راست آن است، به رغم آنكه كمتر كسي است كه از حضور در طبيعت لذت نبرد و برايش حفظ موجودات گياهي و جانوري اقدامي نابخردانه باشد، امّا در همان حال بايد اعتراف كنيم كه هنوز كمتر كسي است كه حاضر باشد براي حفظ طبيعت و زيستمندان آن، هزينه كند! تلخ است اما بپذيريم كه مردم ما براي سيگار كشيدن، چايي خوردن، مسابقات ورزشي را نگاه كردن، پيامك‌بازي كردن و رستوران رفتن حاضرند پول بيشتري را بپردازند تا كمك به حفاظت از طبيعت و ارتقاء ظرفيت كشور در اين حوزه مهم فرهنگي.

۰۹۱-۱.jpg


    ما به عنوان متخصص و مدرس محيط زيست حتا نتوانستيم آنقدر آگاهي و شور در مردم بيافرينيم كه آنها خود در برابر احداث فلان سازه‌ي غول‌پيكر بتني (سد) بايستند و يا با ساخت جاده از قلب زيست‌بومي جنگلي (جاده ابر شاهرود)، عرصه‌اي حفاظت‌شده (جاده لواسان به بلده نور) يا تالابي بين‌المللي (تالاب انزلي، ارژن و …)، مخالفت كرده و به فن‌سالاران طبيعت‌ستيز نشان دهند كه برايشان «پايداري توسعه» مهم‌تر از رفع نيازهاي كوتاه مدت است. شوربختانه آن كه در بسياري از موارد، اين طرفداران اندك محيط زيست بوده‌اند كه عملاً در برابر مردمي كه خواهان احداث سد، پالايشگاه، جاده و فلان سازه‌ي اشتغال‌زا بوده‌اند، ايستاده‌اند و از اين زورآزمايي غم‌بار، مديراني كه تمايل به دوام مدت مديريت و ميزشان دست بالا را داشته است، با ژستي مردم‌مدارانه بيشينه‌ي سود را برده و حكم به تخريب بيشتر طبيعت صادر كرده‌اند، آن هم بي پرواي فرداها كه دير يا زود خواهد آمد و گريبان‌مان را خواهد گرفت. همان گونه كه خشك كردن درياچه آرال در آن سوي مرز گوشه شمال غربي كشور و تالاب ارزشمند هورالعظيم در اين سوي مرز غربي و جنوب غربي و هامون در شرق كشور چنين عقوبتي را پيش روي‌مان نهاده است.
    برگرديم به جمله‌اي كه در پيشاني اين يادداشت آمده است؛ قصه‌ي پرغصه‌ي محيط زيست در ايران و بسياري ديگر از كشورهاي جهان از همين دريافت ناشي مي‌شود: اگر به اين باور نرسيم كه جهاني كه براي گياهان و جانوران ناامن باشد، براي انسان هم ناامن خواهد بود؛ نبايد انتظار داشته باشيم كه به اين زودي‌ها، كوشش‌هاي جدي براي مهار كارمايه (انرژي)هاي نو، در دستور كار دولت‌ها قرار گيرد؛ كارمايه‌هايي كه اگر مهار شوند، هم از ميزان تجاوز به بوم‌سازگان (اكوسيستم)‌هاي طبيعي كاسته مي‌شود، هم نرخ آلودگي و انتشار گازهاي گلخانه‌اي پايين مي‌آيد (شعار امسال روز جهاني محيط زيست نيز بر همين دريافت استوار است)، هم آلودگي‌هاي شنيداري، ديداري و هسته‌اي كاهش خواهد يافت و هم جهاني امن‌تر و با كيفيت‌تر براي انسان و ديگر زيستمندان عالم بوجود خواهد آمد.

آب آلوده همچنان بزرگترين عامل مرگ و مير انسانهاست … چرا؟!

   مؤخره:
  نمي‌توانم شادماني و شعف خود را از حمايت گسترده و كم‌نظير وبلاگ‌نويسان و صاحبان بسياري از تارنماهاي معتبر درون و برون كشوري از فراخوان موج سبز اعلام ندارم. موجي كه دامنه‌ي آن به رسانه‌ي ملّي هم رسيد و در چندين برنامه راديويي و تلويزيوني به آن پرداخته شد. و اين شايد نخستين بار باشد كه به رغم قرار گرفتن كشور در تعطيلاتي طولاني، «محيط زيست» از بيشترين انعكاس ممكن در رسانه‌هاي ديداري، شنيداري، نوشتاري و مجازي فارسي‌زبان برخوردار شد؛ رخدادي كه اميدوارم بتواند به ارتقاي ظرفيت فرهنگي محيط زيست در جامعه امروز ايران بيانجامد.

نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 10:31 توسط اکبری| |
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

باران هنگامی اسیدی است که میزان Ph آب آن کمتر از 6/5 باشد. این مقدار Ph بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( Hco3 ) در آب خالص است.

باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.



دید کلی

در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و Ph باران طبیعی آلوده نشده حدود 6/5 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و Ph آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه

پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. «اسمیت» در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

«موتا» و «میلو» در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.



عوامل موثر در اسیدیته باران

آب باران هیچگاه، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصی‌های آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمک‌های دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

آتش‌سوزی جنگل‌ها نیز، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی، آتشفشانی و فعالیت‌های انسان، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی، مواد خارج شده از دودکش‌های کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی

اسیدهای عمده در باران اسیدی، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشند. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد

بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشان‌ها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن

در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی

پیرامون معضل باران اسیدی، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان Ph کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و Ph طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان Ph آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 7/4 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

- یدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

- ید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.



عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.



باران قلیائی

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، Ph آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، Ph باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی

آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی

دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی Ph خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها

تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.

آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که «فومارو» در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:

مضر برای انسان: ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی

تخریب جنگلها: ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.

خطرناک برای دریاچه‌ها: مرگ صدها گونه زیستی

تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی

باران اسيدي چيست؟ (روزنامه شرق 23 اسفند 82 )

باران اسيدی به دو نوع بارش تر (باران-مه وبرف) و خشك (ذرات معلق اسيدي) اطلاق مي‌شود.

بطور كلي باران اسيدي را مي توان اينگونه تعريف كرد: "باران يا ساير نزولاتي كه غلظت آلاينده هاي سولفات و نيترات در آن ها بيش از حد معمول و پ.هاش ان ها بيشتر از 6/5 باشد. "

باران اسيدي را مي توان نتيجه مستقيم خودپالايي هوا دانست. بعبارت ديگر قطره هاي آب يعني سازندگان ابرها به طور پيوسته ذرات معلق و گازهاي محلول در آب را جذب كرده و به همين دليل به هنگام شروع بارش ناپاكي هاي هوا از جمله تركيبات نيتروژن و سولفات شسته شده و به اسيد سولفوريك و اسيد نيتريك تبديل شده و از جو جدا شده و وارد ليتوسفر وهيدروسفر مي شوند.

دي‌اكسيد گوگرد و اكسيدهاي ازت در هوا با اكسيژن و بخار آب تركيب شده و اسيدهاي سولفوريك و نيتريك را بوجود مي‌آورند. اين مواد اسيدي ممكن است فواصل دور را با باد غالب طي كرده و بصورت باران اسيدي ببارند.بارندگي هاي اسيدي بصورت باران يا برف يا... مي باشد. بيش از%65 بارش هاي اسيدي بعلت وجود سولفات و %35 ديگربعلت وجود تركيبات نيتروژن دار است.

كدام مناطق در معرض باران هاي اسيدي قرار دارند؟

تا چندي پيش چنين تصور مي شد كه باران اسيدي يك مشكل اروپايي است اما امروزه مي دانيم كه باران اسيدي همه كشورهاي صنعتي را تحت تاثير قرار مي دهد. آمريكا كانادا آلمان انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بطور جدي با اين مشكل مواجه هستند. مناطقي از آسيا نيز در برابر باران اسيدي آسيب پذيرند.از جمله ژاپن كره ي شمالي و جنوبي جنوب چين بخش كوهستاني و جنوب غربي هند.در تهران نيز پ.هاش اسيدي بطور عمده در مناطق شمال شرقي تهران گزارش شده كه به عنوان مثال مي توان از ايستگاه هاي شميران و پارك وي نام برد كه بعلت كم بودن بافر مثل كلسيم و منيزيم است. پايين ترين پ.هاش گزارش شده در تهران8/3 مي باشد.
نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 14:16 توسط اکبری| |
نايب رييس خانه سازمان‌هاي غيردولتي خراسان رضوي گفت: NGOهاي ايران سهمي از بودجه‌ها و اعتبارات سازمان محيط زيست جهاني ندارند. محمد رضواني افزود: در حال حاضر تمام امکانات و اعتبارات بين‌المللي در تهران متمرکز است و سازمان‌هاي غيردولتي ساير استان‌ها، بهره‌اي از اين امکانات، اعتبارات و طرح‌ها ندارند.
وي با اشاره به برگزاري کلاس‌هايي جهت توانمندسازي تشکل‌هاي غيردولتي و آموزش روش‌هاي پروژه نويسي توسط نماينده سازمان ملل در تهران گفت: يک مرکز توانمندسازي سازمان‌هاي غيردولتي در تهران و زير نظر وزارت کشور فعاليت مي‌کند كه بودجه زيادي صرف آن مي‌شود در حالي که سازمان‌هاي غيردولتي در ساير استان‌ها از اين آموزش‌ها و برنامه‌ها بي‌نصيب مي‌باشند که اين از عدالت به دور است.
وي به لزوم بسترسازي جهت فعاليت آگاهانه NGOها اشاره کرد و گفت: سازمان‌هاي غيردولتي از افراد علاقه‌مند تشکيل شده‌اند كه متاسفانه با روش کار و مديريت، روش‌هاي اجرايي و مباني زيست محيطي آشنا نيستند.
نايب رييس خانه سازمان‌هاي غيردولتي خراسان رضوي با بيان اين مطلب كه بخش دولتي اغلب به ديد مزاحم به NGOها نگاه مي‌کند، ادامه داد: در زمينه همکاري با NGOها شعار زياد داده مي‌شود اما در عمل هيچ کس قدمي براي حمايت از آن‌ها برنمي‌دارد.
رضواني به همکاري کم سازمان محيط زيست با NGOها اشاره کرد و گفت: محيط زيست به جاي توانمندسازي NGOهاي قديمي، به دنبال تاسيس NGOهاي جديد و بالا بردن آمار است در حالي که مي‌تواند با در اختيار گذاشتن امکانات، تکثير جزوه، هماهنگي و هدايت برنامه‌هاي NGOها در بخش تحقيقات و آموزش و نظارت بر کار اين تشکل‌ها، از اين نيروها در جهت انجام کارهاي زيست محيطي کمک بگيرد اما متاسفانه سازمان با اين مسائل بيگانه است.
دبير جمعيت سبز ايران خاطرنشان کرد: شوراي شهر دوره قبل از بودجه شهرداري مکاني در اختيار NGOها گذاشتند تا اين تشکل‌ها ضمن استفاده از امکانات شهرداري، در پروژه‌هاي شهري کمک کنند اما متاسفانه اين ساختمان را از ما گرفته و در حال حاضر هم کمتر به اين مسائل توجه مي‌کنند.
رضواني افزود: ما به تمام اين ادارات و سازمان‌هاي دولتي مراجعه و براي هر نوع همکاري اعلام آمادگي کرده‌ايم ولي متاسفانه بسياري از مديران که منابع ملي و دولتي در اختيار آن‌هاست، با نگرش زيست محيطي و همکاري با NGOها بيگانه‌اند.
وي با بيان اينکه در خراسان رضوي تنها 8 تا 15 NGO زيست محيطي به طور رسمي به ثبت رسيده است، گفت: ما بارها از تمام NGOها خواسته‌ايم که عضو شبکه سازمان‌هاي غيردولتي شوند تا بتوانيم با هماهنگي و همکاري، کارهاي مثبت و قابل قبولي انجام بدهيم ولي متاسفانه به دليل فردگرايي اغلب NGOها و تمايل برخي از آن‌ها به تبليغ و مطرح کردن خودشان، تعداد کمي از آن‌ها به ما پيوستند.
وي با اشاره به نقش NGOها در ترويج فرهنگ دوچرخه‌سواري، گازسوز کردن خودروها، استفاده از وسائل حمل و نقل عمومي و جذب همکاري‌هاي مردم در جهت حفظ محيط زيست گفت: NGOها سازمان‌هاي غيروابسته به دولت هستند که نيازي به بودجه‌هاي دولتي نداشته اما نيازمند همکاري‌هاي بين بخشي‌اند.
دبير جمعيت سبز ايران آغاز جمع‌آوري زباله‌هاي کاغذي در مشهد، صدور بيانيه‌هايي در ارتباط با کاهش آلودگي هوا، برگزاري همايش‌هاي دوچرخه‌سواري و راهپيمايي و برگزاري کلاس‌هاي هنري براي استفاده از وسايل دورريختني و جلوگيري از قطع 264 درخت در کوهسنگي را از جمله فعاليت‌هاي جمعيت سبز ايران ذکر کرد و افزود: اين تشکل در سال 1368 آغاز به فعاليت کرد و در حال حاضر حدود سه هزار و 200 نفر در مشهد و 12 هزار و 600 نفر در کل کشور عضو دارد.
نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 21:15 توسط اکبری| |
333 magnify

فردا روز جهانی محیط زیسته ! نمی دونم چرا اسمش شده محیط زیست؟ فکر کنم اگه اسمش محیط ژست بود بهتر بود...اون سازمان مکانی است که مسئولین فقط ژست حفاظت را می گیرند!!!

من می دونم ،‌تو هم می دونی!‌محیط زیست ما روز یادبود نمی خواهد...

محیط زیست ما جنگلهای از دست رفته اش را...تالاب های خشک شده اش را...یوز در حال انقراضش را می خواهد...

چرا ما انسان ها انقدر سمبلیسم هستیم؟؟!!!! روز جهانی برای چه ؟ ما اتحاد جهانی می خواهیم تا این روز جهانی را گرامی بداریم!!!

جایی خواندم که از زبان جورج برنارد طنزپرداز ایرلندی چنین نوشته بود: " آدم‌هاي زميني‌، موجودات غريبي هستند.

آنها براي هر چيزي اگر عملاً ارزشي قائل نباشند، روزي را نامگذاري كرده يا مجسمه‌اي برپا مي‌كنند، درست مانند آمريكايي‌ها كه مجسمه غول‌پيكر آزادي را برپا داشته‌اند، امّا در عمل آن را زير پا له كرده‌اند."

فرهاد جم روزنامه نگار همشهری آنلاین در ادامه این سخن چیز زیبایی را متذکر شد که ذهن آدمی را به خود مشغول می کند :

" اين گفته در هر موردي راست نباشد، در باره محيط‌ زيست و روز آن در ايران درست است. تخريب محيط‌ زيست در چهار گوشه كشور از تالاب انزلي در شمالي‌ترين نقطه كشور گرفته تا خورموسي در جنوبي‌ترين نقطه؛ آلودگي نفس‌گير هوا در تمامي شهرهاي بزرگ كشور؛ انقراض گونه‌ها از ببر مازندران، بزرگترين گربه‌سان زمين گرفته، تا يوزپلنگ ايراني كه گرچه هنوز منقرض نشده اما ديگرنفس هاي آخر را مي‌كشد؛ گذر اتوبان و جاده از حساس‌ترين و بي‌مانندترين اكوسيستم‌هاي جهان از جاده لار در عرصه‌هاي البرز مركزي تا پارك ملي گلستان و ميان‌گذر درياچه اروميه -كه ناسلامتي عنوان پارك ملي بر آن گذاشته‌ايم و تنها بازمانده درياي باستاني تتيس است- و جنگل ابر كه شايد در هيچ جاي دنيا مانند آن را نتوان يافت؛ تخريب جنگل‌هاي هيركاني كه تنها بازمانده اكوسيستم‌هاي دوران سوم زمين‌شناسي‌اند و ده‌ها مورد ريز و درشت ديگر، همگي گواهي بر اين مدعاست."

وقتی به این جملات فکر می کنم مثال های دیگری به ذهنم می آید!

روز هوای پاک ...روز درختکاری... روز یوز ایرانی... روز طبیعت...

آیا سال دیگر طبیعتی می ماند تا ما برایش روزی را گرامی بداریم...!!!؟؟؟

نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 22:40 توسط اکبری| |

امسال روز NGO ها را اعلام نکردند ما خودمان هفت روز این هفته را روز NGO ها و محیط زیست اعلام می کنیم 


پنجم ژوئن برابر با ۱۶خرداد ماه ۱۳۸۷





روز جهانی محیط زیست گرامی باد
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 22:33 توسط اکبری| |

 

سبز سبزم ریشه دارم...

همینطور که همه دوستان میدونند از ۱۶تا۲۲ خردادماه هفته محیط زیسته که قراره وبلاگستان فارسی را سبز کنیم البته به کمک شما دوستان و خواننده عزیز.از کسایی دوستان که به این وبلاگ سر میزنند خواهش میکنم که به سایت موج سبز رفته و لوگوی طراحی شده را توی وبلاگشون قرار بدن و با معرفی این طرح به دوستانشون و نوشتن یک مطلب زیست محیطی در وبلاگشون متناسب با مخاطبین  در این طرح شرکت کنند.

این طرح به پیشنهاد سپهر سلیمی عزیز و با طراحی وبسایت توسط آقای مهدی اشراقی انجام شده که از هردو این عزیزان تشکر میکنم بهشون خسته نباشید میگم.


خواهش ما این است که خواهش‌مان را اجابت کنید و به جهانیان نشان دهید که ایرانیان، اگر بیشتر از سایر اهالی زمین برای حفظ محیط زیست‌شان، اهمیت و اعتبار قایل نیستند، کمتر نیز نیستند.

 

پس وعده‌ي ما در سبزترين روزهاي سال ، 16 تا 22خرداد ماه 87؛ روزهايي که وبلاگستان را به کمک هم از هميشه سبزتر خواهيم کرد.

نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 21:56 توسط اکبری| |
اعضای موسسه زیست محیطی کیمیای سبز حادثه انفجار کارخانه شمیمیایی در اراک و کشته شدن تعدادی از همشهریان اراکی در این حادثه دلخراش را به کلیه شهروندان اراکی و خانواده های عزا دار تسلیت عرض می کنند.
نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 15:0 توسط اکبری| |
آخرين آمار كشته‌شدگان نيز به رغم اعلام اوليه 28 تن در روز گذشته، صبح امروز 19 تن اعلام شد كه سه تن از اين تعداد در بيمارستان‌هاي محل انتقال فوت كردند.

بر اساس اين گزارش، در حال حاضر از تعداد 42 مجروح حادثه، 22 تن در بيمارستان‌هاي اراك بستري و 20 تن به ساير شهرها از جمله 5 تن به اصفهان، 7 تن به تهران و 8 تن به قم جهت بستري در بيمارستانها اعزام شدند.

گفتني است، بر اساس اعلام آتش‌نشاني اراك اين حادثه دلخراش حدود ساعت 15:55 عصر روز گذشته رخ داد كه در پي دريافت اولين گزارش آن به آتش‌نشاني اراك، ماموران و امدادرسانان حدود ساعت 16:15 با 5 دستگاه خودرو اطفاي حريق در محل حادثه حاضر شدند.

مسعود آقازيارتي، مسوِؤل امور هماهنگي عملياتي آتش‌نشاني اراك، به خبرنگار حوادث ايسنا گفت: علت اصلي وقوع همچنان در دست بررسي است، اما يكي از مخازن گاز در شركت محل وقوع حادثه، منفجر شده است.

مهدي آقا زيارتي،‌مدير روابط عمومي آتش‌نشاني اراك نيز به خبرنگار «ايسنا» گفت: علت وقوع حادثه اتصالات برق پيش‌بيني مي‌شود كه بر اثر جوشكاري كارگران در نزديكي مخازن گاز نوسانات برق رخ داده و موجب انفجار شده است.

وي گفت: در حال حاضر منتظر نظر كارشناسي در بررسي اين حادثه هستيم.

دكتر سرور، معاون حوادث وعمليات اورژانس كشور نيز با بيان اين كه زمان اعلام گزارش حادثه توسط مردم به اورژانس شازند ساعت 16بوده است، گفت: پس از دريافت اولين گزارش، دو دستگاه آمبولانس اعزام شده و در ساعت 16:10 به محل حادثه مي‌رسند.

وي افزود: با درخواست اورژانس شازند از اورژانس اراك 5 دستگاه آمبولانس ديگر نيز به محل اعزام شده و با طي 35 كيلومتر فاصله، ساعت 16:40 تا 16:50 به محل حادثه مي‌رسند.

دكتر سرور اعلام كرد: مركز فوريتهاي پزشكي بلافاصله با اورژانس استانهاي همجوار براي اعزام آمبولانس تماس گرفت و بر اين اساس تعدادي ديگر آمبولانس شامل سه دستگاه از استان قم، يك دستگاه از همدان، دو دستگاه از خرم‌آباد و يك دستگاه از اورژانس ملاير عازم محل وقوع حادثه شدند. پس از اعلام بي‌نيازي به آمبولانس برنامه اعزام آمبولانس از تهران به اراك نيز لغو شد و مقرر شد اورژانس تهران، اصفهان و قم با ستاد هدايت دانشگاه‌ علوم‌پزشكي اراك هماهنگ شوند و اقدامات لازم را جهت بستري و پذيرش بيماران انجام دهند.

بر اساس اعلام اورژانس كشور هم اكنون شماري از مجروحان نيز در بيمارستانهاي تهران ( شهيد مطهري،5 تن، شهداي يافت‌آباد، 5 تن، و شهيد چمران، يك تن) بستري شده‌اند كه البته تا كنون، دو تن در محل بيمارستان شهيد مطهري به علت درصد بالاي سوختگي جان باخته‌اند.

همچنين در بيمارستان شهيد نكويي قم، نيز 8 تن و در بيمارستان امام موسي كاظم اصفهان نيز 5 تن از مجروحان حادثه بستري هستند كه از اين ميان، يك تن از بستري‌شده‌ها در بيمارستان اصفهان جان باخته است.‌

اورژانس كشور، حال 7 تن از مجروحان اين حادثه را وخيم گزارش كرد.

به گزارش ايسنا واحدهايي از ارتش، سپاه، پالايشگاه، پتروشيمي‌، نيروگاه و جمعيت هلال‌احمر استان مركزي نيز براي انتقال مجروحان و كمك به امر امدادرساني وارد عمل شدند.

فرماندار شهرستان اراك نيز در جمع خبرنگاران با ابراز تاسف از وقوع اين حادثه تلخ، گفت: بلافاصله پس از اطلاع از وقوع آتش‌سوزي، ستاد حوادث غيرمترقبه استان مركزي تشكيل و با تخليه بخشي از بيمارستان ولي‌عصر(عج) اراك و آماده‌سازي اكيپ‌هاي بهداشتي و درماني، كار رسيدگي به مجروحان را آغاز كرد.

محمدحسن آصفري، با اشاره به اين كه حال تعدادي از مصدومان وخيم است، گفت: براي اعزام حادثه‌ديدگان به مراكز درماني، به‌رغم مكاتبات صورت گرفته با تهران به منظور اعزام يك فروند بالگرد، به دليل شرايط نامساعد جوي، اين درخواست رد شد و در ادامه با درخواست يك فروند هواپيماي c130 نيز مخالفت شد.

وي گفت:‌ كار اعزام حادثه‌ديدگان به تهران تا پايان شب گذشته انجام شد.

دكتر مجيد رمضاني، رييس دانشگاه علوم پزشكي اراك نيز در جمع خبرنگاران گفت:‌ ابعاد حادثه بسيار بزرگ است و به همين جهت تمامي پزشكان، جراحان و پرستاران و بخش‌هاي امدادي بيمارستانهاي محل انتقال مجروحان در آماده‌باش كامل هستند.

حادثه شرکت کیمیاگران گستر بازنه شازند- مجروحان در بيمارستان ولیعصر اراک
حادثه شرکت کیمیاگران گستر بازنه شازند- مجروحان در بيمارستان ولیعصر اراک

حادثه شرکت کیمیاگران گستر بازنه شازند- مجروحان در بيمارستان ولیعصر اراک

حادثه شرکت کیمیاگران گستر بازنه شازند- مجروحان در بيمارستان ولیعصر اراک

نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 12:38 توسط اکبری| |
 ده ميليارد تومان امسال از محل رديف‌هاي خاص براي طرح جامع كاهش آلودگي هواي اراك اختصاص يافت.

طرح جامع كاهش آلودگي هواي اراك باوجود داشتن مصوبه دولت، شرايط منابع اعتباري نامشخصي داشت كه با تنظيم اصلاحيه و بررسي آن در كميسيون زيربنايي دولت مصوب شده كه سالانه بين ‪ ۱۵۰تا دويست ميليارد ريال اعتبار بگيرد. و گفت: از آنجا كه تامين اعتبار پروژه‌هاي اين طرح در هاله‌اي از ابهام قرار داشت، به دنبال رايزني‌هاي صورت گرفته، پرداخت سالانه 15 تا 20 ميليارد تومان از محل رديف‌هاي خاص در كميسيون زيربنايي مجلس به تصويب رسيد كه سهميه امسال اين طرح 10 ميليارد تومان است.
يكصد ميليارد ريال اعتبار تخصيصي امسال صرف ساماندهي كمربند شمالي و جنوبي شهر، ايجاد يكهزار هكتار فضاي سبز و آغاز عمليات تقاطعهاي غيرهم سطح شهري در كاهش ترافيك خواهد شد.

نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 10:29 توسط اکبری| |

مقدمه

درخت افرا در نواحی جنگلی و در خاکهای گچی می‌روید و به خصوص در چنگلهای شمال ایران فراوان و گونه‌هایی از آنها در باغها و پارکها برای زینت کاشته می‌شوند. در بعضی از گونه‌ها مواد قندی بسیاری وجود دارد از درختان پهن برگ با چوب صنعتی و بعضی زینتی هستند و در زمستان خزان می‌کنند.برگها اکثراً پنجه‌ای متقابل شانه‌ای شامل 5-3 برگچه نوکدار با دانه‌های نامنظم است. میوه‌ها فندقی دارای دو بال به شکل8 با زاویه بین دو بال که از 45درجه تا 180درجه متغیر می‌باشد و در تابستان می‌رسند افراها به بیشتر خاکها و شرایط مقاوم هستند.

مکان کاشت افرا

درخت افرا در هر نوع خاکی به عمل می‌آید ولی گونه‌های مختلف آن در خاکهای آهکی سازگارتر هستند و به آفتاب کامل نیاز دارند.


در مورد درخت افرا هرس لازم نیست فقط کافی است در بهار شاخه‌های خشک و بیمار حذف شوند.

روشهای تکثیر افرا

بذرکاری

بذر اکثر افراها در پائیز می‌رسند قبل از کاشت اگر بذر به مدت یک هفته در آب غوطه ور باشد و هر روز آب آن عوض شود در جوانه زنی مؤثر خواهد بود بطور کلی بذر افراها را نباید گذاشت که خشک شوند و موقع کاشت در عمق یک سانتیمتری با پوشش نازک از ماسه و در محلی سایه‌دار کاشته می‌شود.

قلمه

قلمه علفی افراها که در خارج از فصل خود تهیه می‌شوند در تحت شرایط گلخانه‌ای و با استفاده از ایجاد زخم و پودر دو درصد اسید ایندول بوتریک (IBA) و 5 در صد بنومیل ریشه‌دار می‌شوند. قلمه نیمه خشبی افرای سیاه در تحت شرایط گلخانه و زخم زنی و پودر تالک به میزان 8000ppm ریشه‌دار می‌شود. قلمه افرای چینی هم در باز و هم در شرایط گلخانه می‌تواند ریشه‌دار شود به شرطی که مدتی را در زیر ماسه(حداقل یک ماه) مانده باشد و سپس اقدام به کشت شود.

پیوندزنی

اگر پیوند در فضای باز و در خزانه روی نهالهای بذری زده شود، با موفقیت از پیوند T (تی) یا شکمی از نیمه تابستان تا آخر آن استفاده کرد و در بهار سال بعد به محض رویش پیوندک نهال را از بالای آن سربرداری نمود. در صورتی که امکانات گلخانه ای در دسترس باشد گیاهان پایه بذری یکساله در خزانه که در پائیز سال اول به داخل گلدانهای کوچک منتقل شده‌اند و در طی سال دوم در درون گلدان بوده‌اند، در آخر زمستان (اواخر بهمن یا اوایل اسفند) برای آماده شدن پیوند زنی به گلخانه آورده می‌شوند به محض اینکه ریشه‌ها علامت رشد را نشان دادند پایه برای پیوند زدن آماده است. برای این منظور قبلاً پیوندک را به صورت شاخه در طول فصل رویشی جمع آوری و در یخچال نگهداری می‌نمایند.

انواع درخت افرا

افرای سیاه (افرای سه برگی)

این درخت به ارتفاع 10 تا20متر بوده و یک درخت سریع الرشد و مردم پسند است. برگهایش شانه‌ای، گلهایش کوچک و به شکل خوشه‌هایی از شاخه‌ها آویخته می‌گردد. رویشگاه اصلی آن آمریکای شمالی است. شاخه‌ها باریک بوده و در مقابل بادهای شدید مقاومت چندانی ندارد. گلهای نر و ماده روی پایه‌های جداگانه قرار دارند و تنها پایه‌های نر جنبه تزئینی دارند گونه دیگر افرای سیاه به شکل پایه ماده دیده می‌شود که برگهای آن حالت ابلق دارند. کلهایش چندان جلب توجه نمی‌کند ولی میوه‌های بالدار سفید رنگ آن بسیار جذاب است.

افرای پر چینی یا افرای دشتی

یک درخت مرتعی به ارتفاع 8-6 متر است برگهایش دارای 5 - 3 لوب و پهنای آن بین 10- 5 سانتیمتر بوده که لوب میانی خود به 3 لوب کوچکتر تقسیم می‌گردد. کلها سبز رنگ با گل آذین ایستاده است درختانی کم مقاوم اما غیر تماشایی هستند. این درخت برای خاکهای قلیایی ، گیاهی بسیار ارزشمند به شمار می‌آید ولی می‌تواند با هر نوع خاک دیگر نیز خود را سازش دهد همچنین به نور آفتاب نیز نیازمند است.

افرای کوهستانی یا افرای نروژی

این درخت بیشترین جذابیت را در بین انواع افراها دارد. برگها پنجه‌ای بزرگ و چاکدار با تقسیمات دندانه‌دار نوک تیز ولی رنگ آنها سبز مایل به زرد است که در پائیز به زرد تیره تبدیل می‌شود گل آذین آن رو به بالا قرار دارد. برگها دارای 7 - 5 لوب و دمبرکها بلند و حاوی شیرابه سفید رنگی هستند. ساقه نهال جوان کبود رنگ کرکدار و سپس قهوه‌ای مایل به سبز می‌شود.

افرای برگ چناری

این نوع افرا به ارتفاع 6متر و دارای برگهایی چنار مانند با لبه‌های کرم رنگ است.

افرای سرخ

این نوع افرا دارای برگهای قرمز ارغوانی به ارتفاع حداکثر 5 متر می‌باشد و در شرایط آب و هوایی مرطوب رشد می‌کند. افرای سرخ سایه پسند بوده و در پارکها جهت پر کردن فضای خالی درختان بلند مناسب است.

افرای بزرگ صنعتی شبه چناری

این نوع افرا ، افرای زیبایی نیست اما فوق العاده سریع الرشد بوده و به سرعت به ارتفاع حدود 9متر و بیشتر می‌رسد. این درخت مخصوص مناطقی است که نیاز به پر کردن فضاهای خالی با درختان زود رشد است. برگها پنجه‌ای شکل است روی برگ سبز رنگ و پشت آن سفید رنگ است گلها آویخته است.


  • افراهای با پوست ساقه جذاب مانند :
  • افرای با پوست قهوه‌ای نازک و قابل جدا شدن
  • افرای با پوست ساقه به شکل پوست مار
  • افرای با پوست خاکستری مایل به زرد

ارتباط با سایر علوم

  • تاکسونومی: گیاه افرا بر حسب خویشاوندی با سایر گیاهان رده بندی می‌شود و جایگاه این گیاه از نظر رده بندی در سطح گونه مشخص می‌شود.

  • مورفولوژی: تنوع ریختی گیاه افرا مطالعه می‌شود به عبارتی تنوع ریختی گیاه افرا باعث می‌شود تا بدانیم که با شرایط متفاوت در زیستگاههای مختلف سازگاری این گیاه چگونه صورت می‌گیرد.

  • آناتومی: ساختمان داخلی گیاه افرا را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

  • مورفوژنز: از ابتدای تشکیل تخم گیاه افرا تا بوجود آمدن شکل گیاه افرا با این علوم مطالعه می‌شود.

  • فیزیولوژی: نحوه کار و فعالیت گیاه افرا از سطح اندامکهای درون سلول تا بافتها ، اندامها و خود گیاه مطالعه می‌شود.

  • سیتولوژی: به مطالعه درباره رشد، تولید مثل و رفتار سلول گیاه افرا می‌پردازد.

  • اکولوژی: به مطالعه چگونگی سازش گیاه افرا با محیط و ارتباط آنها با یکدیگر می‌پردازد.

  • ژنتیک: چگونگی انتقال صفات وراثتی و عوامل انتقال دهنده و ساختار شیمیایی این عوامل را در گیاه افرا بررسی می کند.
نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 12:14 توسط اکبری| |